هشام بن حکم بن عبدالرحمان

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



با انقراض حکومت ۹۰ ساله بنی امیه و فروپاشی آنها در سال ۱۳۲هـ. ق عبدالرحمان بن معاویه معروف به عبدالرحمان داخل، از نوادگان هشام بن عبدالملک (دهمین خلیفه امویان) از چنگ عباسیان فرار کرد و به مغرب «شمال آفریقا» رفت و حکومت نیرومندی بنام حکومت امویان اندلس تاسیس کرد. در این پژوهش به بررسی یکی از حکام آن به نام هشام بن حکم بن عبدالرحمان (۴۰۳-۳۶۶هـ. ق) پرداخته می‌شود.


زندگینامه هشام

[ویرایش]

هشام بن حکم بن عبدالرحمان یکی از امیران اموی اندلس بود
[۱] عنان، محمد عبدالله، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ج۱، ص۵۰۷، تهران، کیهان، ۱۳۶۶.
[۲] ابن حزم، جمهرة انساب العرب، تحقیق لجنة من العلماء، ص۹۸، بیروت، دار الکتب العلمیة، ط الاولی، ۱۴۰/۱۹۸۳.
[۳] ابن خطیب غرناطی، لسان الدین ابو عبدالله محمد، اعمال الاعلام فیمن بویع قبل الاحلام (القسم الخاص بالمغرب)، تحقیق احمد مختار عبادی و ابراهیم کتانی، ص۵۷-۴۸، بی جا، دارالبیضاء، ۱۹۶۴م.
که بعد از پدر خود «حکم مستنصر» به حکومت رسید. مادرش اسپانیایی و از مردم بشکنس به نام «صبح» بود. (صبح ترجمۀ کلمۀ Aurora است به معنی سپیده دم یا پگاه، و ظاهرا نام مسیحی او بوده است. و در روایات اسلامی او را «سیده صبح‌ام الموید» یا «سیده‌ ام هشام» خوانده اند و در روایات مسیحی از او با عنوان «ملکه صبح» یادشده است.)
[۴] ابن عذاری مراکشی، البیان المغرب فی الاخبار الاندلس و المغرب، تحقیق لووی پروونسال و چسی کولان، ج۲، ص۲۶۷ و ۲۸۲، بی جا، دارالثقافه، ۱۹۸۳.


← خلافت در دوازده سالگی


هشام دوم پس از مرگ پدر، در روز دوشنبه سوم صفر سال ۳۶۶هـ. ق/اول اکتبر (۹۷۶م) در حالی که دوازده سال بیشتر نداشت با لقب الموید بالله صاحب تاج و تخت اندلس گردید.
[۵] ابن خطیب غرناطی، لسان الدین ابو عبدالله محمد، اعمال الاعلام فیمن بویع قبل الاحلام (القسم الخاص بالمغرب)، تحقیق احمد مختار عبادی و ابراهیم کتانی، ص۵۷-۴۸.
محمد بن ابی عامر، یکی از اعراب یمنی ساکن شده در اندلس، از طرف جعفر بن عثمان مصحفی، حاجب بربری حکم، با خاندان اموی آشنا و خدمتکار هشام و مادرش شد.
[۶] ابن عذاری مراکشی، البیان المغرب فی الاخبار الاندلس و المغرب، تحقیق لووی پروونسال و چسی کولان، ج۲، ص۲۵۸.
[۷] ابن خلدون، العبر، ترجمه عبد المحمد آیتی، ج۳، ص۲۱۲، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳.

لحظه‌ای که حکم درگذشت دو خواجه سرای صقلبی فائق و جوذر
[۸] ابن عذاری مراکشی، البیان المغرب فی الاخبار الاندلس و المغرب، تحقیق لووی پروونسال و چسی کولان، ج۲، ص۲۷۸تا ۲۸۰.
[۹] ابن خلدون، العبر، ترجمه عبد المحمد آیتی، ج۳، ص۲۱۲، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳.
تصمیم داشتند اجازه ندهند خلافت به ولیعهد، هشام، برسد، بلکه خواستار خلافت عمویشان، مغیره بن عبدالرحمن ناصر بودند.
ابی عامر با قتل مغیره، ضربه‌ای دردناک به نفوذ روز افزون صقالبه زد و حرکت او نابود کننده اقدام فائق و جوذر نیز بود. بدین ترتیب جعفر مصحفی، با همکاری ابی عامر برای هشام بیعت گرفتند.
[۱۰] ابن عذاری مراکشی، البیان المغرب فی الاخبار الاندلس و المغرب، تحقیق لووی پروونسال و چسی کولان، ج۲، ص۲۶۲.


← اندلس در زمان هشام اول


اندلس در آن روزگار از نظر سیاسی، نظامی و اقتصادی در بهترین موقعیت قرار داشت. وضعیت آن روز اندلس را ابن خطیب مورخ چنین خلاصه کرده است:
[۱۱] ابن خطیب غرناطی، لسان الدین ابو عبدالله محمد، اعمال الاعلام فیمن بویع قبل الاحلام (القسم الخاص بالمغرب)، تحقیق احمد مختار عبادی و ابراهیم کتانی، ص۴۴و۴۳.
«چون با ولی عهد حکم، هشام، ملقب به الموید بالله بیعت شد، خلافت اموی اندلس به منتهای رونق خود رسیده، میوه هایش را چید و به نهایت شکوه و جلال دست یافته بود. خلافت غنچه بود، گلی خندان شد؛ آن گاه ثمره‌ای لذیذ داد و سپس میوه‌ای دلپذیر شد»؛

← اندلس در زمان هشام دوم


اما هشام دوم الموید بالله شایستگی لازم را ـ که بایستی خلیفه دارا باشد ـ اصلا نداشت ابن خطیب او را چنین وصف می‌کند:
[۱۲] ابن خطیب غرناطی، لسان الدین ابو عبدالله محمد، اعمال الاعلام فیمن بویع قبل الاحلام (القسم الخاص بالمغرب)، تحقیق احمد مختار عبادی و ابراهیم کتانی، ص۵۸.
[۱۳] فاتحی نژاد، عنایت الله، دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۰، تهران: مرکزدایره المعارف اسلامی، ۱۳۸۰، ص۳۲۸.
«هشام در درون و اصل ترکیب خود، ضعیف و سست بود و به سرگرمی و بازی‌های کودکان و دختران سرگرم، در بزرگی همنشین زنان بود و ندیم کنیزان، به زعم خود در کسب خیر و برکت از ابزار و آلات منسوب به پیشنیان حریص بود. چه بسیار از الواح منسوب به کشتی نوح و شاخ‌های منسوب به قوچ اسحاق و استخوان‌های کف پای منسوب به ناقه صالح که در خزانه خود نگه می‌داشت». بر این اساس آشکار شد که سلطنت حقیقی از لحظه اعلام خلافت به دو مرد قدرتمند، جعفر مصحفی و محمد بن عامر، رسید که در اخلاق و اندیشه با هم اختلاف و در همکاری (هر چند مقطعی) برای حفظ مصالح خویش اتحاد داشتند.
[۱۴] ابن خلدون، العبر، ترجمه عبد المحمد آیتی، ج۳، ص۲۱۲، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳.
«صبح» مادر هشام نیز از پشت پرده و با جهل و کوته بینی مفرط از این پیمان دو جانبه حمایت می‌کرد و اسباب قوت و بقای آن را فراهم می‌کرد.

← ابی عامر و مادر هشام


محمد بن عبدالله بن ابی عامر معافری یکی از خاندانهای اصیل عرب بود. مادر ابوعامر «تمیمی» و پدرش «معافری» نخستین جنگجویی بود که همراه با دو فاتح اندلسی موسی و طارق به اندلس آمده و در فتح اندلس شجاعت فراوانی از خود نشان داد.
[۱۵] ابن خلدون، العبر، ترجمه عبد المحمد آیتی، ج۳، ص۲۱۲، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳.
[۱۶] عز الدین علی بن اثیر، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابو القاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱، ج۲۱، ص۱۹۳.
وی در اواخر روزگار حکم از ستارگان درخشان در آسمان زندگی سیاسی اندلس شد. همین امر زمینه‌ای مناسب فراهم نمود که او در ثلث آخر قرن دهم میلادی نقشی مهم بازی کند و حاکم مطلق شبه جزیره ایبری و مرد قدرتمند این سرزمین شود؛ چنان که از روزی که پرچم اسلام در آسمان اسپانیا به اهتزاز درآمد تا وقتی که از فراز قصر الحمرا در غرناطه به پایین کشیده شد، هیچ یک از حاکمان اندلس، هم چون او قدرت نداشتند.
[۱۷] ابن عذاری مراکشی، البیان المغرب فی الاخبار الاندلس و المغرب، تحقیق لووی پروونسال و چسی کولان، ج۲، ص۴۷۴.
[۱۸] ابن خلدون، العبر، ترجمه عبد المحمد آیتی، ج۳، ص۲۱۲، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳.

ارسال هدایای گرانقیمت از سوی ابی عامر به «صبح» مادر خلیفه تاثیر بسزایی در نگرش وی داشت و نشانه‌های یک عشق سوزان را آشکار نمود. تا جایی که که ابی عامر توانست به پشتوانه روابطش با «صبح» خلیفۀ خردسال را از همۀ حقوقش محروم و دشمنانی نظیر مصحفی، غالب بن عبدالرحمان، جعفر بن حمدون اندلسی و عبدالرحمان تجیبی، را یکی پس از دیگری از صحنه بیرون کند. اما «صبح» با گذشت زمان یکی از دشمنان سرسخت ابی عامر شد.
[۱۹] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲۱، ص۹۳.


وزارت محمد بن ابی عامر

[ویرایش]

همانطور که گفتیم هنگامی که خلافت به هشام دوم رسید. سلطنت واقعی به محمد بن ابی عامر رسید او چنان در برهه باقی مانده از قرن چهارم قمری (دهم میلادی) بر زندگی سیاسی مسلط شد که می‌توانیم این دوره را، «روزگار عامری‌ها» یا «دولت بنی عامر» بنامیم.

← جنبه تشریفاتی بودن خلافت


ابی عامر و پسرانش مظفر و ناصر، حاجبان دربار هشام شدند.
[۲۰] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲۱، ص۹۳.
در این زمان ابی عامر رشتۀ کارها را در دست گرفت و چنان بر امور مسلط شد که وجود خلیفه تنها جنبۀ تشریفاتی یافت. وی بیشتر لشکریان را از مشهورین چون «واضح الفتی» که به عامریان شناخته می‌شدند، انتخاب کرد. او به چنان مقامی رسید که هیچ یک از امرای اندلس حتی عبدالرحمان داخل نیز به آن دست نیافته بود. از سوی دیگر، ابی عامر بیشترین جنگ‌ها را با مسیحیان اسپانیا داشته است و تاریخ نگاران مسلمان بیش از ۵۲ غزوه به نام او ثبت کرده‌اند. هدفی که ابی عامر از این جنگ‌ها داشت نابودی ممالک اسپانیایی، سرنگونی اقوامی که خواهان استقلال ملی بودند و زیر نظر گرفتن سراسر شبه جزیره بود.
[۲۱] ابن حزم، جمهرة انساب العرب، تحقیق لجنة من العلماء، ص۴۱۸
[۲۲] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲۱، ص۹۲.
[۲۳] عنان، محمد عبدالله، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ج۱، ص۵۳۲.
[۲۴] نعنی، عبد المجید، دولت امویان در اندلس، ترجمه محمد سپهری، ص۳۹۷، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۰.


← ارتقای مقام ابی عامر


او بعد از جنگ لیون و شکست پادشاه آن ارتقای مقام یافت و حاجب منصور لقب گرفت. اولین ثمرۀ سیاست جنگی ابی عامر این بود که لیون برای اولین بار به صورت یکی از ولایات تابع حکومت قرطبه درآمد. سپس شهرهای شمالی را از دست مسیحیان درآورد مهم‌ترین نبرد وی با مسیحیان در سال ۳۸۷ق در شهر «شنت یاقب» در اقصی نقاط جلیقیه (گالیسیا) بود؛ این شهر از اماکن مقدس مسیحیان بود که این جنگ نیز با پیروزی قاطع ابی عامر پایان یافت. وی در ادامه نبردهایش به شمال شرقی اندلس پرداخت و به برشلونه که مرکز گوتی‌ها بود، حمله کرد. آخرین نبرد وی در سال ۳۹۲هـ. ق با امیرنشین قشتاله بود که به قول ابن خطیب از شدیدترین جنگ‌های او به شمار می‌آمد. ابی عامر که در عین برخورداری کامل از استبداد، نفاق و جنگاوری، سخت کوش و اثر گذار بود، در رمضان سال ۳۹۲ و در سن شصت سالگی در حالی که گفته شده، زخم‌هایی از این جنگ بربدن داشت درگذشت.
[۲۵] ابن خلدون، العبر، ترجمه عبد المحمد آیتی، ج۳، ص۲۱۳، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳.
[۲۶] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲۱، ص۹۲.


← امور عمرانی و علمی


ابی عامر به کارهای عمرانی بسیاری پرداخت از جمله مدینه الزاهره آنجا را مرکز فرمانروایی خود قرارداد - و قصرهای باشکوه و باغها و بستانسراهای دلنواز آن را بنا کرد. وی پل قرطبه را بر روی رود وادی الکبیر تجدید بنا کرد. ابی عامر در علم فقه و علوم شریعت و ادب به استادی رسید. از نزدیکان وی در مجالس علمی ابوالعلاء صاعد بن الحسن دارندۀ کتاب الفصوص بود.
[۲۷] عنان، محمد عبدالله، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ج۱، ص۵۷۵.
او در روزهای آخر پسرش عبدالملک را به سوی هشام فرستاد و هشام نیز از دشمنی با ابن عامر دوری و با انتقال اموال موافقت کرد و تهدیدات «صبح» مادر خلیفه نسبت به عبدالملک موثر نیفتاد بنابراین صبح گوشه نشینی اختیار کرد و از آن پس در سیر حوادث اندلس نامی از او نیست.

وزارت عبد الملک المظفر و عبد الرحمن

[ویرایش]

دورۀ وزارت فرزند او عبدالملک المظفر نیز عصر نعمت و رفاه بود. عبدالملک نیز در جنگ با مسیحیان قشتاله و لیون پیروزی‌هایی بدست آورد.
[۲۸] عنان، محمد عبدالله، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ج۱، ص۵۵۰.
بعد از او عبدالرحمن در زمان زمامداری خود به جنگ با منطقۀ «شاتیه» پرداخت و تا عمق خاک «جلالقه» پیشرفت که در بین راه خبر ظهور محمد بن هشام بن عبدالجبار بن الناصر لدین الله ملقب به المهدی بالله را در قرطبه شنید که وی بر آنجا استیلاء
[۲۹] عنان، محمد عبدالله، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ج۱، ص۵۵۰.
[۳۰] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲۱، ص۹۴.
یافته و «المؤید» را به اسیری گرفته است. گروهی از جوانان عامری، از جمله «عنبر» و «خیرون» روز نهم ذی حجه سال چهارصد در کاخ قرطبه اجتماع کرده، کاخ را تصاحب کردند و ابن عبدالجبار را اسیر نمودند و المؤید را بر مسند خلافت نشانده و با او بیعت کردند.

سرنوشت هشام

[ویرایش]

دربارۀ سرنوشت هشام نیز روایات مختلف است. بعضی می‌گویند سلیمان مدتی او را پنهان کرد، سپس پسرش محمد بن سلیمان او را کشت و یا اینکه او از زندان گریخت و به المریه رفت و در آنجا تا لحظه مرگش در بینوایی و گم نامی زندگی کرد که به نظر می‌رسد روایت اول به خاطر حضور دوباره هشام صحیح تر باشد.

← هشام در پناه دولت مسیحی


در دوره (۴۰۰-۴۰۳) که حدود سه سال طول کشید هشام و مردم قرطبه که شورش‌های پی در پی بربرها ناامیدشان کرده بود، به مسیحیان پناه بردند و دولت‌های مسیحی نیز که ضعف مسلمانان را دریافته بودند، به ازای بازپسگیری بیش از دویست دژ از دژهای فتح شدۀ عصر عامری، به امویان و مردم قرطبه کمک کردند و در شوال ۴۰۳ بعد از مهدی، سلیمان بن حکم بن سلیمان عبدالرحمان ناصر، ملقب به المستعین با حمایت بربرها در سال ۴۰۰هـ. ق به خلافت رسید. وی با قتل هشام دوم بر قرطبه مسلط شد.
[۳۱] ابن خطیب غرناطی، لسان الدین ابو عبدالله محمد، اعمال الاعلام فیمن بویع قبل الاحلام (القسم الخاص بالمغرب)، تحقیق احمد مختار عبادی و ابراهیم کتانی، ص۱۰۳.
[۳۲] ابن خلدون، العبر، ترجمه عبد المحمد آیتی، ج۳، ص۲۱۲، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳.


← انقراض دولت وزیران بنی عامر


در واقع میان سال‌های ۳۹۹ تا ۴۰۳ هـ. ق از امویان، محمد بن هشام، سلیمان المستعین و هشام الموید بر قلمرویی که به تدریج کوچکتر می‌شد، فرمان راندند. از طرفی عبدالرحمان ملقب به ناصر به راهی غیر از راه پدر و برادر رفت و سرگرم میگساری و عیاشی گردید، وی «المؤید» را تهدید به ولیعهدی خود کرد، که این امر منجر به خشم مردم و بنی امیه و در نهایت قتلش شد که قتل عبدالرحمان بنابر منابع تاریخی به فتنه البربریه مشهور است.
بنابراین غم انگیزترین دوران تاریخ اندلس فرا رسید و از اوج ثروت و قدرت و پیشرفت به ورطۀ جنگ‌های داخلی کشیده شد و شورشیان بربر قرطبه را گرفتند و دولت وزیران بنی عامر را پس از ۳۵ سال منقرض کردند.
[۳۳] فاتحی نژاد، عنایت الله، دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۰، ص۳۲۸.
[۳۴] ابن خلدون، العبر، ترجمه عبد المحمد آیتی، ج۳، ص۲۱۲، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳.
[۳۵] ناصری طاهری، عبدالله، مقدمه‌ای بر تاریخ مغرب اسلامی، ص۱۵۱-۱۴۸، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۵.
[۳۶] العکری الحنبلی الدمشقی، ابن العماد شهاب الدین ابو الفلاح عبد الحی بن احمد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، تحقیق الارناؤوط، ج۵، ص، ۱۶۲، دمشق- بیروت، دار ابن کثیر، ط الاولی، ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۳۷] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲۱، ص۹۳.
[۳۸] نعنی، عبد المجید، دولت امویان در اندلس، ترجمه محمد سپهری، ص۴۳۴، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۰.


عناوین مرتبط

[ویرایش]

تاریخ الاندلس من الفتح حتی السقوط (کتاب)

پانویس

[ویرایش]
 
۱. عنان، محمد عبدالله، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ج۱، ص۵۰۷، تهران، کیهان، ۱۳۶۶.
۲. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، تحقیق لجنة من العلماء، ص۹۸، بیروت، دار الکتب العلمیة، ط الاولی، ۱۴۰/۱۹۸۳.
۳. ابن خطیب غرناطی، لسان الدین ابو عبدالله محمد، اعمال الاعلام فیمن بویع قبل الاحلام (القسم الخاص بالمغرب)، تحقیق احمد مختار عبادی و ابراهیم کتانی، ص۵۷-۴۸، بی جا، دارالبیضاء، ۱۹۶۴م.
۴. ابن عذاری مراکشی، البیان المغرب فی الاخبار الاندلس و المغرب، تحقیق لووی پروونسال و چسی کولان، ج۲، ص۲۶۷ و ۲۸۲، بی جا، دارالثقافه، ۱۹۸۳.
۵. ابن خطیب غرناطی، لسان الدین ابو عبدالله محمد، اعمال الاعلام فیمن بویع قبل الاحلام (القسم الخاص بالمغرب)، تحقیق احمد مختار عبادی و ابراهیم کتانی، ص۵۷-۴۸.
۶. ابن عذاری مراکشی، البیان المغرب فی الاخبار الاندلس و المغرب، تحقیق لووی پروونسال و چسی کولان، ج۲، ص۲۵۸.
۷. ابن خلدون، العبر، ترجمه عبد المحمد آیتی، ج۳، ص۲۱۲، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳.
۸. ابن عذاری مراکشی، البیان المغرب فی الاخبار الاندلس و المغرب، تحقیق لووی پروونسال و چسی کولان، ج۲، ص۲۷۸تا ۲۸۰.
۹. ابن خلدون، العبر، ترجمه عبد المحمد آیتی، ج۳، ص۲۱۲، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳.
۱۰. ابن عذاری مراکشی، البیان المغرب فی الاخبار الاندلس و المغرب، تحقیق لووی پروونسال و چسی کولان، ج۲، ص۲۶۲.
۱۱. ابن خطیب غرناطی، لسان الدین ابو عبدالله محمد، اعمال الاعلام فیمن بویع قبل الاحلام (القسم الخاص بالمغرب)، تحقیق احمد مختار عبادی و ابراهیم کتانی، ص۴۴و۴۳.
۱۲. ابن خطیب غرناطی، لسان الدین ابو عبدالله محمد، اعمال الاعلام فیمن بویع قبل الاحلام (القسم الخاص بالمغرب)، تحقیق احمد مختار عبادی و ابراهیم کتانی، ص۵۸.
۱۳. فاتحی نژاد، عنایت الله، دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۰، تهران: مرکزدایره المعارف اسلامی، ۱۳۸۰، ص۳۲۸.
۱۴. ابن خلدون، العبر، ترجمه عبد المحمد آیتی، ج۳، ص۲۱۲، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳.
۱۵. ابن خلدون، العبر، ترجمه عبد المحمد آیتی، ج۳، ص۲۱۲، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳.
۱۶. عز الدین علی بن اثیر، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابو القاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱، ج۲۱، ص۱۹۳.
۱۷. ابن عذاری مراکشی، البیان المغرب فی الاخبار الاندلس و المغرب، تحقیق لووی پروونسال و چسی کولان، ج۲، ص۴۷۴.
۱۸. ابن خلدون، العبر، ترجمه عبد المحمد آیتی، ج۳، ص۲۱۲، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳.
۱۹. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲۱، ص۹۳.
۲۰. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲۱، ص۹۳.
۲۱. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، تحقیق لجنة من العلماء، ص۴۱۸
۲۲. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲۱، ص۹۲.
۲۳. عنان، محمد عبدالله، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ج۱، ص۵۳۲.
۲۴. نعنی، عبد المجید، دولت امویان در اندلس، ترجمه محمد سپهری، ص۳۹۷، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۰.
۲۵. ابن خلدون، العبر، ترجمه عبد المحمد آیتی، ج۳، ص۲۱۳، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳.
۲۶. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲۱، ص۹۲.
۲۷. عنان، محمد عبدالله، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ج۱، ص۵۷۵.
۲۸. عنان، محمد عبدالله، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ج۱، ص۵۵۰.
۲۹. عنان، محمد عبدالله، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ج۱، ص۵۵۰.
۳۰. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲۱، ص۹۴.
۳۱. ابن خطیب غرناطی، لسان الدین ابو عبدالله محمد، اعمال الاعلام فیمن بویع قبل الاحلام (القسم الخاص بالمغرب)، تحقیق احمد مختار عبادی و ابراهیم کتانی، ص۱۰۳.
۳۲. ابن خلدون، العبر، ترجمه عبد المحمد آیتی، ج۳، ص۲۱۲، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳.
۳۳. فاتحی نژاد، عنایت الله، دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۰، ص۳۲۸.
۳۴. ابن خلدون، العبر، ترجمه عبد المحمد آیتی، ج۳، ص۲۱۲، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳.
۳۵. ناصری طاهری، عبدالله، مقدمه‌ای بر تاریخ مغرب اسلامی، ص۱۵۱-۱۴۸، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۵.
۳۶. العکری الحنبلی الدمشقی، ابن العماد شهاب الدین ابو الفلاح عبد الحی بن احمد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، تحقیق الارناؤوط، ج۵، ص، ۱۶۲، دمشق- بیروت، دار ابن کثیر، ط الاولی، ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۳۷. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲۱، ص۹۳.
۳۸. نعنی، عبد المجید، دولت امویان در اندلس، ترجمه محمد سپهری، ص۴۳۴، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۰.


منبع

[ویرایش]

سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «هشام بن حکم بن عبدالرحمان»، تاریخ بازیابی ۹۵/۰۱/۱۹.    






جعبه ابزار