وضع تعیینی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



وضع تعیینی به اعتبار و جعل لفظ برای یک معنا توسط واضع اطلاق می شود.


تعریف

[ویرایش]

وضع تعیینی، مقابل وضع تعینی بوده و به این معنا است که واضع، لفظی خاص را برای افاده معنایی معین در زمان مشخص، تعیین و استعمال می‌کند و دیگران هم از او پیروی می‌کنند؛ و به بیان دیگر، وضع تعیینی بر اثر جعل و انشای واضع پدید می‌آید.

مثال

[ویرایش]

برای مثال، پیامبر (صلی الله علیه وآله) کلمه « صلاة » را برای دلالت بر عبادت مخصوص قرار می‌دهد و بقیه مسلمانان بعدها آن را برای همان معنا به کار می‌برند.
[۲] شیرازی، محمد، الوصول الی کفایة الاصول، ج ۱، ص ۳۴.
[۴] مشکینی، علی، تحریر المعالم، ص ۲۵.
[۵] شهابی، محمود، تقریرات اصول، جزء ۲، ص ۳۵.
[۱۰] مغنیه، محمد جواد، علم اصول الفقه فی ثوبه الجدید، ص ۲۴-۲۳.
[۱۳] فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج ۱، ص ۵۹۵.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، کفایة الاصول، ص۹.    
۲. شیرازی، محمد، الوصول الی کفایة الاصول، ج ۱، ص ۳۴.
۳. آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، کفایة الاصول، ص ۲۱.    
۴. مشکینی، علی، تحریر المعالم، ص ۲۵.
۵. شهابی، محمود، تقریرات اصول، جزء ۲، ص ۳۵.
۶. مکارم شیرازی، ناصر، انوار الاصول، ج ۱، ص ۳۵.    
۷. صدر، محمد باقر، بحوث فی علم الاصول، ج ۱، ص ۹۵.    
۸. صدر، محمد باقر، دروس فی علم الاصول، ج ۱، ص ۲۱۱.    
۹. مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ۱، ص ۲۰.    
۱۰. مغنیه، محمد جواد، علم اصول الفقه فی ثوبه الجدید، ص ۲۴-۲۳.
۱۱. حکیم، محمد سعید، المحکم فی اصول الفقه، ج ۱، ص ۱۰۲.    
۱۲. خویی، ابوالقاسم، محاضرات فی اصول الفقه، ج ۱، ص ۴۹.    
۱۳. فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج ۱، ص ۵۹۵.
۱۴. اصفهانی، محمد حسین، الفصول الغرویة فی الاصول الفقهیة، ص ۱۴.    


منبع

[ویرایش]
فرهنگ‌نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۸۹۸، برگرفته از مقاله «وضع تعیینی».    


رده‌های این صفحه : مباحث الفاظ | وضع الفاظ




جعبه ابزار