موارد رعایت تقوا (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



موارد رعایت تقوا با توجه به آیات قرآن کریم عبارتند از:


آمیزش

[ویرایش]

لزوم رعایت تقوا در آمیزش جنسی:
«نساؤکم حرث لکم فاتوا حرثکم انی شئتم وقدموا لانفسکم واتقوا الله واعلموا انکم ملـقوه وبشر المؤمنین؛زنان شما كشتزار شمايند، پس از هر سو و هر وقت كه خواستيد به كشتزار خود درآييد و (با نیّت اكتفاء به حلال در مقابل حرام و طلب فرزندى صالح از اين عمل، ثوابى) براى خودتان پيش فرستيد و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه او را ملاقات خواهيد كرد؛ و مؤمنان را مژده بده.»

احرام

[ویرایش]

لزوم رعایت تقوا در حال احرام:
۱. «یـایها الذین ءامنوا لاتحلوا شعـئر الله ولاالشهر الحرام ولا الهدی ولا القلـئد ولا ءامین البیت الحرام یبتغون فضلا من ربهم ورضونـا واذا حللتم فاصطادوا... واتقوا الله ان الله شدید العقاب؛اى كسانى كه ایمان آورده‌ايد، حرمت نشانه‌هاى (توحید و پرستش) خدا (مانند اعمال حج و عمره و مكان‌هاى آن عبادات) و حرمت ماه‌ های حرام (كه رجب و ذی قعده و ذی حجه و محرم است) و حرمت قربانی بى‌نشان و قربانى قلاده در گردن و حرمت قاصدان بیت الحرام را كه فضل و خشنوديى از پروردگارشان را مى‌طلبند نشكنيد. و چون از احرام درآمديد مى‌توانيد شکار كنيد... و از خدا پروا نماييد، كه همانا خداوند سخت‌ کیفر است.»
۲. «احل لکم صید البحر وطعامه متـعـا لکم وللسیاره وحرم علیکم صید البر مادمتم حرمـا واتقوا الله الذی الیه تحشرون؛بر شما شكار كردن از دریا و خوردن از شکار آن (در حال احرام) حلال شد تا وسيله برخوردارى شما و مسافران باشد، و بر شما شكار از خشكى مادامى كه در حال احراميد حرام است، و از خدايى كه به سوى او گرد آورده خواهيد شد پروا كنيد.»

احسان

[ویرایش]

لزوم رعایت تقوا در امر احسان و نیکوکاری:
«... وتعاونوا علی البر والتقوی ولا تعاونوا علی الاثم والعدون واتقوا الله ان الله شدید العقاب؛...و در هر كار خیر و تقوا یكدیگر را یارى دهید و بر گناه و تجاوز همكارى نكنید، و از خدا پروا نمایید، كه همانا خداوند سخت‌ كیفر است.»

اصلاح

[ویرایش]

لزوم رعایت تقوا، به هنگام اصلاح میان مؤمنان و اخوت اسلامى:
«انما المؤمنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم واتقوا الله...؛جز اين نيست كه همه مؤمنان با هم برادرند، پس (در تمام اختلافات) ميان دو فرد يا دو گروه برادران تان اصلاح نماييد، و از خدا پروا كنيد شايد مورد ترحم قرار گيريد.»

امتحان

[ویرایش]

سفارش خداوند ، برای رعایت تقوا، در مواجهه با امتحان‌ های الهی:
«لتبلون فی امولکم وانفسکم... وان تصبروا وتتقوا فان ذلک من عزم الامور؛مسلما درباره مال‌ ها و جان‌ هايتان آزمایش خواهيد شد ... و اگر صبر و پروا پيشه كنيد اين (استقامت) حتما از كارهاى بزرگ و درخور اهميت است.»

اموال یتیمان

[ویرایش]
روش تقواپیشگی در مال یتیم عبارت است از:

← عدم خلط با اموال خود


لزوم رعایت تقوای الهی، در مال یتیم ، مستلزم مخلوط نکردن اموال یتیمان با اموال خود، به هنگام مصرف:
«... واتقوا الله... وءاتوا الیتـمی‌امولهم... ولا تاکلوا امولهم الی امولکم...؛...و از خداوند پروا كنید،...و اموال یتیمان را (پس از بلوغ و رشدشان) به آنها بازدهید... و اموال آنها را با خلط در اموال خود مخورید....»

← تعویض مال مرغوب یتیم


تقواپيشگى، مستلزم مخلوط نكردن اموال مرغوب يتيمان با اموال نامرغوب:
«... واتَّقوا اللَّه ...• وءاتوا اليتمى‌ امولهُم ولا تتبدَّلوا الخبيث بِالطَّيّبِ ...؛...و از خداوند پروا كنید،...و اموال یتیمان را (پس از بلوغ و رشدشان) به آنها بازدهید و (مال) پلید و حرام را با (مال) پاكیزه و حلال (به خاطر تفاوت قیمت) عوض نكنید (مال پست خود را با مال پرارزش آنها تبدیل نكنید) ....»

برخور با اهل‌کتاب

[ویرایش]

لزوم آراسته شدن به صبر و تقوا، در برابر آزارهای اهل کتاب:
«لتبلون فی امولکم وانفسکم ولتسمعن من الذین اوتوا الکتـب من قبلکم... اذی کثیرا وان تصبروا وتتقوا...؛مسلما درباره مال‌ ها و جان‌ هايتان آزمایش خواهيد شد و حتما از كسانى كه به آنها پيش از شما کتاب آسمانی داده شده... سخنان دل ‌آزار بسيارى (در انکار و استهزاء دین و پیامبر، و تحريك مردم عليه اسلام خواهيد شنيد)، و اگر صبر و پروا پيشه كنيد....»

برخورد با مشرکان

[ویرایش]

ضرورت رعایت تقوا در مقابل اذیتهای مشرکان:
«لتبلون فی امولکم وانفسکم ولتسمعن من الذین اوتوا الکتـب من قبلکم ومن الذین اشرکوا اذی کثیرا وان تصبروا وتتقوا فان ذلک من عزم الامور؛مسلما درباره مال ‌ها و جان‌ هایتان آزمایش خواهید شد و حتما از كسانى كه به آنها پیش از شما كتاب آسمانى داده شده و نیز از كسانى كه شرک ورزیده‌اند سخنان دل ‌آزار بسیارى (در انكار و استهزاء دین و پیامبر، و تحریك مردم علیه اسلام خواهید شنید)، و اگر صبر و تقوا پیشه كنید این (استقامت) حتما از كارهاى بزرگ و درخور اهمیت است.»

بناهای دینی

[ویرایش]

رعایت تقوای الهی و تحصیل رضای خدا، در پی ریزی مؤسسات دینی، ملاک ارزشمندی آنها:
«افمن اسس بنیـنه علی تقوی من الله ورضون خیر‌ام من اسس بنیـنه علی شفا جرف هار...؛پس آيا كسى كه اساس (دین) خود را بر پايه تقواى الهى و رضاى او نهاده بهتر است يا آن كس كه بنيان خود را بر لب پرتگاهى سست و در شرف سقوط نهاده ....»

بنای مسجد

[ویرایش]
مسجدى كه از آغاز بر پايه تقوا، بنا نهاده شد، مسجد «قُبا» ست كه هنگام هجرت به مدینه ساخته شد.

← ارزشمندی نزد خدا


مسجد قبا، بنا شده بر اساس تقوا و ارزشمند در پیشگاه خداوند :
«لا تقم فیه ابدا لمسجد اسس علی التقوی من اول یوم احق ان تقوم فیه فیه رجال یحبون ان یتطهروا والله یحب المطهرین؛هرگز در آن (مسجد به نماز) مايست، به یقین مسجدى كه از نخستين روز (بنايش) بر پايه تقوا بنا شده (مانند مسجد قبا و مسجد مدینه و غيره) شايسته ‌تر است كه در آن به نماز ايستى؛ مردانى در آن هستند كه دوست دارند پاكيزه گردند، و خدا پاكيزگان را دوست دارد.»
بنا بر یک احتمال، مقصود از «لمسجد اسس...» مسجد قباست.

← اقامه نماز


مسجد بنا شده براساس تقوا، شايسته اقامه نماز در آن:
«لا تقم فیه ابدا لمسجد اسس علی التقوی من اول یوم احق ان تقوم فیه فیه....؛هرگز در آن (مسجد به نماز) مايست، به يقين مسجدى كه از نخستين روز (بنايش) بر پايه تقوا بنا شده (مانند مسجد قبا و مسجد مدینه و غيره) شايسته ‌تر است كه در آن به نماز ايستى....»
بنا بر اينكه خطاب «أن تقوم» به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، خصوصيّت نداشته باشد.

تبلیغ

[ویرایش]

تشویق خداوند به رعایت تقوا، در راه تبلیغ دین و هدایت مردم:
۱. «واصبر وما صبرک الا بالله ولا تحزن علیهم ولا تک فی ضیق مما یمکرون ان الله مع الذین اتقوا...؛و (بر ابلاغ رسالت ) صبر كن و صبرت جز به (توفیق و یارى) خدا نیست و بر (عدم ایمان) آنها یا سختى و فشار مؤمنان اندوه مخور، و از مكرى كه انجام مى‌دهند دلتنگ مشو.به یقین خداوند با كسانى است كه پروا پیشه كرده‌اند....»
۲. «یـایها الذین ءامنوا اتقوا الله وقولوا قولا سدیدا؛ اى كسانى كه ایمان آورده ‌اید، از خدا پروا كنید و سخنى درست و استوار گویید.»

تعاوین

[ویرایش]

لزوم تعاون و همکاری، در سیر به سوی تقوا و پرهیزکاری:
«... وتعاونوا علی البر والتقوی... واتقوا الله...؛...و در هر كار خیر و تقوا یكدیگر را یارى دهید ... و از خدا پروا نمایید....»

تقسیم انفال

[ویرایش]

لزوم رعایت تقوا، با پذیرش حکم خدا، در تقسیم انفال:
•«یسـلونک عن الانفال قل الانفال لله والرسول فاتقوا الله واصلحوا ذات بینکم واطیعوا الله ورسوله ان کنتم مؤمنین؛از تو درباره انفال مى ‌پرسند (اموال عمومى بسيارى تحت عناوين خاصى كه غنائم جنگى مورد نزول آیه يكى از آنهاست) بگو: انفال از آن خدا و فرستاده اوست ( ملکیّت حقيقى از آن خدا و ملكيّت اعتبارى طولى از آن رسول او به عنوان ولایت وى است) پس، از خدا پروا كنيد و روابط ما بين خودتان را اصلاح نماييد (و بر سر انفال نزاع نكنيد) و از خدا و فرستاده ‌اش اطاعت نماييد اگر مؤمن ايد.»

جهاد

[ویرایش]

لزوم رعايت تقوا، در جنگ و مقابله با دشمنان دين:
۱. «الشَّهرُ الحرامُ بِالشَّهرِ الحرامِ والحُرُمتُ قِصاصٌ فمنِ اعتدى‌ عليكُم فاعتدوا عليهِ بِمِثلِ ما اعتدى‌ عليكُم واتَّقوا اللَّه واعلموا انَّ اللَّه مع المُتَّقين؛ماه حرام، در برابر ماه حرام! (اگر دشمنان، احترام آن را شكستند، و در آن با شما جنگيدند، شما نيز حق داريد مقابله به مثل كنيد). و تمام حرامها، (قابل) قصاص است. و (به طور كلي) هر كس به شما تجاوز كرد، همانند آن بر او تعدي كنيد! و از خدا به پرهيزيد (و زياده روي ننماييد)! و بدانيد خدا با پرهيزكاران است!»
۲. «... وقتِلوا المُشرِكينَ كافَّةً كَما يُقتِلونَكُم كافَّةً واعلَموا انَّ اللَّهَ مَعَ المُتَّقين؛... و با مشركان (به هنگام نبرد) دسته جمعي پيكار كنيد همانگونه كه آنها دسته جمعي با شما پيكار مي‌كنند و بدانيد خداوند با پرهيزكاران است.»
۳. «يايُّهَا الَّذينَ ءامَنوا قتِلوا الَّذينَ يَلونَكُم مِنَ الكُفّارِ وليَجِدوا فيكُم غِلظَةً واعلَموا انَّ اللَّهَ مَعَ المُتَّقين؛اي كساني كه ايمان آورده‌ ايد با كافراني كه به شما نزديكترند پيكار كنيد (و دشمن دورتر شما را از دشمنان نزديك غافل نكند) و آنها بايد در شما شدت و خشونت احساس ‌ كنند، و بدانيد خداوند با پرهيزكاران است.»

حج

[ویرایش]

لزوم رعايت تقوا، در انجام دادن مراسم حج:
۱. «واتِمُّوا الحجَّ والعُمرة لِلَّهِ فان احصِرتُم فما استيسر مِن الهدىِ ولا تحلِقوا رُءوسكُم حتّى‌ يبلُغ‌الهدىُ محِلَّهُ فمن كانَ مِنكُم مريضًا او بِهِ اذىً مِن رأسِهِ ففِديةٌ مِن صِيامٍ او صدقةٍ او نُسُكٍ فاذا امِنتُم فمن تمتَّع بِالعُمرةِ الى الحجّ فما استيسر مِن الهدىِ فمن لم يجِد فصِيامُ ثلثةِ ايّامٍ فِى الحجّ وسبعةٍ اذا رجعتُم تِلك عشرةٌ كامِلةٌ ذلِك لِمن لم يكُن اهلُهُ حاضِرِى المسجِدِ الحرامِ واتَّقوا اللَّه واعلموا انَّ اللَّه شديدُ العِقاب؛و (عمل) حج و عمره را براى خدا به اتمام رسانيد، و اگر (پس از بستن احرام به واسطه دشمن يا بيمارى) ممنوع از عمل شديد (بر شماست) قربانی كردن آنچه ميسر گردد (از شتر يا گاو يا گوسفند، كه به قربانگاه مکه يا منی بفرستيد)، و سر خود را نتراشيد تا آن قربانى به محل خود برسد و اگر كسى از شما (در حال احرام) مریض باشد يا ناراحتى از ناحيه سر داشته باشد (و مجبور به تراشيدن سر شود، سر را بتراشد و) كفّاره ‌اى از قبيل روزه يا صدقه يا قربانى انجام دهد. و اگر (در مورد حج و عمره از دشمن و بيمارى) ايمن بوديد پس هر كه با تقديم عمره تمتّع (عمره بهره ‌مندى از تقرب به خدا، و برخوردارى از ممنوعات احرام پس از احرام آن) به سوى حج تمتّع رود بر اوست آنچه ميسر گردد از قربانى (شتر يا گاو يا گوسفند) و كسى كه قربانى نيابد (يا پول آن را نداشته باشد) بر اوست سه روز در همان سفر حج روزه داشتن و هفت روز هنگامى كه برگشتيد؛ اين ده روز كامل است. اين (حج كه تمتّع ناميده مى ‌شود) فریضه كسى است كه (خود و) خانواده ‌اش ساكن مسجد الحرام (مكه و اطرافش تا ۲۴ كيلومتر) نباشند. و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه خداوند سخت‌ كيفر است.»
۲. «واذكُروا اللَّه فى ايّامٍ معدودتٍ فمن تعجَّل فى يومينِ فلَا اثمَ عَلَيهِ ومَن تَاخَّرَ فَلَا اثمَ عَلَيهِ لِمنِ اتَّقى‌ واتَّقوا اللَّه واعلموا انَّكُم اليهِ تُحشرون؛و خدا را در (شب و) روزهاى معدودى (۱۱ و ۱۲ و ۱۳ ذى حجه، كه حاجيان بايد در منى باشند، به ذکر و نماز و سنگ ‌زدن به جمره ها) ياد كنيد. پس هر كه در دو روز (اعمال را انجام دهد و) شتاب به کوچ كند گناهى بر او نيست، و كسى هم كه (تا روز سوم) تأخير كند گناهى بر او نيست، (و اين اختيار) براى كسى است (كه در حال احرام از صید و آمیزش با زن) پرهيز كرده باشد. و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه حتما همه شما (در آخرت) به سوى او گرد آورده مى‌شويد.»

← بهترین توشه


رعايت تقوا بهترين توشه معنوى براى حاجيان:
«الحجُّ اشهُرٌ معلومتٌ فمن فرض فيهِنَّ الحجَّ فلا رفث ولا فُسوق ولا جِدال فِى الحجّ وما تفعلوا مِن خيرٍ يعلمهُ اللَّهُ وتزوَّدوا فانَّ خير الزّادِ التَّقوى‌ واتَّقونِ ياولِى الالبب؛( زمان) حج ماه‌ هاى معينى است (شوال، ذی قعده و ذی حجه)، پس كسى كه در اين ماه‌ها حج را (به واسطه بستن احرام، بر خود) واجب ساخت (بداند كه) در (حال احرام) حج، بدزبانى و آميزش با زنان و گناه و مجادله در سخن (روا) نيست، و هر كار خيرى انجام دهيد خداوند مى‌داند، و براى خود توشه برگيريد كه بهترين توشه تقواست، و از من پروا كنيد اى صاحبان خرد.»

← تقوا در کوچ از منی


اختيار حج‌گزار در كوچ كردن از منی، در روزهاى دوازدهم و سيزدهم، مشروط به رعايت تقوا:
«واذكُروا اللَّه فى ايّامٍ معدودتٍ فمن تعجَّل فى يومينِ فلَا اثمَ عَلَيهِ ومَن تَاخَّرَ فَلَا اثمَ عَلَيهِ لِمنِ اتَّقى‌ واتَّقوا اللَّه واعلموا انَّكُم اليهِ تُحشرون؛و خدا را در (شب و) روزهاى معدودى (۱۱ و ۱۲ و ۱۳ ذى حجه، كه حاجيان بايد در منى باشند، به ذكر و نماز و سنگ ‌زدن به جمره ها) ياد كنيد. پس هر كه در دو روز (اعمال را انجام دهد و) شتاب به كوچ كند گناهى بر او نيست، و كسى هم كه (تا روز سوم) تأخير كند گناهى بر او نيست، (و اين اختيار) براى كسى است (كه در حال احرام از صيد و آميزش با زن) پرهيز كرده باشد. و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه حتما همه شما (در آخرت) به سوى او گرد آورده مى‌شويد.»

← تقوا در مناسک حج


لزوم رعايت تقوا در سفر و مناسک حج:
«يايُّهَا الَّذين ءامنوا لاتُحِلّوا شَعر اللَّهِ ولَاالشَّهرَ الحَرامَ ولَا الهَدىَ ولَا القَلدَ ولا ءامّينَ البَيتَ الحَرامَ يَبتَغونَ فَضلًا مِن ربّهِم ورِضونًا واذا حللتُم فاصطادوا ولايجرِمنَّكُم شنانُ قومٍ ان صدّوكُم عنِ المسجِدِ الحرامِ ان تعتدوا وتعاونوا عَلَى البِرّ والتَّقوى‌ ... واتَّقوا اللَّه ...؛اى كسانى كه ایمان آورده‌ايد، حرمت نشانه‌هاى (توحید و پرستش) خدا (مانند اعمال حج و عمره و مكان ‌هاى آن عبادات ) و حرمت ماه‌ های حرام (كه رجب و ذی قعده و ذی حجه و محرم است) و حرمت قربانى بى ‌نشان و قربانى قلاده در گردن و حرمت قاصدان بیت الحرام را كه فضل و خشنوديى از پروردگارشان را مى‌ طلبند نشكنيد. و چون از احرام درآمديد مى ‌توانيد شكار كنيد، و عداوت گروهى بدين جهت كه شما را از مسجد الحرام بازداشتند شما را وادار نكند كه (بر حقوق آنها) تجاوز كنيد. و در هر كار خير و تقوا يكديگر را يارى دهيد ... و از خدا پروا نماييد،....»

خانواده

[ویرایش]
خداوند متعال در قرآن کریم مومنان را به رعایت تقوا، بعنوان یک اصل کلی در تمام جنبه های زندگی خانوادگی توصیه می‌کند.

← تقوا در ارتباط با خانواده


رعايت تقوا، وظيفه مؤمنان در ارتباط با خانواده:
۱. «نساؤکم حرث لکم فاتوا حرثکم انی شئتم وقدموا لانفسکم واتقوا الله...؛زنان شما كشتزار شمايند، پس از هر سو و هر وقت كه خواستيد به كشتزار خود درآييد و (با نیّت اكتفاء به حلال در مقابل حرام و طلب فرزندى صالح از اين عمل، ثوابى) براى خودتان پيش فرستيد و از خدا پروا كنيد....»
۲. «واذا طـلقتم النساء فبلغن اجلهن فامسکوهن بمعروف او سرحوهن بمعروف ولا تمسکوهن ضرارا لتعتدوا ومن یفعل ذلک فقد ظـلم نفسه... واتقوا الله واعلموا ان الله بکل شیء علیم؛و چون زن ‌ها را طلاق داديد و به انتهاى عدّه خود نزديك شدند، پس (يا دوباره رجوع كنيد و) آنها را به خوبى و خوشى نگه داريد و يا (به ترك رجوع) به خوبى و خوشى رها سازيد، و هرگز آنان را براى آزار و زيان نگه نداريد تا به آنها تعدى و ستم روا داريد، و هر كه چنين كند پس حتما به خويشتن ستم كرده... و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه خداوند به همه چيز داناست.»
۳. «والولدت یرضعن اولـدهن حولین کاملین لمن اراد ان یتم الرضاعه وعلی المولود له رزقهن وکسوتهن بالمعروف لاتکلف نفس الا وسعها لاتضار ولده بولدها ولا مولود له بولده وعلی الوارث مثل ذلک فان ارادا فصالا عن تراض منهما وتشاور فلا جناح علیهما وان اردتم ان تسترضعوا اولـدکم فلا جناح علیکم اذا سلمتم ما ءاتیتم بالمعروف واتقوا الله واعلموا ان الله بما تعملون بصیر؛و مادران بايد فرزندان خود را دو سال كامل [[|شير]] دهند؛ اين (دستور) براى كسى است كه مى ‌خواهد دوران شيرخوارگى (طفل) را تكميل كند، و روزى و لباس آنها به نحو متعارف بر عهده كسى است كه طفل از آن اوست (پدر)؛ هيچ كس جز به مقدار توانش مکلّف نمى‌شود، نبايد مادرى به خاطر فرزندش به زيان افتد و نه صاحب فرزندى براى فرزندش (نه به مادر تحميل شود كه مجّانا شير دهد و نه به پدر كه هزينه بيشتر بپردازد) و نبايد مادر و پدر (به خاطر اختلافات خود) به فرزند خود ضرر و آسيب برسانند. و مانند اين تکلیف بر عهده وارث (پدر) نيز مى‌ باشد (كه اگر پدر بميرد و تركه به همان طفل رسد، نفقه مادر با شرايط فوق از آن مال ادا مى‌ شود)، حال اگر پدر و مادر بخواهند روى توافق و مشورت شان (فرزند را قبل از موعد مقرر) از شير بگيرند بر آنها گناهى نيست. و اگر بخواهيد براى شير دادن اولادتان دایه طلبيد بر شما گناهى نيست در صورتى كه آنچه را كه بايد بدهيد به نيكى و معروف بپردازيد. و از خدا پروا كنيد و بدانيد خدا به آنچه مى‌ كنيد بيناست.»
۴. «وان امراه خافت من بعلها نشوزا او اعراضـا فلا جناح علیهما ان یصلحا بینهما صلحـا والصلح خیر واحضرت الانفس الشح وان تحسنوا وتتقوا فان الله کان بما تعملون خبیرا؛و اگر زنى از سركشى يا اعراض شوى خود بترسد، بر آن دو گناهى نيست كه به نوعى در ميان خودشان (هر چند به گذشت از پاره‌اى از حقوق شان) صلح و آشتی نمايند، و صلح (ذاتا) بهتر است و (البته) بخل و تنگ چشمى طبعا ملازم نفوس گرديده است (گذشت از حق بر آنها سخت است). و اگر نيكويى كنيد و تقوا ورزيد حتما خداوند به آنچه مى‌ كنيد آگاه است.»
۵. «یـایها النبی اذا طـلقتم النساء فطـلقوهن لعدتهن واحصوا العده واتقوا الله ربکم لا تخرجوهن من بیوتهن ولا یخرجن الا ان یاتین بفـحشه مبینه وتلک حدود الله ومن یتعد حدود الله فقد ظـلم نفسه لا تدری لعل الله یحدث بعد ذلک امرا؛اى پیامبر، هنگامى كه خواستيد زن ‌ها را طلاق دهيد آنها را به وقت عده طلاق دهيد، (در زمانى كه شروع به عدّه ممكن باشد يعنى از حیض پاك شده و با شوهر همبستر نشده ‌اند)، و حساب عدّه را نگه داريد، و از خداى- پروردگارتان- پروا كنيد؛ آنها را (در دوران عدّه) از خانه ‌هايشان بيرون نكنيد- و آنها نيز بيرون نروند- مگر آنكه عمل زشت آشكارى مرتكب شوند. و اينها حدّ و مرزهاى خدا است و هر كس از حدّ و مرزهاى خدا تجاوز كند حقّا كه بر خويشتن ستم كرده؛ تو (اى مرد) نمى‌ دانى (و آن زن نمى‌ داند) شايد خدا پس از آن (طلاق) كارى (از نظر صلح طرفين) پديد آورد.»

← تقوا در مسایل خانوادگی


لزوم رعايت تقواى الهى، در مسايل خانوادگى:
۱. «لا جناح علیهن فی ءابائهن ولا ابنائهن ولا اخونهن ولا ابناء اخونهن ولا ابناء اخوتهن ولا نسائهن ولا ما ملکت‌ایمـنهن واتقین الله...؛زنان پيامبر (و ساير زنان) را گناهى نيست در (ترك حجاب نزد) پدران شان و پسران شان و برادران شان و پسران برادران شان و پسران خواهران شان و زن هايى امثال شان و برده‌هاى مملوك شان و از خدا پروا نماييد، زيرا خداوند همواره بر هر چيزى ناظر و گواه است.»
۲. «یـایها الذین ءامنوا ان من ازوجکم واولـدکم عدوا لکم فاحذروهم وان تعفوا وتصفحوا وتغفروا فان الله غفور رحیم• فاتقوا الله مااستطعتم واسمعوا واطیعوا وانفقوا خیرا لانفسکم ومن یوق شح نفسه فاولـئک هم المفلحوناى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، برخى از همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند (به خاطر ايمان تان با شما رفتار دشمنانه دارند)، از آنها بر حذر باشيد (كه شما را منحرف نسازند)، و اگر (از بدى ‌ها و آزارشان) عفو نماييد و چشم ‌پوشى كنيد و ببخشاييد (خدا هم شما را مى ‌آمرزد) كه بى ‌ترديد خداوند آمرزنده و مهربان است.پس تا توانيد از خدا پروا كنيد و (دعوت ‌ها و اوامر او را) بشنويد و اطاعت نماييد و (از جان و مال تان) انفاق كنيد كه براى خودتان بهتر است و كسانى كه از بخل نفس شان مصون گردند آنها همان رستگارانند.»در آيه بعد به عنوان نتيجه ‌گيرى مى‌ فرمايد،" اكنون كه چنين است تقواى الهى پيشه كنيد آن قدر كه در توان داريد، و فرمان هاى او را بشنويد و اطاعت كنيد، و در راه او انفاق نمائيد كه براى شما بهتر است" (فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُوا وَ أَطِيعُوا وَ أَنْفِقُوا خَيْراً لِأَنْفُسِكُمْ‌).نخست دستور به اجتناب از گناهان مى ‌دهد (چرا كه تقوا بيشتر ناظر به پرهيز از گناه است) و سپس دستور به اطاعت فرمان و شنيدنى كه مقدمه اين اطاعت است و از ميان طاعات بخصوص روى مساله انفاق كه از مهمترين آزمايش هاى الهى است تكيه مى‌ كند و سرانجام هم مى‌ گويد سود تمام اينها عائد خود شما مى‌ شود.

← آثار تقوا در خانواده

آثار رعایت تقوا در خانواده عبارتند از:

←← رحمت خدا


رعایت تقوا از سوی شوهران در محیط خانواده، به ویژه درباره چند همسر ، موجب نیل به رحمت الهی:
«ولن تستطیعوا ان تعدلوا بین النساء ولو حرصتم فلا تمیلوا کل المیل فتذروها کالمعلقه وان تصلحوا وتتقوا فان الله کان غفورا رحیمـاو شما هر چند هم كه حرص بورزيد هرگز نمى ‌توانيد ميان زن‌ ها (در ميل باطنى) عدالت کنيد، پس (حداقل در وظايف ظاهرى) يكسره از يكى از آنها روى نگردانيد تا او را همانند زنى بلاتكليف رها نماييد. و اگر صلح و سازش كنيد و تقوا ورزيد مسلّما خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.»

←← مغفرت خدا


رعایت تقوا از جانب شوهران در محیط خانواده، به ویژه درباره چند همسر، موجب غفران الهی:
«ولن تستطیعوا ان تعدلوا بین النساء ولو حرصتم فلا تمیلوا کل المیل فتذروها کالمعلقه وان تصلحوا وتتقوا فان الله کان غفورا رحیمـا؛و شما هر چند هم كه حرص بورزيد هرگز نمى‌توانيد ميان زن‌ها (در ميل باطنى) عدالت كنيد، پس (حد اقل در وظايف ظاهرى) يكسره از يكى از آنها روى نگردانيد تا او را همانند زنى بلاتكليف رها نماييد. و اگر صلح و سازش كنيد و تقوا ورزيد مسلّما خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.»

خانه

[ویرایش]

لزوم رعایت تقوا با ورود به خانه‌های خود از درب منزل و راه متعارف آن:
•«یسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِی مَواقیتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ وَ لَیسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى‌ وَ أْتُوا الْبُیوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون؛از تو درباره ماه‌ هاى نو (و حکمت تغییر شكل آنها از هلال تا بدر) مى ‌پرسند، بگو: آنها وسیله تعیین اوقات (تقویم طبیعى براى كارهاى دنیوى) مردم و (براى وقت) حج (و سایر اعمال دینى داراى وقت معین) است. و نیكى آن نیست كه به خانه‌ ها از پشت آنها درآیید (مانند سنّت جاهلیت كه محرم باید به خانه خود از پشت دیوار وارد شود نه از در ورودى)، و لكن نیكى (عمل) كسى است كه (از گناه) مى ‌پرهیزد، و به خانه‌ ها از درهاى آنها درآیید و از خدا پروا كنید، شاید رستگار گردید.»

خویشاوندان

[ویرایش]

لزوم رعایت تقوای الهی، در مورد خویشاوندان:
«... واتقوا الله الذی تساءلون به والارحام...؛... و از خدايى كه به نام او از يكديگر درخواست مى‌كنيد و از (بريدن و قطع رابطه با) خويشاوندان پروا كنيد....»
برداشت بر اساس این قول است که «و الارحام» عطف به «الله» باشد.

← تقوا نسبت به کودک


لزوم رعایت تقوا از سوی مادر، پدر، وارثان پدر و دایه، نسبت به حقوق کودک:
«والولدت یرضعن اولـدهن حولین کاملین لمن اراد ان یتم الرضاعه وعلی المولود له رزقهن وکسوتهن بالمعروف لاتکلف نفس الا وسعها لاتضار ولده بولدها ولا مولود له بولده وعلی الوارث مثل ذلک فان ارادا فصالا عن تراض منهما وتشاور فلا جناح علیهما وان اردتم ان تسترضعوا اولـدکم فلا جناح علیکم اذا سلمتم ما ءاتیتم بالمعروف واتقوا الله واعلموا ان الله بما تعملون بصیر؛و مادران بايد فرزندان خود را دو سال كامل شیر دهند؛ اين (دستور) براى كسى است كه مى ‌خواهد دوران شیرخوارگی (طفل) را تكميل كند، و روزى و لباس آنها به نحو متعارف بر عهده كسى است كه طفل از آن اوست (پدر)؛ هيچ كس جز به مقدار توانش مكلّف نمى‌ شود، نبايد مادرى به خاطر فرزندش به زيان افتد و نه صاحب فرزندى براى فرزندش (نه به مادر تحميل شود كه مجّانا شير دهد و نه به پدر كه هزينه بيشتر بپردازد) و نبايد مادر و پدر (به خاطر اختلافات خود) به فرزند خود ضرر و آسيب برسانند. و مانند اين تكليف بر عهده وارث (پدر) نيز مى‌باشد (كه اگر پدر بميرد و تركه به همان طفل رسد، نفقه مادر با شرايط فوق از آن مال ادا مى ‌شود)، حال اگر پدر و مادر بخواهند روى توافق و مشورت شان (فرزند را قبل از موعد مقرر) از شير بگيرند بر آنها گناهى نيست. و اگر بخواهيد براى شير دادن اولادتان دايه طلبيد بر شما گناهى نيست در صورتى كه آنچه را كه بايد بدهيد به نيكى و معروف بپردازيد. و از خدا پروا كنيد و بدانيد خدا به آنچه مى‌ كنيد بيناست.».

روزی

[ویرایش]

ضرورت رعایت تقوا، در بهره گیری از امکانات و روزی‌های خدادادی:
۱. «... فکلوا مما امسکن علیکم... واتقوا الله...؛... (پس) از هر حيوانى كه براى شما بگيرند و نگه دارند بخوريد ... و از خدا پروا كنيد....»
۲. «وکلوا مما رزقکم الله حلـلا طیبـا واتقوا الله...؛و از آنچه خدا روزى شما كرده از حلال و پاكيزه‌ اش بخوريد (و از حرام شرعى و پليد طبعى اجتناب كنيد) و از خدا پروا نماييد....»
۳. «لیس علی الذین ءامنوا وعملوا الصــلحـت جناح فیما طعموا اذا ما اتقوا وءامنوا...؛بر كسانى كه ایمان آورده و عمل‌هاى شايسته كرده ‌اند گناهى نيست درباره آنچه (پيش از تحریم، از شراب و میته و محصول قمار) چشيده‌اند در صورتى كه (پس از تحریم) تقوا ورزيده و (به اصل دین اجمالا) ايمان آورده ....»
۴. «فکلوا مما غنمتم حلـلا طیبـا واتقوا الله...؛پس، از آنچه به غنیمت برده ‌ايد (از غنايم جنگ بدر و فدیه اسيران) حلال و پاكيزه بخوريد. و از خدا پروا كنيد....»

سوگند

[ویرایش]

لزوم رعایت تقوا از سوی مردم، در مقام سوگند خوردن به نام خداوند:
۱. «ولا تجعلوا الله عرضه لایمـنکم ان تبروا وتتقوا وتصلحوا بین الناس والله سمیع علیم؛و خدا را در معرض سوگندهاى خود قرار ندهید (به خاطر بهانه‌ هایى سوگند نخورید) كه نیكى و تقوا و اصلاح میان مردم انجام ندهید و خدا را در معرض سوگندهاى (مكرر) خود قرار ندهید كه نیكى و تقوا و اصلاح كنید، (تا آنجا كه این نام را به ابتذال كشانید) و خداوند شنوا و داناست.»
۲. «... واتقوا الله الذی تساءلون به والارحام...؛... و از خدایى كه به نام او از یكدیگر درخواست مى‌ كنید و از (بریدن و قطع رابطه با) خویشاوندان پروا كنید....» طبق یک احتمال تفسیری در آیه، مقصود از «تساءلون به والارحام» سوگند به خدا و رحم است.

صید

[ویرایش]

لزوم رعایت تقوا و اجتناب از صید در حال احرام:
«... وحرم علیکم صید البر مادمتم حرمـا واتقوا الله الذی الیه تحشرون؛... و بر شما شكار از خشكى مادامى كه در حال احراميد حرام است، و از خدايى كه به سوى او گرد آورده خواهيد شد پروا كنيد.»

عمره

[ویرایش]

لزوم رعایت تقوا، در اجرای عمره:
«واتموا الحج والعمره لله... واتقوا الله...؛و (عمل) حج و عمره را براى خدا به اتمام رسانید... و از خدا پروا كنید ....»

فرزند

[ویرایش]

لزوم رعایت تقوا از سوی مؤمنان، در مورد تغذیه اولاد:
۱. «والولدت یرضعن اولـدهن حولین کاملین لمن اراد ان یتم الرضاعة وعلی المولود له رزقهن وکسوتهن بالمعروف لاتکلف نفس الا وسعها لاتضار ولدة بولدها ولا مولود له بولده وعلی الوارث مثل ذلک فان ارادا فصالا عن تراض منهما وتشاور فلا جناح علیهما وان اردتم ان تسترضعوا اولـدکم فلا جناح علیکم اذا سلمتم ما ءاتیتم بالمعروف واتقوا الله واعلموا ان الله بما تعملون بصیر؛و مادران باید فرزندان خود را دو سال كامل شیر دهند؛ این (دستور) براى كسى است كه مى ‌خواهد دوران شیرخوارگى (طفل) را تكمیل كند، و روزى و لباس آنها به نحو متعارف بر عهده كسى است كه طفل از آن اوست (پدر)؛ هیچ كس جز به مقدار توانش مكلّف نمى ‌شود، نباید مادرى به خاطر فرزندش به زیان افتد و نه صاحب فرزندى براى فرزندش (نه به مادر تحمیل شود كه مجّانا شیر دهد و نه به پدر كه هزینه بیشتر بپردازد) و نباید مادر و پدر (به خاطر اختلافات خود) به فرزند خود ضرر و آسیب برسانند. و مانند این تكلیف بر عهده وارث (پدر) نیز مى ‌باشد (كه اگر پدر بمیرد و تركه به همان طفل رسد، نفقه مادر با شرایط فوق از آن مال ادا مى ‌شود)، حال اگر پدر و مادر بخواهند روى توافق و مشورت شان (فرزند را قبل از موعد مقرر) از شیر بگیرند بر آنها گناهى نیست. و اگر بخواهید براى شیر دادن اولادتان دایه طلبید بر شما گناهى نیست در صورتى كه آنچه را كه باید بدهید به نیكى و معروف بپردازید. و از خدا پروا كنید و بدانید خدا به آنچه مى‌ كنید بیناست.»
۲. «یـایها الذین ءامنوا ان من ازوجکم واولـدکم عدوا لکم فاحذروهم... انما امولکم واولـدکم فتنة... فاتقوا الله ما استطعتم...؛اى كسانى كه ایمان آورده ‌اید، برخى از همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند (به خاطر ایمانتان با شما رفتار دشمنانه دارند)، از آنها بر حذر باشید (كه شما را منحرف نسازند)... اموال و فرزندانتان (به سبب آن كه زینت دنیایند و شما را به خود مشغول مى ‌دارند) وسیله آزمایش (شما) هستند... پس تا توانید از خدا پروا كنید....»

گواهی

[ویرایش]

لزوم رعایت تقوا از سوی گواهان در گواهی دادن:
«یـایها الذینءامنوا اذا تداینتم بدین الی اجل مسمی فاکتبوه ولیکتب بینکم کاتب بالعدل ولا یاب کاتب ان یکتب کما علمه الله فلیکتب ولیملل الذی علیه الحق ولیتق الله ربه ولا یبخس منه شیــا فان کان الذی علیه الحق سفیهـا او ضعیفـا او لایستطیع ان یمل هوفلیملل ولیه بالعدل واستشهدوا شهیدین من رجالکم فان لم یکونا رجلین فرجل وامراتان ممن ترضون من الشهداء ان تضل احدهما فتذکر احدهما الاخری ولا یاب الشهداء اذا ما دعوا ولا تسـموا ان تکتبوه صغیرا او کبیرا الی اجله ذلکم اقسط عند الله واقوم للشهـده وادنی الا ترتابوا الا ان تکون تجـره حاضره تدیرونها بینکم فلیس علیکم جناح الا تکتبوها واشهدوا اذا تبایعتم ولا یضار کاتب ولا شهید وان تفعلوا فانه فسوق بکم واتقوا الله ویعلمکم الله والله بکل شیء علیم؛اى كسانى كه ایمان آورده ‌اید، هنگامى كه دینى را تا مدت معینى (به خاطر گرفتن وام یا داد و ستد) به یكدیگر بدهكار شدید آن را بنویسید، و باید نویسنده ‌اى (سند آن را) در میان خودتان به عدالت بنگارد، و هرگز نباید نویسنده از نوشتن آن- همان گونه كه خدا به وى آموخته- امتناع ورزد، او باید بنویسد و كسى كه حق به گردن اوست (بدهكار) املا كند، و از خداوند كه پروردگار اوست پروا نماید و از حق چیزى را كم نگذارد، و اگر كسى كه حق به گردن اوست سفیه یا ناتوان (سنّى) باشد یا (به خاطر آفت زبان) نتواند املا كند، ولىّ او به عدالت املا نماید. و دو گواه از مردانتان (مردان مسلمان) را به شهادت بطلبید، و اگر دو مرد نباشد، یك مرد و دو زن را از میان گواهانى كه (از دین شان) رضایت دارید گواه بگیرید، تا اگر یكى از آن دو زن فراموش نمود آن دیگرى او را یادآورى نماید. و چون گواهان (براى تحمل شهادت یا اداء آن) دعوت شوند خوددارى نكنند. و از نوشتن بدهی اى كه تا مدتى معین مهلت دارد، كوچك باشد یا بزرگ، ملول نشوید. این كار در نزد خدا عادلانه ‌تر و براى گواهى استوارتر و به اینكه شک نكنید (و نزاعى برنخیزد) نزدیك تر است، مگر آنكه داد و ستدى نقدى باشد كه در میان خود تبادل مى ‌كنید، كه بر شما گناهى نیست كه آن را ننویسید. و (بهتر است كه) هر زمان داد و ستد كنید شاهد بگیرید، و نباید نویسنده و گواه (به واسطه زیاد و كم كردن، به صاحب حق) ضرر بزنند و نباید به نویسنده و شاهد به سبب ندادن حق شان ضرر برسد، و اگر چنین كنید براى شما فسق و گناه است. و از خدا پروا كنید، و خدا به شما مى ‌آموزد و خدا به همه چیز داناست.»

مال

[ویرایش]

لزوم رعایت تقوا در استفاده از مال:
«یـایها الذین ءامنوا... انما امولکم واولـدکم فتنه... فاتقوا الله ما استطعتم...؛اى كسانى كه ايمان آورده ‌ايد... جز اين نيست كه اموال و فرزندانتان (به سبب آن كه زينت دنيايند و شما را به خود مشغول مى ‌دارند) وسيله آزمايش (شما) هستند ... پس تا توانيد از خدا پروا كنيد....»

معاملات

[ویرایش]

لزوم رعایت تقوای الهی بر خریدار، فروشنده، شاهدان و نویسنده در دادوستد:
«یـایها الذین ءامنوا اذا تداینتم بدین الی اجل مسمی فاکتبوه ولیکتب بینکم کاتب بالعدل ولا یاب کاتب ان یکتب کما علمه الله فلیکتب ولیملل الذی علیه الحق ولیتق الله ربه ولا یبخس منه شیــا... واستشهدوا شهیدین من رجالکم فان لم یکونا رجلین فرجل وامراتان ممن ترضون من الشهداء ان تضل احدهما فتذکر احدهما الاخری ولا یاب الشهداء اذا ما دعوا... واشهدوا اذا تبایعتم ولا یضار کاتب ولا شهید وان تفعلوا فانه فسوق بکم واتقوا الله...؛اى كسانى كه ایمان آورده ‌اید، هنگامى كه دینى را تا مدت معینى (به خاطر گرفتن وام یا داد و ستد) به یكدیگر بدهکار شدید آن را بنویسید، و باید نویسنده ‌اى (سند آن را) در میان خودتان به عدالت بنگارد، و هرگز نباید نویسنده از نوشتن آن- همان گونه كه خدا به وى آموخته- امتناع ورزد، او باید بنویسد و كسى كه حق به گردن اوست (بدهكار) املا كند، و از خداوند كه پروردگار اوست پروا نماید و از حق چیزى را كم نگذارد، و اگر كسى كه حق به گردن اوست سفیه یا ناتوان (سنّى) باشد یا (به خاطر آفت زبان) نتواند املا كند، ولىّ او به عدالت املا نماید. و دو گواه از مردانتان (مردان مسلمان) را به شهادت بطلبید، و اگر دو مرد نباشد، یك مرد و دو زن را از میان گواهانى كه (از دینشان) رضایت دارید گواه بگیرید، تا اگر یكى از آن دو زن فراموش نمود آن دیگرى او را یادآورى نماید. و چون گواهان (براى تحمل شهادت یا اداء آن) دعوت شوند خوددارى نكنند. و از نوشتن بدهیى كه تا مدتى معین مهلت دارد، كوچك باشد یا بزرگ، ملول نشوید. این كار در نزد خدا عادلانه ‌تر و براى گواهى استوارتر و به اینكه شک نكنید (و نزاعى برنخیزد) نزدیكتر است، مگر آنكه داد و ستدى نقدى باشد كه در میان خود تبادل مى‌ كنید، كه بر شما گناهى نیست كه آن را ننویسید. و (بهتر است كه) هر زمان داد و ستد كنید شاهد بگیرید، و نباید نویسنده و گواه (به واسطه زیاد و كم كردن، به صاحب حق) ضرر بزنند و نباید به نویسنده و شاهد به سبب ندادن حقشان ضرر برسد، و اگر چنین كنید براى شما فسق و گناه است. و از خدا پروا كنید....»

← پرهیز از معامله حرام


لزوم رعایت تقوا و پرهیز از حرام، در معاملات و کسب درآمدهای مالی:
۱. «یـایها الذین ءامنوا لا تاکلوا الربوا اضعـفـا مضـعفه واتقوا الله...؛اى كسانى كه ایمان آورده ‌اید، ربا را كه سودهاى افزوده و چند برابر است نخورید، و از خدا پروا كنید....»
۲. «ولا تقربوا مال الیتیم الا بالتی هی احسن حتی یبلغ اشده ... ذلکم وصــکم به لعلکم تتقون؛و به مال یتیم جز به شیوه ‌اى كه بهتر است نزدیك نشوید تا به حد بلوغ (جسمى و روانى) خود برسد، ...اینهاست كه خدا شما را بدان سفارش نموده شاید متذكّر شوید.و (توصیه كرد به) اینكه این (دستورات) راه راست من است، پس از آن پیروى كنید و از راه‌ هاى دیگر پیروى مكنید كه شما را از راه او پراكنده سازد. اینهاست كه خدا شما را بدان سفارش نمود، شاید بپرهیزید.»
۳. «اوفوا الکیل ولا تکونوا من المخسرین وزنوا بالقسطاس المستقیم ولا تبخسوا الناس اشیاءهم ولا تعثوا فی الارض مفسدین واتقوا الذی خلقکم والجبله الاولین؛پیمانه را (در مقام معامله) پر بدهید و از خسارت‌زننده‌ها نباشید.و با ترازوى درست وزن كنید.و كالاهاى مردم را كم ندهید و در روى زمین مفسدانه حركت نكنید.و از كسى كه شما و اقوام پیشین را آفریده پروا كنید»


مقابله به مثل

[ویرایش]

اهل ایمان، موظف به رعایت تقوا، در مقام مقابله به مثل با دشمنان:
۱. «الشهر الحرام بالشهر الحرام والحرمـت قصاص فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم واتقوا الله....؛ ماه حرام در مقابل ماه حرام است (ماه ‌هاى رجب، ذو القعده، ذو الحجّه و محرم محترم ‌اند و نباید در آنها جنگید، اما اگر كسى حرمت آن را شكست و شروع به جنگ كرد، باید در همان ماه حرام با او جنگید) و همه محترم‌ ها (مانند حرم، مسجد الحرام ، جان و عرض مؤمن در مقابل هم‌ اند و) قصاص دارند، پس هر كه بر شما تعدّى كرد (و احترامى را شكست) شما هم به مانند آن بر او تعدّى كنید، و از خدا پروا نمایید (كه از مرز مقابله به مثل تجاوز نكنید)....»
۲. «... ولا یجرمنکم شنـان قوم ان صدوکم عن المسجد الحرام ان تعتدوا وتعاونوا علی البر والتقوی ولا تعاونوا علی الاثم والعدون واتقوا الله...؛اى كسانى كه ایمان آورده ‌اید، حرمت نشانه‌ هاى (توحید و پرستش) خدا (مانند اعمال حج و عمره و مكان ‌هاى آن عبادات) و حرمت ماه ‌هاى حرام (كه رجب و ذى قعده و ذى حجه و محرم است) و حرمت قربانی بى ‌نشان و قربانى قلاده در گردن و حرمت قاصدان بیت الحرام را كه فضل و خشنودیى از پروردگارشان را مى ‌طلبند نشكنید. و چون از احرام درآمدید مى ‌توانید شكار كنید، و عداوت گروهى بدین جهت كه شما را از مسجد الحرام بازداشتند شما را وادار نكند كه (بر حقوق آنها) تجاوز كنید. و در هر كار خیر و تقوا یكدیگر را یارى دهید و بر گناه و تجاوز همكارى نكنید، و از خدا پروا نمایید....»
۳. «ان عده الشهور عند الله اثنا عشر شهرا... منها اربعه حرم... فلاتظلموا فیهن انفسکم وقـتلوا المشرکین کافه کما یقـتلونکم کافه واعلموا ان الله مع المتقین؛در حقیقت شمار ماه‌ ها (ى قمرى) در نزد خداوند (در علم ازلى و لوح محفوظ او) دوازده ماه است... چهار ماه از آنها (رجب، ذى قعده، ذى حجّه و محرّم) حرام است (محترم است و جنگ در آنها حرام است)... پس در این ماه‌ ها (با شكستن حرمت آنها و جنگ با یكدیگر) بر خود ستم مكنید. و (هنگام نبرد) با همه مشركان بجنگید همان‌ گونه كه آنها با همه شما مى ‌جنگند، و بدانید كه خدا با پرهیزگاران است.»

← آثار تقوا در مقابله به مثل


رعايت تقوا در مقابله به مثل با دشمنان متجاوز، موجب بهره‌مندى از حمایت خداوند:
۱. «الشَّهرُ الحرامُ بِالشَّهرِ الحرامِ والحُرُمتُ قِصاصٌ فمنِ اعتدى‌ عليكُم فاعتدوا عليهِ بِمِثلِ ما اعتدى‌ عليكُم واتَّقوا اللَّه واعلموا انَّ اللَّه مع المُتَّقين؛ ماه حرام در مقابل ماه حرام است (ماه ‌هاى رجب، ذو القعده، ذو الحجّه و محرم محترم ‌اند و نباید در آنها جنگید، اما اگر كسى حرمت آن را شكست و شروع به جنگ كرد، باید در همان ماه حرام با او جنگید) و همه محترم‌ ها (مانند حرم، مسجد الحرام ، جان و عرض مؤمن در مقابل هم‌ اند و) قصاص دارند، پس هر كه بر شما تعدّى كرد (و احترامى را شكست) شما هم به مانند آن بر او تعدّى كنید، و از خدا پروا نمایید (كه از مرز مقابله به مثل تجاوز نكنید)و بدانید که خداوند به متقین است.»
۲. «انَّ عِدَّةَ الشُّهورِ عِندَ اللَّهِ اثنا عَشَرَ شَهرًا فى كِتبِ اللَّهِ يَومَ خَلَقَ السَّموتِ والارضَ مِنها اربَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدّينُ القَيّمُ فَلاتَظلِموا فيهِنَّ انفُسَكُم وقتِلوا المُشرِكينَ كافَّةً كَما يُقتِلونَكُم كافَّةً واعلَموا انَّ اللَّهَ مَعَ المُتَّقين؛در حقیقت شمار ماه‌ ها (ى قمرى) در نزد خداوند (در علم ازلى و لوح محفوظ او) دوازده ماه است... چهار ماه از آنها (رجب، ذى قعده، ذى حجّه و محرّم) حرام است (محترم است و جنگ در آنها حرام است)... پس در این ماه‌ ها (با شكستن حرمت آنها و جنگ با یكدیگر) بر خود ستم مكنید. و (هنگام نبرد) با همه مشركان بجنگید همان‌ گونه كه آنها با همه شما مى ‌جنگند، و بدانید كه خدا با پرهیزگاران است.»


نجوا

[ویرایش]

رعایت تقوای الهی، شرط جواز رازگویی مؤمنان:
«یـایها الذین ءامنوا اذا تنـجیتم فلاتتنـجوا بالاثم والعدون ومعصیت الرسول وتنـجوا بالبر والتقوی واتقوا الله الذی الیه تحشرون؛اى كسانى كه ایمان آورده‌ اید، هنگامى كه با هم نجوا و رازگویى مى‌ كنید (لا اقلّ) به گناه و تجاوز (از حقوق) و نافرمانى فرستاده ما نجوا مكنید، و (به توصیه) به نیكى و پرهیزكارى نجوا نمایید، و از خدایى كه (روز قیامت) به سوى او گردآورى مى‌ شوید پروا نمایید.»

پانویس

[ویرایش]
 
۱. بقره/سوره۲، آیه۲۲۳.    
۲. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۲، ص۳۲۱.    
۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۴۳.    
۴. مائده/سوره۵، آیه۲.    
۵. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۵، ص۲۶۶.    
۶. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۴، ص۲۵۳.    
۷. مائده/سوره۵، آیه۹۶.    
۸. مائده/سوره۵، آیه۲.    
۹. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۴، ص۲۵۳.    
۱۰. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۰.    
۱۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۱۷۲.    
۱۲. آل عمران/سوره۳، آیه۱۸۶.    
۱۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۳۵.    
۱۴. نساء/سوره۴، آیه۱.    
۱۵. نساء/سوره۴، آیه۲.    
۱۶. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۷۸.    
۱۷. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۸۳.    
۱۸. نساء/سوره۴، آیه۱.    
۱۹. نساء/سوره۴، آیه۲.    
۲۰. آل عمران/سوره۳، آیه۱۸۶.    
۲۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۳۴.    
۲۲. آل عمران/سوره۳، آیه۱۸۶.    
۲۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۴۶۶.    
۲۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۳۴.    
۲۵. توبه/سوره۹، آیه۱۰۹.    
۲۶. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۸، ص۱۴۱.    
۲۷. توبه/سوره۹، آیه۱۰۸.    
۲۸. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۲۶.    
۲۹. توبه/سوره۹، آیه۱۰۸.    
۳۰. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۸، ص۱۳۹.    
۳۱. نحل/سوره۱۶، آیه۱۲۷.    
۳۲. نحل/سوره۱۶، آیه۱۲۸.    
۳۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۴۵۹.    
۳۴. احزاب/سوره۳۳، آیه۷۰.    
۳۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۴۴۷.    
۳۶. مائده/سوره۵، آیه۲.    
۳۷. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۵، ص۲۶۶.    
۳۸. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۴، ص۲۵۳.    
۳۹. انفال/سوره۸، آیه۱.    
۴۰. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۷، ص۸۱.    
۴۱. بقره/سوره۲، آیه۱۹۴.    
۴۲. توبه/سوره۹، آیه۳۶.    
۴۳. توبه/سوره۹، آیه۱۲۳.    
۴۴. بقره/سوره۲، آیه۱۹۶.    
۴۵. بقره/سوره۲، آیه۲۰۳.    
۴۶. بقره/سوره۲، آیه۱۹۷.    
۴۷. بقره/سوره۲، آیه۲۰۳.    
۴۸. مائده/سوره۵، آیه۲.    
۴۹. بقره/سوره۲، آیه۲۲۳.    
۵۰. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۴۰.    
۵۱. بقره/سوره۲، آیه۲۳۱.    
۵۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۷۹.    
۵۳. بقره/سوره۲، آیه۲۳۳.    
۵۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۸۶.    
۵۵. نساء/سوره۴، آیه۱۲۸.    
۵۶. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۴، ص۱۵۰.    
۵۷. طلاق/سوره۶۵، آیه۱.    
۵۸. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۲۲۰.    
۵۹. احزاب/سوره۳۳، آیه۵۵.    
۶۰. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۴۱۱.    
۶۱. تغابن/سوره۶۴، آیه۱۴.    
۶۲. تغابن/سوره۶۴، آیه۱۶.    
۶۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۲۰۴.    
۶۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۲۰۹.    
۶۵. نساء/سوره۴، آیه۱۲۹.    
۶۶. نساء/سوره۴، آیه۱۲۹.    
۶۷. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۵، ص۱۶۵.    
۶۸. بقره/سوره۲، آیه۱۹۸.    
۶۹. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۱-۱۲.    
۷۰. نساء/سوره۴، آیه۱.    
۷۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۸۰.    
۷۲. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۸.    
۷۳. بقره/سوره۲، آیه۲۳۳.    
۷۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۹۰.    
۷۵. مائده/سوره۵، آیه۴.    
۷۶. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۴، ص۲۷۳.    
۷۷. مائده/سوره۵، آیه۸۸.    
۷۸. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۵، ص۶۲.    
۷۹. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۴۰۵.    
۸۰. مائده/سوره۵، آیه۹۳.    
۸۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۵، ص۷۷.    
۸۲. انفال/سوره۸، آیه۶۹.    
۸۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۷، ص۲۴۹.    
۸۴. بقره/سوره۲، آیه۲۲۴.    
۸۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۴۵.    
۸۶. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۴۸.    
۸۷. نساء/سوره۴، آیه۱.    
۸۸. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۶.    
۸۹. مائده/سوره۵، آیه۹۶.    
۹۰. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۵، ص۸۵.    
۹۱. بقره/سوره۲، آیه۱۹۶.    
۹۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۴۸.    
۹۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۴۲.    
۹۴. بقره/سوره۲، آیه۲۳۳.    
۹۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۸۶.    
۹۶. تغابن/سوره۶۴، آیات۱۴-۱۶.    
۹۷. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۲۰۴.    
۹۸. بقره/سوره۲، آیه۲۸۲.    
۹۹. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۸۶-۳۸۹.    
۱۰۰. تغابن/سوره۶۴، آیات۱۴-۱۶    
۱۰۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۲۰۹.    
۱۰۲. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۹، ص۵۲۱.    
۱۰۳. بقره/سوره۲، آیه۲۸۲.    
۱۰۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۸۲.    
۱۰۵. آل عمران/سوره۳، آیه۱۳۰.    
۱۰۶. انعام/سوره۶، آیه۱۵۲.    
۱۰۷. انعام/سوره۶، آیه۱۵۳.    
۱۰۸. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۱۰۹.    
۱۰۹. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۶، ص۲۹.    
۱۱۰. شعراء/سوره۲۶، آیات۱۸۱-۱۸۴.    
۱۱۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۱۱۱.    
۱۱۲. بقره/سوره۲، آیه۱۹۴.    
۱۱۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۱.    
۱۱۴. مائده/سوره۵، آیه۲.    
۱۱۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۴، ص۲۵۲-۲۵۳.    
۱۱۶. توبه/سوره۹، آیه۳۶.    
۱۱۷. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۷، ص۴۰۶.    
۱۱۸. بقره/سوره۲، آیه۱۹۴.    
۱۱۹. توبه/سوره۹، آیه۳۶.    
۱۲۰. مجادله/سوره۵۸، آیه۹.    
۱۲۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۴۳۱.    
۱۲۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۴۳۵.    


منبع

[ویرایش]
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۸، ص۴۰۱، برگرفته از مقاله «موارد رعایت تقوا».    


رده‌های این صفحه : تقوا | موضوعات قرآنی




جعبه ابزار