مؤمن آل‌فرعون (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مؤمن آل‌فرعون مردی بود از فرعونیان که به موسی علیه‌السلام ایمان آورده بود اما ایمان خود را مکتوم می داشت، در دل به موسی عشق می ورزید و خود را موظف به دفاع از او می دید. در اين مقاله از آيات‌ «و جاء رجل من اقصى المدينة» و «و قال رجل مؤمن من آل فرعون» استفاده شده است.

فهرست مندرجات

۱ - معرفی مؤمن آل‌فرعون
۲ - اتمام‌حجّت مؤمن آل‌فرعون‌
۳ - احتجاج مؤمن آل‌فرعون‌
       ۳.۱ - عدم استواری شرک
       ۳.۲ - ناتوانی معبودان باطل
       ۳.۳ - دلایل نبوت حضرت موسی
۴ - اطاعت از مؤمن آل‌فرعون‌
       ۴.۱ - اطاعت حضرت موسی
       ۴.۲ - نتیجه اطاعت از مؤمن آل‌فرعون
۵ - افشاگری مؤمن آل‌فرعون‌
۶ - تسلیم مؤمن آل‌فرعون‌
۷ - تعجّب مؤمن آل‌فرعون‌
۸ - تقیه مؤمن آل فرعون
۹ - توطئه علیه مؤمن آل‌فرعون‌
       ۹.۱ - ناکامی توطئه
۱۰ - توکّل مؤمن آل‌فرعون‌
۱۱ - جاسوسی مؤمن آل فرعون‌
۱۲ - جدال مؤمن آل‌فرعون‌
۱۳ - خوف مؤمن آل‌فرعون‌
       ۱۳.۱ - خوف از عذاب استیصال
       ۱۳.۲ - خوف از عذاب قیامت
۱۴ - دفاع مؤمن آل‌فرعون‌
       ۱۴.۱ - دفاع از توحید
       ۱۴.۲ - دفاع از حضرت موسی
۱۵ - رشد مؤمن آل‌فرعون‌
۱۶ - سکونت مؤمن آل‌فرعون‌
       ۱۶.۱ - کشور مصر
       ۱۶.۲ - قصر فرعون
۱۷ - شجاعت مؤمن آل‌فرعون‌
۱۸ - شرک‌ستیزی مؤمن آل‌فرعون‌
۱۹ - شهادت مؤمن آل‌فرعون‌
۲۰ - علم مؤمن آل‌فرعون‌
       ۲۰.۱ - علم به سرنوشت اقوام گذشته
       ۲۰.۲ - علم به رسالت حضرت یوسف
۲۱ - قسم مؤمن آل‌فرعون‌
۲۲ - ملامتهای مؤمن آل‌فرعون‌
       ۲۲.۱ - ملامت فرعونیان
       ۲۲.۲ - ملامت مصریان
۲۳ - موقعیّت مؤمن آل‌فرعون‌
۲۴ - نجات مؤمن آل‌فرعون‌
       ۲۴.۱ - حفظ دین
۲۵ - نسل مؤمن آل‌فرعون‌
۲۶ - هدایتگری مؤمن آل‌فرعون‌
۲۷ - یأس مؤمن آل‌فرعون‌
۲۸ - کوشش‌های مؤمن آل‌فرعون‌
۲۹ - عناوین مرتبط
۳۰ - پانویس
۳۱ - منبع

معرفی مؤمن آل‌فرعون

[ویرایش]

او مردی بود هوشیار و دقیق و وقت شناس و از نظر منطق بسیار نیرومند و قوی که در لحظات حساس به یاری موسی شتافت، و چنان که در دنباله این آیات خواهد آمد او را از یک توطئه خطرناک قتل رهایی بخشید.
مؤمن آل‌فرعون، از قبطیان و نزديكان فرعون بود، برخى او را پسر عموى فرعون و ولیعهد اودانسته‌اند. مورّخان و مفسّران، نام وى را حبروك، شمعون، حزقيل، حزبيل، حبيب و يا سمعان‌ ذكر كرده‌اند.
بعضی گویند او حزبیل، همان نجاری بود که صندوق برای حضرت موسی ساخت تا مادرش او را در میان رود نیل بیاندازد.
بعضی روایت کرده اند که او خازن (سرپرست خزائن و گنجینه های) فرعون بوده است از ابن عباس نقل شده که در میان فرعونیان تنها سه کس به موسی ایمان آوردند: مؤمن آل فرعون، و همسر فرعون و آن مردی که قبل از نبوت موسی به او خبر داد که فرعونیان تصمیم دارند تو را به خاطر قتل یکی از اتباعشان به قتل برسانند و هر چه زودتر از مصر بیرون رو. ولی قرائتی در دست است که نشان می دهد بعد از ماجرای موسی با ساحران گروه قابل ملاحظه ای به موسی ایمان آوردند و ظاهر این است که ماجرای مؤمن آل فرعون بعد از جریان ساحران بود. بعضی نیز احتمال داده اند که او از بنی اسرائیل بوده که در میان فرعونیان می زیسته و مورد اعتماد‌شان بوده است، ولی این احتمال بسیار ضعیف به نظر می رسد چرا که با تعبیر" آل فرعون"، و همچنین" یا قوم" (ای قوم من) سازگار نیست، ولی به هر حال نقش مؤثر او در تاریخ موسی و بنی اسرائیل کاملا روشن است، هر چند تمام خصوصیات زندگی او امروز برای ما روشن نیست.
در بعضی روایات از پیغمبر گرامی اسلام نقل شده: نخستین تصدیق کنندگان (پیامبران بزرگ) سه کس بودند: حبیب نجار، مؤمن آل یس همان کسی که به مردم (انطاکیه) می گفت از فرستادگان خدا پیروی کنید، از کسانی پیروی کنید که پاداشی از شما نمی خواهند و خود هدایت یافته اند، و حزقیل مؤمن آل فرعون، و علی بن ابی طالب (ع) و او از همه برتر است".
این حدیث هم در منابع شیعه و هم در منابع اهل سنت به چشم می خورد". و به راستی این هر سه در بحرانی ترین لحظات به پیامبران الهی ایمان آوردند و پیش گام و پیش قدم بودند و شایسته نام صدیقند، آنها در رأس کسانی قرار دارند که پیامبران الهی را تصدیق کردند.

اتمام‌حجّت مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]

اتمام‌حجّت مؤمن آل‌فرعون بر فرعونیان، با بازگو كردن دلايل روشن و معجزات موسى علیه‌السلام:
«وقالَ رَجُلٌ مُؤمِنٌ مِن الِ فِرعَونَ يَكتُمُ ايمنَهُ اتَقتُلونَ رَجُلًا ان يَقولَ رَبّىَ اللَّهُ وقَد جاءَكُم بِالبَيّنتِ مِن رَبّكُم وان يَكُ كذِبًا فَعَلَيهِ كَذِبُهُ وان يَكُ صادِقًا يُصِبكُم بَعضُ الَّذى يَعِدُكُم انَّ اللَّهَ لا يَهدى مَن هُوَ مُسرِفٌ كَذّاب؛مرد مومني از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان مي‌داشت گفت، آيا مي‌خواهيد كسي را به قتل برسانيد بخاطر اينكه مي‌گويد پروردگار من الله است در حالي كه دلائل روشني از سوي پروردگارتان آورده، اگر دروغگو باشد دروغش دامن خود او را خواهد گرفت، و اگر راستگو باشد (لااقل) بعضي از عذابهائي را كه وعده مي‌دهد به شما خواهد رسيد، خداوند كسي را كه اسرافكار و بسيار دروغگو است هدايت نمي‌كند.»

احتجاج مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]
احتجاج‌های مؤمن آل‌فرعون عبارتند از:

← عدم استواری شرک


احتجاج مؤمن آل‌فرعون، به استوار نبودن شرک و بت‌پرستی بر علم و برهان:
«وقالَ الَّذى امَنَ يقَومِ اتَّبِعونِ‌ ...• تَدعونَنى لِاكفُرَ بِاللَّهِ واشرِكَ بِهِ ما لَيسَ لى بِهِ عِلمٌ وانا ادعوكُم الَى العَزيزِ الغَفر؛ كسي كه (از قوم فرعون) ايمان آورده بود گفت: اي قوم! از من پيروي كنيد... مرا دعوت مي‌كنيد كه به خداي يگانه كافر شوم، و شريكهائي كه به آن علم ندارم براي او قرار دهم، در حالي كه من شما را به سوي خداوند عزيز غفار دعوت مي‌كنم.»

← ناتوانی معبودان باطل


احتجاج مؤمن آل‌فرعون بر ضدّ قوم مشرك خود، به ناتوانايى معبودان آنان در دنیا و آخرت:
«وقالَ الَّذى امَنَ يقَومِ اتَّبِعونِ اهدِكُم سَبيلَ الرَّشاد• تَدعونَنى لِاكفُرَ بِاللَّهِ واشرِكَ بِهِ ما لَيسَ لى بِهِ عِلمٌ وانا ادعوكُم الَى العَزيزِ الغَفر• لا جَرَمَ انَّما تَدعونَنى الَيهِ لَيسَ لَهُ دَعوَةٌ فِى الدُّنيا ولا فِى الأخِرَةِ ...؛ كسي كه (از قوم فرعون) ايمان آورده بود گفت: اي قوم! از من پيروي كنيد تا شما را به راه صحيح هدايت كنم. مرا دعوت مي‌كنيد كه به خداي يگانه كافر شوم، و شريكهائي كه به آن علم ندارم براي او قرار دهم، در حالي كه من شما را به سوي خداوند عزيز غفار دعوت مي‌كنم. قطعا آنچه مرا به سوي آن مي‌خوانيد نه دعوت (و حاكميتي) در دنيا دارند و نه در آخرت....»

← دلایل نبوت حضرت موسی


احتجاج مؤمن آل‌فرعون به ارائه دلايل روشن از سوى موسی علیه‌السلام جهت نبوّت و صداقت آن حضرت و ناروايى قتل وى:
«وقالَ رَجُلٌ مُؤمِنٌ مِن الِ فِرعَونَ يَكتُمُ ايمنَهُ اتَقتُلونَ رَجُلًا ان يَقولَ رَبّىَ اللَّهُ وقَد جاءَكُم بِالبَيّنتِ مِن رَبّكُم وان يَكُ كذِبًا فَعَلَيهِ كَذِبُهُ وان يَكُ صادِقًا يُصِبكُم بَعضُ الَّذى يَعِدُكُم‌ ...؛مرد مومني از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان مي‌داشت گفت، آيا مي‌خواهيد كسي را به قتل برسانيد بخاطر اينكه مي‌گويد پروردگار من الله است در حالي كه دلائل روشني از سوي پروردگارتان آورده، اگر دروغگو باشد دروغش دامن خود او را خواهد گرفت، و اگر راستگو باشد (لااقل) بعضي از عذابهائي را كه وعده مي‌دهد به شما خواهد رسيد....»

اطاعت از مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]

دعوت مؤمن آل‌فرعون از قوم خود، به اطاعت از راه خويش:
«وقالَ رَجُلٌ مُؤمِنٌ مِن الِ فِرعَونَ‌ ...• وقالَ الَّذى امَنَ يقَومِ اتَّبِعونِ اهدِكُم سَبيلَ الرَّشاد؛ مرد مومني از آل فرعون گفت... كسي كه (از قوم فرعون) ايمان آورده بود گفت: اي قوم! از من پيروي كنيد تا شما را به راه صحيح هدايت كنم.»

← اطاعت حضرت موسی


اطاعت موسى عليه‌السلام از مؤمن آل‌فرعون و خروج از مصر، در پى توصيه مؤمن آل‌فرعون:
«وجاءَ رَجُلٌ مِن اقصَا المَدينَةِ يَسعى‌ قالَ يموسى‌ انَّ المَلَا يَأتَمِرونَ بِكَ لِيَقتُلوكَ فَاخرُج انّى لَكَ مِنَ النصِحين• فَخَرَجَ مِنها خافًا يَتَرَقَّبُ قالَ رَبّ نَجّنى مِنَ القَومِ الظلِمين؛ (در اين هنگام) مردي از نقطه دور دست شهر (از مركز فرعونيان) با سرعت آمد و به موسي گفت اي موسي اين جمعيت براي كشتنت به مشورت نشسته‌ اند، فورا (از شهر) خارج شو كه من از خيرخواهان توام. موسي از شهر خارج شد در حالي كه ترسان بود، و هر لحظه در انتظار حادثه‌ اي، عرض كرد پروردگارا! مرا از اين قوم ظالم رهائي بخش.»

← نتیجه اطاعت از مؤمن آل‌فرعون


اطاعت از مؤمن آل‌فرعون، موجب هدايت فرعونيان به راه رشد:
«وقالَ الَّذى امَنَ يقَومِ اتَّبِعونِ اهدِكُم سَبيلَ الرَّشاد؛كسي كه (از قوم فرعون) ايمان آورده بود گفت: اي قوم! از من پيروي كنيد تا شما را به راه صحيح هدايت كنم.»

افشاگرى مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]

افشاگرى مؤمن آل‌فرعون از توطئه اشراف فرعونى، در قتل موسى عليه‌السلام:
«وجاءَ رَجُلٌ مِن اقصَا المَدينَةِ يَسعى‌ قالَ يموسى‌ انَّ المَلَا يَأتَمِرونَ بِكَ لِيَقتُلوكَ فَاخرُج انّى لَكَ مِنَ النصِحين‌؛(در اين هنگام) مردي از نقطه دور دست شهر (از مركز فرعونيان) با سرعت آمد و به موسي گفت اي موسي اين جمعيت براي كشتنت به مشورت نشسته‌ اند، فورا (از شهر) خارج شو كه من از خيرخواهان توام.»
مفسّران، مقصود از «رجل» در آيه را مؤمن آل‌فرعون دانسته‌اند.

تسليم مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]

تسلیم بودن مؤمن آل‌فرعون و واگذار كردن امور خود به خداوند:
«فَسَتَذكُرونَ ما اقولُ لَكُم وافَوّضُ امرى الَى اللَّهِ انَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالعِباد• فَوَقهُ اللَّهُ سَيّاتِ ما مَكَروا ...؛ و به زودي آنچه را مي‌گويم به خاطر خواهيد آورد، من كار خود را به خداوند يكتا واگذار مي‌كنم كه او نسبت به بندگانش بيناست. خداوند او را از نقشه‌ هاي سوء آنها نگهداشت....»
تفويض به معناى ردّ است و تفويض امر به خدا، واگذارى به او است و اين معناى توكّل و تسليم است، اگرچه تفويض، مرتبه برتر از توكّل و تسليم است، چون او امور خود را به خدا واگذاشت خدا نيز او را از توطئه‌ها در امان خود حفظ نمود.

تعجّب مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]

شگفتی مؤمن آل‌فرعون، از فراخواندن قومش به نجات و دعوت آنان از وى به دوزخ:
«ويقَومِ ما لى ادعوكُم الَى النَّجوةِ وتَدعونَنى الَى النّار؛اي قوم! چرا من شما را به سوي نجات دعوت مي‌كنم، اما شما مرا به سوي آتش مي‌خوانيد؟!»
استفهام در «ما لى ادعوكم ...» براى تعجّب است.

تقیه مؤمن آل فرعون

[ویرایش]

تقیه مؤمن آل‌فرعون در پنهان داشتن ایمان خويش از آل‌فرعون:
«وقال رجل مؤمن من ءال فرعون یکتم‌ایمـنه...؛و مرد مؤمنی از آل فرعون که ایمان خود را پنهان می‌داشت گفت....»
در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام آمده است: التقیة دینی و دین آبائی، و لا دین لمن لا تقیة له، و التقیة ترس الله فی الأرض، لأن مؤمن آل فرعون لو أظهر الإسلام لقتل: " تقیه دین من و دین پدران من است، کسی که تقیه ندارد دین ندارد.تقیه سپر خداوند در روی زمین است، چرا که اگر مؤمن آل فرعون ایمان خود را اظهار داشته بود کشته می شد".

توطئه عليه مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]

توطئه‌ها و نقشه‌هاى شوم فرعونيان، عليه مؤمن آل‌فرعون:
«فَوَقهُ اللَّهُ سَيّاتِ ما مَكَروا وحاقَ بِالِ فِرعَونَ سوءُ العَذاب‌؛خداوند او را از نقشه‌ هاي سوء آنها نگهداشت، و عذابهاي شديد بر آل فرعون نازل گرديد.»
جمع آوردن «سيّئات» بيانگر تعدّد و گوناگونى مكرهاى فرعونيان است.

← ناکامی توطئه


ناكامى فرعونيان در توطئه خود بر عليه مؤمن آل‌فرعون:
«فَسَتَذكُرونَ ما اقولُ لَكُم وافَوّضُ امرى الَى اللَّهِ انَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالعِباد• فَوَقهُ اللَّهُ سَيّاتِ ما مَكَروا وحاقَ بِالِ فِرعَونَ سوءُ العَذاب؛و به زودي آنچه را مي‌گويم به خاطر خواهيد آورد، من كار خود را به خداوند يكتا واگذار مي‌كنم كه او نسبت به بندگانش بيناست. خداوند او را از نقشه‌ هاي سوء آنها نگهداشت، و عذابهاي شديد بر آل فرعون نازل گرديد.»

توكّل مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]

توکّل مؤمن آل‌فرعون به خداوند، پس از دعوت قوم خود به نجات:
«ويقَومِ ما لى ادعوكُم الَى النَّجوةِ وتَدعونَنى الَى النّار• فَسَتَذكُرونَ ما اقولُ لَكُم وافَوّضُ امرى الَى اللَّهِ‌ ...؛اي قوم! چرا من شما را به سوي نجات دعوت مي‌كنم، اما شما مرا به سوي آتش مي‌خوانيد؟! و به زودي آنچه را مي‌گويم به خاطر خواهيد آورد، من كار خود را به خداوند يكتا واگذار مي‌كنم....»

جاسوسى مؤمن آل فرعون‌

[ویرایش]

جاسوسی مؤمن آل‌فرعون به نفع موسى عليه‌السلام با خبر دادن به وى از توطئه قتل آن حضرت، در بين فرعونيان:
«وجاءَ رَجُلٌ مِن اقصَا المَدينَةِ يَسعى‌ قالَ‌ يموسى‌ انَّ المَلَا يَأتَمِرونَ بِكَ لِيَقتُلوكَ فَاخرُج‌ ...؛(در اين هنگام) مردي از نقطه دور دست شهر (از مركز فرعونيان) با سرعت آمد و به موسي گفت اي موسي اين جمعيت براي كشتنت به مشورت نشسته‌ اند، فورا (از شهر) خارج شو....»

جدال مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]

استفاده مؤمن آل‌فرعون از شيوه جدل، در برابر منطق زور فرعونيان:
«وقالَ رَجُلٌ مُؤمِنٌ مِن الِ فِرعَونَ يَكتُمُ ايمنَهُ اتَقتُلونَ رَجُلًا ان يَقولَ رَبّىَ اللَّهُ وقَد جاءَكُم بِالبَيّنتِ مِن رَبّكُم وان يَكُ كذِبًا فَعَلَيهِ كَذِبُهُ وان يَكُ صادِقًا يُصِبكُم بَعضُ الَّذى يَعِدُكُم‌ ...؛مرد مومني از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان مي‌داشت گفت، آيا مي‌خواهيد كسي را به قتل برسانيد بخاطر اينكه مي‌گويد پروردگار من الله است در حالي كه دلائل روشني از سوي پروردگارتان آورده، اگر دروغگو باشد دروغش دامن خود او را خواهد گرفت، و اگر راستگو باشد (لااقل) بعضي از عذابهائي را كه وعده مي‌دهد به شما خواهد رسيد....»
تعبير «وان يك كاذباً فعليه كذبه» از باب جدل است، و گرنه مؤمن آل‌فرعون به صادق بودن موسى عليه‌السلام يقين داشت.

خوف مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]
مؤمن آل‌فرعون از عذاب قوم خود خوف داشتند.

← خوف از عذاب استیصال


خوف مؤمن آل‌فرعون از هلاكت قوم خويش با عذاب استیصال همچون اقوام گذشته قبل از خود:
«وقالَ الَّذى امَنَ يقَومِ انّى اخافُ عَلَيكُم مِثلَ يَومِ الاحزاب• مِثلَ دَأبِ قَومِ نوحٍ وعادٍ وثَمودَ والَّذينَ مِن بَعدِهِم‌ ...؛ آن مرد با ايمان گفت: اي قوم من، من بر شما از روزي همانند روز (عذاب) اقوام پيشين خائفم!از عادتي همچون عادت قوم نوح و عاد و ثمود و كساني كه بعد از آنها بودند (از شرك و كفر و طغيان) مي‌ترسم....»

← خوف از عذاب قیامت


ترس مؤمن آل‌فرعون از گرفتارى قوم خود به عذاب، در قيامت:
«وقالَ الَّذى امَنَ‌ ...• ويقَومِ انّى اخافُ عَلَيكُم يَومَ التَّناد؛ آن مرد با ايمان گفت...اي قوم! من بر شما از روزي كه مردم يكديگر را صدا مي‌زنند (و از هم ياري مي‌طلبند و صدايشان به جائي نمي‌رسد) بيمناكم!»

دفاع مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]
مؤمن آل‌فرعون از حضرت موسی و منادیان توحصد دفاع می‌کردند.

← دفاع از توحید


دفاع مؤمن آل‌فرعون، از توحید و مناديان آن:
«وقالَ رَجُلٌ مُؤمِنٌ مِن الِ فِرعَونَ يَكتُمُ ايمنَهُ اتَقتُلونَ رَجُلًا ان يَقولَ رَبّىَ اللَّهُ‌ ...؛مرد مومني از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان مي‌داشت گفت، آيا مي‌خواهيد كسي را به قتل برسانيد بخاطر اينكه مي‌گويد پروردگار من الله است...»

← دفاع از حضرت موسی


دفاع مؤمن آل‌فرعون از موسی علیه‌السلام در برابر فرعونيان:
۱. «وجاءَ رَجُلٌ مِن اقصَا المَدينَةِ يَسعى‌ قالَ يموسى‌ انَّ المَلَا يَأتَمِرونَ بِكَ لِيَقتُلوكَ فَاخرُج انّى لَكَ مِنَ النصِحين؛(در اين هنگام) مردي از نقطه دور دست شهر (از مركز فرعونيان) با سرعت آمد و به موسي گفت اي موسي اين جمعيت براي كشتنت به مشورت نشسته‌ اند، فورا (از شهر) خارج شو كه من از خيرخواهان توام.»
۲. «وقالَ رَجُلٌ مُؤمِنٌ مِن الِ فِرعَونَ يَكتُمُ ايمنَهُ اتَقتُلونَ رَجُلًا ان يَقولَ رَبّىَ اللَّهُ وقَد جاءَكُم بِالبَيّنتِ مِن رَبّكُم وان يَكُ كذِبًا فَعَلَيهِ كَذِبُهُ‌ ...؛مرد مومني از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان مي‌داشت گفت، آيا مي‌خواهيد كسي را به قتل برسانيد بخاطر اينكه مي‌گويد پروردگار من الله است در حالي كه دلائل روشني از سوي پروردگارتان آورده، اگر دروغگو باشد دروغش دامن خود او را خواهد گرفت....»

رشد مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]

مؤمن آل‌فرعون، انسانى رشد يافته و قادر بر هدايت افراد، به راه رشد:
«وقالَ الَّذى امَنَ يقَومِ اتَّبِعونِ اهدِكُم سَبيلَ الرَّشاد؛كسي كه (از قوم فرعون) ايمان آورده بود گفت: اي قوم! از من پيروي كنيد تا شما را به راه صحيح هدايت كنم.»

سكونت مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]
سکونت مؤمن آل‌فرعون که در قرآن ذکر شده است عبارت است از:

← کشور مصر


کشور مصر، محلّ سكونت و زندگی مؤمن آل‌فرعون:
«وجاءَ رَجُلٌ مِن اقصَا المَدينَةِ ...؛(در اين هنگام) مردي از نقطه دور دست شهر (از مركز فرعونيان) آمد....»
مقصود از «مدينه» در آيه مذكور «مصر» است.
۲. «يقَومِ لَكُمُ المُلكُ اليَومَ ظهِرينَ فِى الارضِ‌ ...؛اي قوم من! امروز حكومت از آن شماست، و در اين سرزمين پيروزيد....»مقصود از «الارض» سرزمين مصر است.
۳. «ولَقَد جاءَكُم يوسُفُ مِن قَبلُ‌ ...؛پيش از اين يوسف به سراغ شما آمد....»

← قصر فرعون


قصر فرعون، محلّ سکونت مؤمن آل‌فرعون:
«وجاءَ رَجُلٌ مِن اقصَا المَدينَةِ يَسعى‌ قالَ يموسى‌ انَّ المَلَا يَأتَمِرونَ بِكَ لِيَقتُلوكَ فَاخرُج انّى لَكَ مِنَ النصِحين‌؛(در اين هنگام) مردي از نقطه دور دست شهر (از مركز فرعونيان) با سرعت آمد و به موسي گفت اي موسي اين جمعيت براي كشتنت به مشورت نشسته‌ اند، فورا (از شهر) خارج شو كه من از خيرخواهان توام.»
سياق آيه حاكى است كه محلّ توطئه در نزد فرعون و در كاخ وى بوده كه در بيرون شهر -مصر- قرار داشته است. بنابراين امكان دارد گفته شود، سكونت مؤمن آل‌فرعون در قصر فرعون بوده است.

شجاعت مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]

شجاعت تحسين‌برانگيز مؤمن آل‌فرعون، در دفاع از موسى عليه‌السلام با هشدارهاى كوبنده به فرعون و فرعونيان:
«وقالَ رَجُلٌ مُؤمِنٌ مِن الِ فِرعَونَ يَكتُمُ ايمنَهُ اتَقتُلونَ رَجُلًا ان يَقولَ رَبّىَ اللَّهُ وقَد جاءَكُم بِالبَيّنتِ مِن رَبّكُم وان يَكُ كذِبًا فَعَلَيهِ كَذِبُهُ وان يَكُ صادِقًا يُصِبكُم بَعضُ الَّذى يَعِدُكُم انَّ اللَّهَ لا يَهدى مَن هُوَ مُسرِفٌ كَذّاب• يقَومِ لَكُمُ المُلكُ اليَومَ ظهِرينَ فِى الارضِ فَمَن يَنصُرُنا مِن بَأسِ اللَّهِ ان جاءَنا قالَ فِرعَونُ ما اريكُم الّا ما ارى‌ وما اهديكُم الّا سَبيلَ الرَّشاد• وقالَ الَّذى امَنَ يقَومِ انّى اخافُ عَلَيكُم مِثلَ يَومِ الاحزاب• مِثلَ دَأبِ قَومِ نوحٍ وعادٍ وثَمودَ والَّذينَ مِن بَعدِهِم ومَا اللَّهُ يُريدُ ظُلمًا لِلعِباد• ويقَومِ انّى اخافُ عَلَيكُم يَومَ التَّناد• يَومَ تُوَلّونَ مُدبِرينَ ما لَكُم مِنَ اللَّهِ مِن عاصِمٍ ومَن يُضلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِن هاد• ولَقَد جاءَكُم يوسُفُ مِن قَبلُ بِالبَيّنتِ فَما زِلتُم فى شَكٍّ مِمّا جاءَكُم بِهِ حَتّى‌ اذا هَلَكَ قُلتُم لَن يَبعَثَ اللَّهُ مِن بَعدِهِ رَسولًا كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن هُوَ مُسرِفٌ مُرتاب• الَّذينَ يُجدِلونَ فى ءايتِ اللَّهِ بِغَيرِ سُلطنٍ اتهُم كَبُرَ مَقتًا عِندَ اللَّهِ وعِندَ الَّذينَ امَنوا كَذلِكَ يَطبَعُ اللَّهُ عَلى‌ كُلّ قَلبِ مُتَكَبّرٍ جَبّار؛مرد مومني از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان مي‌داشت گفت، آيا مي‌خواهيد كسي را به قتل برسانيد بخاطر اينكه مي‌گويد پروردگار من الله است در حالي كه دلائل روشني از سوي پروردگارتان آورده، اگر دروغگو باشد دروغش دامن خود او را خواهد گرفت، و اگر راستگو باشد (لااقل) بعضي از عذابهائي را كه وعده مي‌دهد به شما خواهد رسيد، خداوند كسي را كه اسرافكار و بسيار دروغگو است هدايت نمي‌كند. اي قوم من! امروز حكومت از آن شماست، و در اين سرزمين پيروزيد، اگر عذاب الهي به سراغ ما آيد، چه كسي ما را ياري خواهد كرد؟! فرعون گفت: من جز آنچه را معتقدم به شما ارائه نمي‌دهم، و شما را جز به طريق حق و پيروزي دعوت نمي‌كنم (دستور همان قتل موسي است). آن مرد با ايمان گفت: اي قوم من، من بر شما از روزي همانند روز (عذاب) اقوام پيشين خائفم! از عادتي همچون عادت قوم نوح و عاد و ثمود و كساني كه بعد از آنها بودند (از شرك و كفر و طغيان) مي‌ترسم و خداوند ظلم و ستمي بر بندگانش نمي‌خواهد. اي قوم! من بر شما از روزي كه مردم يكديگر را صدا مي‌زنند (و از هم ياري مي‌طلبند و صدايشان به جائي نمي‌رسد) بيمناكم! همان روز كه روي مي‌گردانيد و فرار مي‌كنيد، اما هيچ پناهگاهي در برابر خداوند براي شما وجود ندارد، و هر كس را خداوند (بخاطر اعمالش ‌ گمراه سازد، هدايت كننده‌ اي براي او نيست. پيش از اين يوسف با دلائل روشن به سراغ شما آمد، ولي شما همچنان در آنچه او آورده بود ترديد داشتيد، تا زماني كه از دنيا رفت، گفتيد: هرگز خداوند بعد از او رسولي مبعوث نخواهد كرد، اينگونه خداوند هر اسرافكار ترديد كننده‌ اي را گمراه مي‌سازد. همانها كه در آيات الهي بيآنكه براي آنها آمده باشد به مجادله برمي خيزند، كاري كه خشم عظيمي نزد خداوند و نزد كساني كه ايمان آورده‌ اند بار مي‌آورد، اينگونه خداوند بر قلب هر متكبر جباري مهر مي‌نهد.»

شرك‌ستيزى مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]

مبارزه مؤمن آل‌فرعون، با شرک و مشرکان:
«وقالَ الَّذى امَنَ يقَومِ اتَّبِعونِ اهدِكُم سَبيلَ الرَّشاد• ويقَومِ ما لى ادعوكُم الَى النَّجوةِ وتَدعونَنى الَى النّار• تَدعونَنى لِاكفُرَ بِاللَّهِ واشرِكَ بِهِ ما لَيسَ لى بِهِ عِلمٌ وانا ادعوكُم الَى العَزيزِ الغَفر• لا جَرَمَ انَّما تَدعونَنى الَيهِ لَيسَ لَهُ دَعوَةٌ فِى الدُّنيا ولا فِى الأخِرَةِ وانَّ مَرَدَّنا الَى‌ اللَّهِ وانَّ المُسرِفينَ هُم اصحبُ النّار• فَسَتَذكُرونَ ما اقولُ لَكُم وافَوّضُ امرى الَى اللَّهِ انَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالعِباد؛ كسي كه (از قوم فرعون) ايمان آورده بود گفت: اي قوم! از من پيروي كنيد تا شما را به راه صحيح هدايت كنم. اي قوم! چرا من شما را به سوي نجات دعوت مي‌كنم، اما شما مرا به سوي آتش مي‌خوانيد؟! مرا دعوت مي‌كنيد كه به خداي يگانه کافر شوم، و شريكهائي كه به آن علم ندارم براي او قرار دهم، در حالي كه من شما را به سوي خداوند عزيز غفار دعوت مي‌كنم. قطعا آنچه مرا به سوي آن مي‌خوانيد نه دعوت (و حاكميتي) در دنيا دارند و نه در آخرت، و تنها بازگشت ما در قيامت به سوي خدا است، و مسرفان اهل دوزخند. و به زودي آنچه را مي‌گويم به خاطر خواهيد آورد، من كار خود را به خداوند يكتا واگذار مي‌كنم كه او نسبت به بندگانش بيناست. »

شهادت مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]

شهادت مؤمن آل‌فرعون به دستور فرعون، به دليل ایمان وى و دفاع از موسى عليه‌السلام:
«وقالَ الَّذى امَنَ يقَومِ اتَّبِعونِ اهدِكُم سَبيلَ الرَّشاد• فَوَقهُ اللَّهُ سَيّاتِ ما مَكَروا وحاقَ بِالِ فِرعَونَ سوءُ العَذاب‌؛ كسي كه (از قوم فرعون) ايمان آورده بود گفت: اي قوم! از من پيروي كنيد تا شما را به راه صحيح هدايت كنم. خداوند او را از نقشه‌ هاي سوء آنها نگهداشت، و عذابهاي شديد بر آل فرعون نازل گرديد.»
در روايتى از امام صادق علیه‌السلام در تفسير آيه آمده است: فرعونيان، مؤمن آل‌فرعون را قطعه قطعه كردند.
در روایات آمده که فرعون در کاخش برای دخترانش آرایشگر مخصوصی داشت که همسر حزقیل (مؤمن آل‌فرعون) بود که ایمان خود را مخفی می‌ داشت. روزی او در قصر فرعون مشغول آرایش کردن سر و صورت دختر فرعون بود ناگهان شانه از دستش افتاد و او طبق عادت خود گفت: «بسم الله» (به نام خدا)، دختر فرعون گفت: آیا منظور از خدا، در این کلمه پدرم فرعون بود؟ آرایشگر گفت: نه، بلکه منظورم پروردگار خودم، پروردگار تو و پروردگار پدرت بود. او نزد پدر رفت و ماجرا را گزارش داد. فرعون آرایشگر و فرزندانش را طلبید و به او گفت: «پروردگار تو کیست؟» آرایشگر پاسخ داد: پروردگار من و تو خداست!
فرعون دستور داد تنوری را که از مس ساخته بودند پر از آتش کردند تا او و فرزندانش را در آن تنور بسوزانند. آرایشگر به فرعون گفت: من یک تقاضا دارم و آن اینکه استخوان های من و فرزندانم را در یکجا جمع کرده و دفن کنید. فرعون گفت: «چون بر گردن ما حق داری، این کار را انجام می‌دهم!»
فرعون برای اینکه زن اعتراف به خدا بودنش کند، فرمان داد نخست فرزندان آرایشگر را یکی‌ یکی در درون تنور انداختند، ولی او همچنان مقاومت کرد و فرعون را خدا نخواند، سپس نوبت به کودک شیر خوارش، که آخرین فرزندش بود رسید، جلادان او را از آغوش مادر کشیدند تا به درون تنور بیفکنند (مادر بسیار مضطرب شد) کودک به زبان آمد و گفت: «اصبری یا اماه! انک علی الحق» : مادرم صبر کن تو بر حق هستی. آنگاه او و کودکش را در میان تنور انداخته، سوزاندند.
رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله پس از نقل این حادثه جگر سوز فرمود: در شب معراج در آسمان بوی بسیار خوشی به مشامم رسید، از جبرئیل پرسیدم این بوی خوش از چیست؟ جبرئیل گفت: این بوی خوش (از خاکستر) آرایشگر دختران فرعون است که به شهادت رسیدند.

علم مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]
مؤمن آل‌فرعون از علم و آگاهی برخوردار بود.

← علم به سرنوشت اقوام گذشته


آگاهى كامل مؤمن آل‌فرعون، از تاريخ هلاكت‌بار قوم نوح، عاد، ثمود و اقوام پس از آنان:
«وقالَ الَّذى امَنَ يقَومِ انّى اخافُ عَلَيكُم مِثلَ يَومِ الاحزاب• مِثلَ دَأبِ قَومِ نوحٍ وعادٍ وثَمودَ والَّذينَ مِن بَعدِهِم‌ ...؛ آن مرد با ايمان گفت: اي قوم من، من بر شما از روزي همانند روز (عذاب) اقوام پيشين خائفم!از عادتي همچون عادت قوم نوح و عاد و ثمود و كساني كه بعد از آنها بودند (از شرك و كفر و طغيان) مي‌ترسم....»

← علم به رسالت حضرت یوسف


آگاهى كامل مؤمن آل‌فرعون از رسالت يوسف عليه‌السلام و برخورد ترديدآميز مصريان با آن حضرت:
«وقالَ الَّذى امَنَ‌ ... •ولَقَد جاءَكُم يوسُفُ مِن قَبلُ بِالبَيّنتِ فَما زِلتُم فى شَكٍّ مِمّا جاءَكُم بِهِ‌ ...؛ آن مرد با ايمان گفت... پيش از اين يوسف با دلائل روشن به سراغ شما آمد، ولي شما همچنان در آنچه او آورده بود ترديد داشتيد....»

قسم مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]

سوگند مؤمن آل‌فرعون به سرگذشت يوسف عليه‌السلام و برخورد انكارآميز مصريان با وى:
«ولَقَد جاءَكُم يوسُفُ مِن قَبلُ بِالبَيّنتِ فَما زِلتُم فى شَكٍّ مِمّا جاءَكُم بِهِ حَتّى‌ اذا هَلَكَ قُلتُم لَن يَبعَثَ اللَّهُ مِن بَعدِهِ رَسولًا ...؛پيش از اين يوسف با دلائل روشن به سراغ شما آمد، ولي شما همچنان در آنچه او آورده بود ترديد داشتيد، تا زماني كه از دنيا رفت، گفتيد: هرگز خداوند بعد از او رسولي مبعوث نخواهد كرد....»
«واو» در «و لقد جاءكم يوسف ...» واو قسم است، يعنى سوگند به خداوند، يوسف عليه‌السلام قبلًا با دلايل واضح و ... آمد.

ملامتهاى مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]
ملامت مؤمن آل‌فرعون در برخی موارد قوم خودر را ملامت و سرزنش می‌کرد.

← ملامت فرعونیان


سرزنش فرعونيان از سوى مؤمن آل‌فرعون، به سبب تصميم آنان به قتل موسى عليه‌السلام به جهت عقیده او:
«وقالَ رَجُلٌ مُؤمِنٌ مِن الِ فِرعَونَ يَكتُمُ ايمنَهُ اتَقتُلونَ رَجُلًا ان يَقولَ رَبّىَ اللَّهُ‌ ...؛مرد مومني از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان مي‌داشت گفت، آيا مي‌خواهيد كسي را به قتل برسانيد بخاطر اينكه مي‌گويد پروردگار من الله است....»
استفهام در «أتقتلون ...» در مقام تقبيح عمل آنان است.

← ملامت مصریان


ملامتهاى مؤمن آل‌فرعون از مصریان، به علّت ترديد در رسالت یوسف علیه‌السلام:
«وقالَ الَّذى امَنَ‌ ...• ولَقَد جاءَكُم يوسُفُ مِن قَبلُ بِالبَيّنتِ فَما زِلتُم فى شَكٍّ مِمّا جاءَكُم بِهِ‌ ...؛ آن مرد با ايمان گفت... پيش از اين يوسف با دلائل روشن به سراغ شما آمد، ولي شما همچنان در آنچه او آورده بود ترديد داشتيد....»

موقعيّت مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]

••• موقعيّت مؤمن آل‌فرعون در دربار و شنود اخبار مهم و سرّى درباريان:
«وجاءَ رَجُلٌ مِن اقصَا المَدينَةِ يَسعى‌ قالَ يموسى‌ انَّ المَلَا يَأتَمِرونَ بِكَ لِيَقتُلوكَ فَاخرُج انّى لَكَ مِنَ النصِحين؛(در اين هنگام) مردي از نقطه دور دست شهر (از مركز فرعونيان) با سرعت آمد و به موسي گفت اي موسي اين جمعيت براي كشتنت به مشورت نشسته‌ اند، فورا (از شهر) خارج شو كه من از خيرخواهان توام.»

••• مؤمن آل‌فرعون، برخوردار از نفوذ و موقعيّت اجتماعى، در دربار و فرعونيان:
«يقَومِ لَكُمُ المُلكُ اليَومَ ظهِرينَ فِى الارضِ فَمَن يَنصُرُنا مِن بَأسِ اللَّهِ ان جاءَنا قالَ فِرعَونُ ما اريكُم الّا ما ارى‌ وما اهديكُم الّا سَبيلَ الرَّشاد؛اي قوم من! امروز حكومت از آن شماست، و در اين سرزمين پيروزيد، اگر عذاب الهي به سراغ ما آيد، چه كسي ما را ياري خواهد كرد؟! فرعون گفت: من جز آنچه را معتقدم به شما ارائه نمي‌دهم، و شما را جز به طريق حق و پيروزي دعوت نمي‌كنم (دستور همان قتل موسي است).»تعبير «يا قوم» و نيز محتوا و آهنگ كلام وى حاكى از موقعيّت ممتاز او مى‌كند.

نجات مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]

••• نجات مؤمن آل‌فرعون از قتل و اقدامات سوء آل‌فرعون:
«وقالَ رَجُلٌ مُؤمِنٌ مِن الِ فِرعَونَ‌ ...• فَوَقهُ اللَّهُ سَيّاتِ ما مَكَروا وحاقَ بِالِ فِرعَونَ سوءُ العَذاب‌؛ مرد مومني از آل فرعون گفت... خداوند او را از نقشه‌ هاي سوء آنها نگهداشت، و عذابهاي شديد بر آل فرعون نازل گرديد.» بنا بر اينكه مقصود از «فوقاه اللّه سيّئات ما مكروا» نجات از اقدامات فرعونيان در قتل و شکنجه مؤمن آل‌فرعون باشد. برخى نيز گفته‌اند: وى همراه موسى عليه‌السلام و بنی‌اسرائیل از دریا عبور كرد و از مکر فرعونيان در امان ماند.

••• نجات مؤمن آل‌فرعون از توطئه‌هاى سوء فرعونيان، با فرار وى به کوهها و عدم دستيابى آنان به وى:
«فَوَقهُ اللَّهُ سَيّاتِ ما مَكَروا ...؛خداوند او را از نقشه‌ هاي سوء آنها نگهداشت....» مفسّران گفته‌اند: مؤمن آل‌فرعون از چنگال فرعونيان به كوهها پناه برد و فرعونيان نتوانستند وى را دستگير نمايند.

← حفظ دین


حفظ دين مؤمن آل‌فرعون، از فتنه‌هاى قوم خويش:
«وقالَ رَجُلٌ مُؤمِنٌ مِن الِ فِرعَونَ‌ ...• فَوَقهُ اللَّهُ سَيّاتِ ما مَكَروا وحاقَ بِالِ فِرعَونَ سوءُ العَذاب‌؛ مرد مومني از آل فرعون گفت... خداوند او را از نقشه‌ هاي سوء آنها نگهداشت، و عذابهاي شديد بر آل فرعون نازل گرديد.»
بنا بر اينكه مقصود از «فوقاه» نجات مؤمن آل‌فرعون و حفظ دين او از شرّ فرعونيان باشد. گفتنى است برداشت مزبور را روايت امام صادق علیه‌السلام تأييد مى‌كند كه فرمود: گرچه وى را كشتند امّا خداوند وى را از اينكه در دينش آسيبى برسانند حفظ نمود.

نسل مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]

مؤمن آل‌فرعون، از نسل قبطیان و طايفه فرعون:
«وقالَ رَجُلٌ مُؤمِنٌ مِن الِ فِرعَونَ‌ ...• يقَومِ لَكُمُ المُلكُ اليَومَ ظهِرينَ فِى الارضِ‌ ...• ويقَومِ انّى اخافُ عَلَيكُم يَومَ التَّناد• وقالَ الَّذى امَنَ يقَومِ اتَّبِعونِ اهدِكُم سَبيلَ الرَّشاد• يقَومِ انَّما هذِهِ الحَيوةُ الدُّنيا مَتعٌ وانَّ الأخِرَةَ هِىَ دارُ القَرار• ويقَومِ ما لى ادعوكُم الَى النَّجوةِ وتَدعونَنى الَى النّار؛ مرد مومني از آل فرعون گفت... اي قوم من! امروز حكومت از آن شماست، و در اين سرزمين پيروزيد... اي قوم! من بر شما از روزي كه مردم يكديگر را صدا مي‌زنند (و از هم ياري مي‌طلبند و صدايشان به جائي نمي‌رسد) بيمناكم!كسي كه (از قوم فرعون) ايمان آورده بود گفت: اي قوم! از من پيروي كنيد تا شما را به راه صحيح هدايت كنم. اي قوم من! اين زندگي دنيا متاع زودگذري است، و آخرت سراي هميشگي است. اي قوم! چرا من شما را به سوي نجات دعوت مي‌كنم، اما شما مرا به سوي آتش مي‌خوانيد؟!»
مفسّران وى را قبطى و از نزديكان فرعون دانسته‌اند.

هدايتگرى مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]

تلاش مؤمن آل‌فرعون، در هدایت و ارشاد قومش:
«وقالَ الَّذى امَنَ يقَومِ اتَّبِعونِ اهدِكُم سَبيلَ الرَّشاد• فَسَتَذكُرونَ ما اقولُ لَكُم وافَوّضُ امرى الَى اللَّهِ انَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالعِباد؛ كسي كه (از قوم فرعون) ايمان آورده بود گفت: اي قوم! از من پيروي كنيد تا شما را به راه صحيح هدايت كنم. و به زودي آنچه را مي‌گويم به خاطر خواهيد آورد، من كار خود را به خداوند يكتا واگذار مي‌كنم كه او نسبت به بندگانش بيناست.»

يأس مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]

یأس و نااميدى مؤمن آل‌فرعون از قوم خويش، پس از مشاهده بى‌توجّهى آنان به مواعظ وى:
«ويقَومِ ما لى ادعوكُم الَى النَّجوةِ وتَدعونَنى الَى النّار• فَسَتَذكُرونَ ما اقولُ لَكُم وافَوّضُ امرى الَى اللَّهِ انَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالعِباد؛اي قوم! چرا من شما را به سوي نجات دعوت مي‌كنم، اما شما مرا به سوي آتش مي‌خوانيد؟! و به زودي آنچه را مي‌گويم به خاطر خواهيد آورد، من كار خود را به خداوند يكتا واگذار مي‌كنم كه او نسبت به بندگانش بيناست.»
از تعبير و آهنگ «فستذكرون ما اقول لكم ...» معلوم مى‌شود وى از هدايتهاى قوم خويش مأيوس شده بود.

كوشش‌هاى مؤمن آل‌فرعون‌

[ویرایش]

کوشش مؤمن آل‌فرعون براى رهایی موسى علیه‌السلام از كشته شدن به دست آل‌فرعون:
«و قال فرعون ذرونى أقتل موسى‌ ...• و قال رجل مؤمن من ءال فرعون يكتم إيمنه أتقتلون رجلا أن يقول ربّى اللَّه و قد جاءكم بالبيّنت من ربّكم و إن يك كذبا فعليه كذبه و إن‌ يك صادقا يصبكم بعض الذى يعدكم ...؛و فرعون گفت: بگذاريد من موسي را بكشم ... مرد مومني از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان مي‌داشت گفت، آيا مي‌خواهيد كسي را به قتل برسانيد بخاطر اينكه مي‌گويد پروردگار من الله است در حالي كه دلائل روشني از سوي پروردگارتان آورده، اگر دروغگو باشد دروغش دامن خود او را خواهد گرفت، و اگر راستگو باشد (لااقل) بعضي از عذابهائي را كه وعده مي‌دهد به شما خواهد رسيد....»

عناوین مرتبط

[ویرایش]

ایمان مؤمن آل‌فرعون (قرآن)، بینش مؤمن آل‌فرعون (قرآن)، تبلیغ مؤمن آل‌فرعون (قرآن)، دعوت مؤمن آل‌فرعون (قرآن)، سؤال مؤمن آل‌فرعون (قرآن)، موعظه مؤمن آل‌فرعون (قرآن)، هشدار مؤمن آل‌فرعون (قرآن).

پانویس

[ویرایش]
 
۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۸۷.    
۲. قصص/سوره۲۸، آیه۲۰.    
۳. غافر/سوره۴۰، آیه۲۸.    
۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۸۷-۸۸.    
۵. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۸، ص ۸۱۱.    
۶. فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص ۵۰۶.    
۷. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۱۹، ص ۵۴۷.    
۸. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۸، ص ۸۱۱.    
۹. زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، ج ۴، ص ۱۶۲.    
۱۰. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۳، ص۱۶۳.    
۱۱. قصص/سوره۲۸، آیه۲۰.    
۱۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۸۷-۸۸.    
۱۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۹۰.    
۱۴. غافر/سوره۴۰، آیه۲۸.    
۱۵. غافر/سوره۴۰، آیه۳۸.    
۱۶. غافر/سوره۴۰، آیه۴۲.    
۱۷. غافر/سوره۴۰، آیه۳۸.    
۱۸. غافر/سوره۴۰، آیه۴۲.    
۱۹. غافر/سوره۴۰، آیه۴۳.    
۲۰. غافر/سوره۴۰، آیه۲۸.    
۲۱. غافر/سوره۴۰، آیه۲۸.    
۲۲. غافر/سوره۴۰، آیه۳۸.    
۲۳. قصص/سوره۲۸، آیه۲۰.    
۲۴. قصص/سوره۲۸، آیه۲۱.    
۲۵. غافر/سوره۴۰، آیه۳۸.    
۲۶. قصص/سوره۲۸، آیه۲۰.    
۲۷. فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج ۲۴، ص ۵۸۷.    
۲۸. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۷، ص ۳۸۴.    
۲۹. غافر/سوره۴۰، آیه۴۴.    
۳۰. غافر/سوره۴۰، آیه۴۵.    
۳۱. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص۳۸۷.    
۳۲. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۷، ص ۳۳۴.    
۳۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۷-۱۱۸.    
۳۴. غافر/سوره۴۰، آیه۴۱.    
۳۵. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۷، ص ۳۳۳.    
۳۶. غافر/سوره۴۰، آیه۲۸.    
۳۷. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۸۸-۸۹.    
۳۸. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۷، ص۵۱۳    
۳۹. غافر/سوره۴۰، آیه۴۵.    
۴۰. غافر/سوره۴۰، آیه۴۴.    
۴۱. غافر/سوره۴۰، آیه۴۵.    
۴۲. غافر/سوره۴۰، آیه۴۱.    
۴۳. غافر/سوره۴۰، آیه۴۴.    
۴۴. قصص/سوره۲۸، آیه۲۰.    
۴۵. غافر/سوره۴۰، آیه۲۸.    
۴۶. غافر/سوره۴۰، آیه۳۰.    
۴۷. غافر/سوره۴۰، آیه۳۱.    
۴۸. غافر/سوره۴۰، آیه۳۰.    
۴۹. غافر/سوره۴۰، آیه۳۲.    
۵۰. غافر/سوره۴۰، آیه۲۸.    
۵۱. قصص/سوره۲۸، آیه۲۰.    
۵۲. غافر/سوره۴۰، آیه۲۸.    
۵۳. غافر/سوره۴۰، آیه۳۸.    
۵۴. قصص/سوره۲۸، آیه۲۰.    
۵۵. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۶، ص ۱۷.    
۵۶. غافر/سوره۴۰، آیه۲۹.    
۵۷. غافر/سوره۴۰، آیه۳۴.    
۵۸. قصص/سوره۲۸، آیه۲۰.    
۵۹. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۶، ص ۱۷.    
۶۰. غافر/سوره۴۰، آیات۲۸-۳۵.    
۶۱. غافر/سوره۴۰، آیه۳۸.    
۶۲. غافر/سوره۴۰، آیات۴۱-۴۴.    
۶۳. غافر/سوره۴۰، آیه۳۸.    
۶۴. غافر/سوره۴۰، آیه۴۵.    
۶۵. عروسی حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص ۵۲۱، ح ۵۴.    
۶۶. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۳، ص۱۶۳.    
۶۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۳، ص۱۶۳.    
۶۸. غافر/سوره۴۰، آیه۳۰.    
۶۹. غافر/سوره۴۰، آیه۳۱.    
۷۰. غافر/سوره۴۰، آیه۳۰.    
۷۱. غافر/سوره۴۰، آیه۳۴.    
۷۲. غافر/سوره۴۰، آیه۳۴.    
۷۳. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۷، ص ۳۳۰.    
۷۴. درویش، محیی الدین، اعراب القرآن الکریم و بیانه، ج ۸، ص ۴۸۴.    
۷۵. غافر/سوره۴۰، آیه۲۸.    
۷۶. غافر/سوره۴۰، آیه۳۰.    
۷۷. غافر/سوره۴۰، آیه۳۴.    
۷۸. قصص/سوره۲۸، آیه۲۰.    
۷۹. غافر/سوره۴۰، آیه۲۹.    
۸۰. غافر/سوره۴۰، آیه۲۸.    
۸۱. غافر/سوره۴۰، آیه۴۵.    
۸۲. ابن عاشور، طاهر بن محمد، تفسیر التحریر و التنویر، ج ۲۴، ص ۱۵۷.    
۸۳. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۲۱، ص ۳۹۴.    
۸۴. غافر/سوره۴۰، آیه۴۵.    
۸۵. فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص ۵۲۱.    
۸۶. زحیلی، وهبه، التفسیر المنیر، ج ۲۴، ص ۱۳۱.    
۸۷. غافر/سوره۴۰، آیه۲۸.    
۸۸. غافر/سوره۴۰، آیه۴۵.    
۸۹. عروسی حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص ۵۲۱، ح ۵۴.    
۹۰. غافر/سوره۴۰، آیه۲۸.    
۹۱. غافر/سوره۴۰، آیه۲۹.    
۹۲. غافر/سوره۴۰، آیه۳۲.    
۹۳. غافر/سوره۴۰، آیه۳۸.    
۹۴. غافر/سوره۴۰، آیه۳۹.    
۹۵. غافر/سوره۴۰، آیه۴۱.    
۹۶. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۸، ص ۸۱۱.    
۹۷. فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص ۵۰۶.    
۹۸. غافر/سوره۴۰، آیه۳۸.    
۹۹. غافر/سوره۴۰، آیه۴۴.    
۱۰۰. غافر/سوره۴۰، آیه۴۱.    
۱۰۱. غافر/سوره۴۰، آیه۴۴.    
۱۰۲. غافر/سوره۴۰، آیه۲۶.    
۱۰۳. غافر/سوره۴۰، آیه۲۸.    


منبع

[ویرایش]
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۲۹، ص۴۸۷، برگرفته از مقاله «مؤمن آل فرعون».    






جعبه ابزار