مراکز حدیثی گذشته

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



در این مقاله به راویان و مراکز حدیثی در گذشته، و معتمدترین شهرهای اسلامی از لحاظ نقل حدیث نبوی، پرداخته شده است.


راویان و مراکز حدیثی در گذشته

[ویرایش]

علامه قاسمی فرموده: در صدر اول معتمدترین شهرهای اسلامی از لحاظ نقل حدیث نبوی اهل مدینه و پس از آن بصره و سپس شام بوده است.
آنگاه از خطیب بغدادی نقل کرده: صحیح‌ترین طرق سنن، احادیثی است که اهل حرمین (مکه و مدینه) نقل کرده‌اند. اهل یمن نیز احادیث صحیحه‌ای (که مرجع آن نیز حجازیانند) نقل کرده‌اند ولی شماره آن اندک است.
در سایر بلاد، بصریان در کثرت نقل سنن ثابته بر سایرین مقدم‌اند گرچه اهل کوفه نیز در کثرت نقل دست کم از آنان ندارند ولی اکثر منقولات ایشان صحیح نیست.
حدیث شامیان اکثر مرسل و مقطوع است.
از هشام بن عروه نقل شده که می‌گفت اگر عراقی هزار حدیث نقل کند ۹۹۹ حدیث را القاء کن و در آن یک (باقیمانده) شک و تردید نما.
باری نموداری از این احادیث ضمن مسند ابن حنبل به نام (مسند البصریین مسند الشامیین) آمده.

نشر حدیث با انقراض بنی‌امیه

[ویرایش]

چنانکه مشاهده می‌شود این جماعت با اختلاف بلاد در یک عصر بنشر حدیث پرداخته‌اند و تاریخ این نهضت درست مصادف انقراض بنی‌امیه (۱۳۲ ه) و روی کار آمدن بنی‌العباس است علت مهم این امر یکی احتیاج دستگاه خلافت عباسی به تبلیغات مذهبی برای تثبیت مقام خود بوده که قهرا با تشویق محدثین و تقرب آنان بدربار خلفاء جلب نظر عامه می‌شد دیگر معارضه با مکتب علویان و بعبارت دیگر معارضه با مکتب تشیع بود زیرا حضرت باقر (علیه‌السلام) و صادق (علیه‌السلام) در خلال منازعات امویان و عباسیان فرصتی برای نشر احادیث یافته و از اینرو مردم که بدین، علاقمند بودند متوجه این خاندان که حافظ میراث پیغمبر بودند، شدند. زیرا طبق نقل بزرگان
[۲] طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری.
تنها از حضرت صادق (علیه‌السلام) چهار هزار شاگرد کسب فیض می‌نمودند سه دیگر همین ترویج بیانی و عملی از ناحیه ائمه شیعه بود که طی معارضه با روی کار آمدن قیاس و استحسان در احکام الهی (که مستلزم محق و زوال واقعی دین بود) که السنة اذا قیست محق الدین با سعی تمام بنشر حدیث پرداختند و امثال مالک بن انس بلا واسطه از این مکتب الهام گرفتند. و در فکر جمع آوری حدیث افتادند. باری از آثار این جماعت جز موطا مالک (مالک بن انس حمیری اصبحی مدنی (صاحب موطا) بسال ۹۰ یا ۹۳ یا ۹۵ متولد شد گویند مدت حمل وی سه سال طول کشید.
نزد ربیعة الرای فقیه اهل مدینه فقه آموخت و امام شافعی از وی اخذ علم نموده ابتدا با مردم خلطه و آمیزش بیشتری داشت ولی کم‌کم بواسطه ضعف و پیری ترک مراوده نمود. از وی نزد جعفر بن سلیمان بن علی بن عبدالله بن عباس پسر عموی منصور و حاکم مدینه (از قبل بنی عباس)، سعایت شد. بوی چنین گفتند که مالک بیعت و پیمان با شما را مشروع و لازم الوفا نمی‌داند. وی دستور داد مالک را برهنه ساخته و بر بدنش تازیانه زدند و بر زمین کشاندند در اثر این ماجرا دست وی از کتف جدا شد ولی همین قضیه بر علوشان وی نزد مردم افزود فوت مالک در ۱۷۹ واقع شد. مالک غیر از موطا رساله‌ای در مواعظ برای رشید و یحیی برمکی نوشت از این رساله نسخه‌ای در اسکوریال موجود و بسال ۱۳۱۱ در بولاق نیز طبع شده تنبیه: سیوطی با اینکه خود فوت مالک را بسال ۱۶۹ نوشته و تولدش را در سال ۹۳، از سحنون (بنحو ارسال مسلم) نقل می‌کند. مینویسد که مالک ۸۷ سال عمر نموده و ۶۰ سال در مدینه فتوی می‌داده. چنان‌که می‌بینیم این نقل با گفته وی راست نمی‌آید. و احتمالا عبارت وی تسع و سبعین بوده است نه تسع و ستین.)
[۳] ابن ندیم، فهرست ابن ندیم، ص۲۹۴.
[۴] آداب اللغة، ج، ۲ ص۱۴۰.
[۶] تنویر الحوالک، سیوطی.
بدست ما نرسیده. موطا بحسب احکام فقهی ترتیب یافته و کلیه احادیث آن مسند نیست. (سیوطی در تنویر الحوالک گوید: قال ابو بکر الابهری. جملة مافی الموطا من الاثار عن النبی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم و عن الصحابة و التابعین الف و سبعمائة و عشرون حدیثا المسند منها ستمائة حدیث و المرسل ماتان و اثنان و عشرون حدیثا و الموقوف ستماة و ثلاثة عشر و من قول التابعین. ۱۸۵ ابن حزم در کتاب مراتب الدیانة گوید: احادیث موطا را شماره نمودم پانصد و اندی حدیث مسند و سیصد و اندی مرسل و هفتاد و چند حدیث متروک در آن یافتم. ظاهرا این اختلافات، ناشی از مقداریست که روات مختلف از وی نقل نموده‌اند زیرا موطا در زمان مالک نسخه برداری می‌شد و چون مؤلف از تعداد احادیث کم می‌کرد و احیانا حدیثی می‌افزود، این اختلاف پدید آمده. سیوطی در شرح موطا گوید: موطا را جماعتی از مالک روایت کرده‌اند که بین آنان در تقدیم و تاخیر و کم و زیاد اختلاف است. ولی در روایت (ابی مصعب) حدود صد حدیث از دیگر روایات زیادتر است سپس از غافقی نقل کرده که احادیث مسند موطا ۶۶۶ حدیث است.
موطا بروایات کثیری از مؤلف نقل شده که ۱۴ روایت از روایات مزبور تا قرن دهم باقی بوده و بنظر سیوطی رسیده. ولی روایت مشهور و موجود روایت (یحیی بن یحیی لیثی اندلسی) است که بسال ۲۳۴ فوت نموده. و روایت محمد بن حسن شیبانی که در مصر چاپ شده رجال احادیث مسنده موطا بالغ بر ۹۵ تن‌اند که از ۸۵ نفر مرد صحابی و ۲۳ زن و ۴۸ تن تابعی نقل کرده.)
[۷] تنویر الحوالک، سیوطی، ص۱۰.

موطا بمعنی کتاب منقح و ممهد است یعنی مجموعه‌ای که برای جمع آثار نبوی مهیا شده (مقدمه موطا چاپ المجلس الاعلی) پیش از مالک کسی کتابش را باین اسم نامگذاری نکرده است زیرا تالیفات حدیثی را یا جامع و یا مصنف و یا مؤلف می‌نامیدند (مقدمه موطا).
سیوطی در تنویر الحوالک می‌نویسد: ابو بکر ابهری فرموده تمام آثار و روایاتی که در موطا از پیغمبر و صحابه و تابعین نقل شده هزار و هفتصد و بیست حدیث است. که از آن جمله ششصد حدیث مرسل و ششصد و سیزده حدیث موقوف و صدوهشتادوپنج اثر از تابعین می‌باشد ولی طبق شماره گذاری چاپ المجلس الاعلی به روایت محمد بن حسن شیبانی ۱۰۰۸ حدیث است.

روش مالک در موطا

[ویرایش]

روش مالک در موطا این است که ابتداء حدیث را نقل و سپس فتوای اهل مدینه را ذکر و آنگاه رای و استنباط خود را در آخر بیان می‌سازد. (در چاپ المجلس الاعلی للشؤن الاسلامیه مصر که بروایت شیبانی است فتاوای ابو حنیفه و جمعی دیگر ذکر شده.)
این کتاب از حدود چهل هزار حدیث جمع آوری شده منتهی چون مالک طی حیات خود به حک و اصلاح آن می‌پرداخت و در خلال این مدت از موطا نسخه برداری می‌شد قهرا در عدد احادیث آن اختلاف شده ولی طبق نقل بعضی موطا در آخرین مراحل عمر مؤلف جامع حدود چهار هزار حدیث بوده است.
گرچه مالک به عقیده خود احادیث صحیحه را جمع آوری نموده ولی باید دانست که احادیث موطا (طبق اصطلاح مشهور) صحیح نیست زیرا مالک مراسیل و بلاغات را نیز صحیح به شمار آورده.
در روش این کتاب تعصب عقیده بی‌ دخالت نبوده زیرا مالک با مکتب فقهی عراق که مبنی بر رای و قیاس بود، سخت مخالفت داشت و معتقد بود با داشتن مستند روائی برای و قیاس نمی‌توان پرداخت.
موطا در اقطار اسلامی اشتهار کامل یافت. حتی منصور عباسی بمالک گفت می‌خواهم موطا را نسخه نموده به بلاد اسلامی گسیل دارم. وی پاسخ داد مردم حدیث را شنیده و عمل کرده‌اند بحال خودشان واگذار. (پرتو اسلام، به عقیده ما نظر منصور در این کار جلوگیری و معارضه با مکتب امام جعفر بن محمد صادق (پیشوای شیعیان و بزرگ علویان) بوده که از نظر توجه مردم به حضرتش بر خود و بر دستگاه خلافت می‌ترسید.)

پانویس

[ویرایش]
 
۱. قاسمی، جمال‌الدین، قواعد التحدیث، ص۸۱.    
۲. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری.
۳. ابن ندیم، فهرست ابن ندیم، ص۲۹۴.
۴. آداب اللغة، ج، ۲ ص۱۴۰.
۵. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۳۷.    
۶. تنویر الحوالک، سیوطی.
۷. تنویر الحوالک، سیوطی، ص۱۰.


منبع

[ویرایش]

سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «راویان و مراکز حدیثی در گذشته» تاریخ بازیابی۱۳۹۴/۱۲/۲۵.    

رده‌های این صفحه : مقالات اندیشه قم




جعبه ابزار