پناهندگی (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



به قرار گرفتن در حمایت دیگری بر اثر ناامنی پناهندگی می‌گویند.


تعریف پناهندگی

[ویرایش]

این واژه از ریشه پناه به معنای پشتیبان ، حامی و نگهبان و جایی که می‌توان در آن از آزار و اذیت چیزی یا کسی در امان بود گرفته شده و حاصل مصدر و به معنای حالت و عمل پناهنده است.
[۱] برهان قاطع، ص۲۶۷ - ۲۶۸.
[۲] لغت نامه، ج۴، ص۴۹۹۶.
[۳] فرهنگ فارسی، ج۱، ص۸۱۴.
[۴] فرهنگ زبان فارسی، ص۱۹۷. «پناه، پناهندگی»
در اصطلاح سیاسی نیز به درخواست حمایت سیاسی از کشورهای دیگر بر اثر نداشتن امنیت، ترس از آزار و آسیب، تعقیب و مجازات در کشور خود گفته می‌شود.
[۵] آقابخشی، فرهنگ علوم سیاسی، ص۳۲۸.
[۶] آقابخشی، فرهنگ علوم سیاسی، ص۳۶۱.
[۷] بابایی، فرهنگ علوم سیاسی، ص۱۳۱.
[۸] فرهنگ ‌بزرگ سخن، ج۲، ص۱۴۱۸-۱۴۱۹، «پناهندگی».

هراس از خطرها و پناه گزیدن در مکانی امن برای حفظ جان، امری غریزی و سبب گرایش انسان به سوی مکانهای امن است. در دولت شهرها، امپراتوریها و جوامع دینی کهن به این موضوع توجه شده است. به موجب احکام تورات شهرهایی برای پناه دادن به مجرمان اختصاص یافت و در یونان و روم قدیم معابد و کلیساهایی محل پناه شناخته شد و پناه آورندگان به آن از تعقیب در امان بودند
[۹] کتاب مقدس، اعداد، ۳۵:۱۳ - ۳۵.
[۱۰] کتاب مقدس، اعداد، تثنیه، ۱۹:۴- ۱۳.
[۱۱] قاموس کتاب مقدس، ص۵۴۱.
[۱۲] بابایی، فرهنگ علوم سیاسی، ص۱۳۲ - ۱۳۳.
؛ همچنین مواردی از پناهندگی در ایران قبل از اسلام در منابع ادبی تاریخی گزارش شده است.
[۱۳] شاهنامه فردوسی، ج۳، ص۵۲۶.
[۱۴] لغت نامه، ج۴، ص۴۹۹۶.
[۱۵] بررسی جنبه‌های مختلف حقوقی مسأله پناهندگی، ص۱۳ - ۱۸.


اعطای پناهندگی پیش از اسلام

[ویرایش]

اعطای پناهندگی در میان عرب پیش از اسلام با صبغه مذهبی رایج بوده و قوانینی هم برای حمایت و پناه دادن به بیگانگانی که بدان قبایل می‌پیوستند وجود داشت
[۱۶] المفصل، ج۵، ص۴۲۱.
[۱۷] المفصل، ج۵، ص۶۳۰.
؛ همچنین مکانهای مقدسی مانند کعبه ، پناهگاه به شمار می‌رفته و هرکس که در نزدیکی کعبه پناه می‌گرفته از هرگونه تعقیب و خطری در امان بوده‌است ، چنان که این سنت پس از اسلام نیز استمرار یافته و در آیات ۱۲۵ بقره آل عمران۹۷ و... پناهندگی به خانه خدا (کعبه) سبب ایمنی از هرگونه تعرض و آسیبی دانسته شده است.
واژه‌های «آووا» از ریشه ایواء «مَلجًَا» و در مواردی نیز آیاتی با وجود قرائنی به موضوع پناهندگی ارتباط دارند.

سنت استجاره

[ویرایش]

سنت استجاره به معنای درخواست حمایت از شخص یا قبیله‌ای که در قرآن بدان اشاره شده در نظام قبیله‌ای عرب رواج داشته است. پس از گسترش دین اسلام و اختلاط اجتماعی اقوام مختلف، نهادهای اجتماعی آنان از جمله سنن ایرانیان و اعراب به همراهی تعالیم قرآن از منابع عمده حمایت از پناهنده و رعایت اصول پناهندگی بوده است.
[۲۹] بررسی جنبه‌های مختلف حقوقی مسأله پناهندگی، ص۲۲ - ۲۳.


پناهندگی در عصر کنونی

[ویرایش]

در عصر کنونی پناهندگی مفهوم و اهمیتی حقوقی، به ویژه در عرصه بین المللی یافته است. با پیدایش گروههای بزرگ آواره و پناهندگان، تعریف آواره و پناهنده و تعیین صلاحیت سازمانهایی که قصد حمایت از این افراد را دارند ضرورت یافته است.
با گذشت زمان انگیزه‌های پناهندگی از اشکال ساده خود به صورتهای پیچیده‌تری تغییر یافت. مفهوم پناهندگی از حفاظت افراد در برابر انتقام دیگران به حمایت ناراضیان در برابر قدرت رژیمها تغییر یافت و انگیزه‌های مذهبی و اقتصادی و سیاسی موجب پناهندگی افراد یا اتخاذ سیاستهای اخراج و پذیرش از طرف دولتها شد.
امروزه با توجه به ظهور پدیده دولت ملت و آزادی مسلمانان در برخی کشورهای غیر اسلامی، در کنار وجود استبداد در برخی کشورهای اسلامی، هر نوع پناهندگی دلیل بر پشت کردن به کشور و ملت خویش و بی‌علاقگی به وطن و دین خود نمی‌تواند باشد.
[۳۰] حقوق بین الملل خصوصی، ج۱، ص۱۶۵.

مفهوم امان و پناهندگی در اسلام بر تقسیم‌بندی عقیدتی مرزها به دارالاسلام و دارالکفر مبتنی است که با مبنای تقسیم کشورها بر پایه دولت، کشور در حقوق بین‌الملل امروز تفاوت دارد، با این حال گرچه عقد امان‌ به‌طور دقیق با پناهندگی در حقوق بین‌الملل منطبق نیست؛ ولی بخش زیادی از حقوق و تکالیفی که امروزه در حقوق بین‌الملل برای پناهندگان شناخته می‌شود (مانند امنیت اجتماعی ، امنیت قضایی ، امنیت شغلی ، حق کسب ، دانش ، آزادی مذهبی و...) در منابع اسلامی برای پناهنده قابل شناسایی است.
[۳۱] حقوق اقلیتها، ص۲۰۳.
[۳۲] ولایة الفقیه، ص۷۲۳ به بعد.
[۳۳] نامه مفید، ش ۱، ص۱۶۷ - ۱۷۳، «بررسی تطبیقی حقوق پناهندگی در فقه و اسناد بین‌المللی».


نمونه‌های قرآنی پناهندگی

[ویرایش]

نمونه‌هایی از پناه دادن و پناهندگی را در داستان انبیا و پیامبراسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و مسلمانان در قرآن کریم می‌توان یافت:

← پناهندگی موسی به مدین


داستان فرار حضرت موسی (علیه‌السلام) از مصر به سوی مدین بر اثر ترس از فرعونیان و دلداری و امید دادن حضرت شعیب به او مبنی بر این‌که از دست فرعونیان ستمگر نجات یافته است، در آیات ۲۰ - ۲۵ قصص گزارش شده است:«فَخَرَجَ مِنها خائِفًا یَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنی مِنَ القَومِ الظّلِمین... و قَصَّ عَلَیهِ القَصَصَ قالَ لا‌تَخَف نَجَوتَ مِنَ القَومِ الظّلِمین».
[۳۶] نجار، قصص الانبیاء، ص۱۶۳ - ۱۶۷.
[۳۷] الهجرة فی القرآن، ص۲۱۸.


← پناهندگی مسلمانان به حبشه


در سال پنجم بعثت گروهی از مسلمانان مکه برای رهایی از آزار قریش و دستیابی به محیطی آرام برای اقامه شعایر دینی و پرستش خدای یگانه بنا به توصیه پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) مکه را ترک کردند و به نجاشی پادشاه حبشه پناهنده شدند. به عقیده برخی مفسران و تاریخ نگاران آیات ۴۱ - ۴۲ نحل در این باره نازل شده است
[۴۰] حموی، عبدالملک بن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۳۲۱.
[۴۲] قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۰، ص۷۱.
:«والَّذینَ هاجَروا فِی اللّهِ مِن بَعدِ ما ظُلِموا لَنُبَوِّئَنَّهُم فِی الدُّنیا حَسَنَةً ولاََجرُ الأخِرَةِ اَکبَرُ لَو کانوا یَعلَمون • اَلَّذینَ صَبَروا وعَلی رَبِّهِم یَتَوَکَّلون».

← پناهندگی مسلمانان به مدینه


خداوند در آیات ۲۶ انفال و نیز ۷۲ - ۷۴ انفال انصار را به دلیل پناه دادن به مهاجران صدر اسلام در مدینه و یاری رساندن به آنان ستوده و در شمار مؤمنان واقعی معرفی کرده است:«والَّذینَ ءاووا وَ نَصَروا اُولئِکَ هُمُ المُؤمِنونَ حَقًّا...».
از هجرت رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به مدینه نیز به عنوان نوعی پناهندگی یاد می‌شود؛ اما نباید فراموش کرد که این هجرت به فرمان الهی صورت پذیرفته است.
[۴۷] بررسی جنبه‌های مختلف حقوقی مسأله پناهندگی، ص۲۵.
در پی شدت آزار و اذیت مشرکان نسبت به پیامبر و توطئه دستگیر و زندانی کردن و قتل پیامبر
[۴۹] حموی، عبدالملک بن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۸۰ -۴۸۲.
و دعوت بیعت کنندگان عقبه دوم و پیمان آنان مبنی بر حمایت و دفاع از آن حضرت،
[۵۱] حموی، عبدالملک بن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۳۸-۴۴۴.
[۵۲] الطبقات، ج۱، ص۱۷۲.
پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به مدینه هجرت کردند.
[۵۳] غرر التبیان، ص۴۱۹.
[۵۴] آلوسی، شهاب الدین، روح المعانی، ج۲۱، ص۲۵۷.
[۵۵] الهجرة فی القرآن، ص۳۳۱.

رفتار مردم یثرب با رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و سایر مهاجران مانند اصحاب صفه ، از سنن قبایل عرب در پذیرش مهمان و پناهنده سرچشمه می‌گیرد.
[۵۶] بررسی جنبه‌های مختلف حقوقی مسأله پناهندگی، ص‌۲۵.
اصحاب صفّه نومسلمانانی بودند که بر اثر تهدیدهای موجود، موقعیت، دارایی و خانه‌های خود را رها کرده بودند تا در سایه امنیتی که در مدینه برای مسلمانان فراهم آمده بود در کنار دیگر مسلمانان با پیامبر اکرم باشند.
[۵۷] الطبقات، ج۱، ص۱۹۶.


← پناهندگی زنان مؤمن به مسلمانان


بر اساس یکی از مواد پیمان حدیبیه می‌بایست هرگاه یکی از اهل مکه به مسلمانان پناه آورد، به کفار بازگردانده شود؛ اما اگر کسی از مسلمانان اسلام را رها کرد و به مشرکان پناهنده شد می‌توانند او را باز نگردانند.
در همان زمان زنی اسلام را پذیرفت و به مسلمانان پیوست. همسرش نزد پیامبر آمد و خواستار استرداد وی شد. آیه ۱۰ ممتحنه خطاب به مسلمانان می‌فرماید: نسبت به مدعیان ایمان که به شما پناه می‌آورند هوشیار بوده، زنان باایمان را که به شما پناه می‌آورند بیازمایید و هرگاه آنان را مؤمن یافتید به سوی کفار بازنگردانید؛ نه آن‌ها برای کافران حلال‌اند نه کافران برای آنان و آنچه همسران آن‌ها پرداخته‌اند بپردازید:«یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اِذا جاءَکُمُ المُؤمِنتُ مُهاجِرت فَامتَحِنوهُنَّ... فَاِن عَلِمتُموهُنَّ مُؤمِنات فَلا تَرجِعوهُنَّ اِلَی الکُفّار...». در حقیقت آیه زنان را از بازگرداندن به کفار که در پیمان حدیبیه آمده استثنا می‌کند.
آیه ۱۱ ممتحنه از مؤمنان می‌خواهد هرگاه زنی از همسران شما به سوی کافران رفت و کفار مهریه مورد مطالبه شما را ندادند، آن را از غنایم جنگی به صاحب حق بپردازید:«و اِن فاتَکُم شَیءٌ مِن اَزوجِکُم اِلَی الکُفّارِ فَعاقَبتُم فَاتوا الَّذینَ ذَهَبَت اَزوجُهُم مِثلَ ما اَنفَقوا...». مفسران افراد زیر را از مصادیق آیه برشمرده‌اند. ام الحکم بنت ابی‌سفیان ، فاطمه‌بنت ابی امیة بن مغیره خواهر ام سلمه ، کلثوم یا ام کلثوم بنت جرول، شهبه بنت‌ غیلان و عبدة بنت عبدالعزی.
[۶۶] قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۸، ص۴۷.

افزون بر موارد بالا، مفسران موارد دیگری را نیز در ارتباط با مفهوم پناهندگی دانسته‌اند؛ در جنگ خندق هنگام محاصره مدینه منافقان مردم را به فرار و پناهندگی به مشرکان ترغیب و تشویق می‌کردند
[۶۸] ابن جوزی، عبدالرحمان بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج۶، ص۳۵۶-۳۶۱.
همچنین از آرزوی منافقان بر پناه بردن به خارج از جامعه اسلامی یاد شده است
[۷۰] راهنما، ج۷، ص۱۴۵- ۱۴۶.
:«لَو یَجِدونَ مَلجًَا اَو مَغرت اَو مُدَّخَلاً لَوَلَّوا اِلَیهِ و هُم یَحمَحون».
مواردی از ترک کشور اسلامی و پناهندگی به کافران در صدر اسلام گزارش شده است؛ پسران ابوالحصین مرتد شده، به روم پناهنده شدند و در پی درخواست پدرشان از پیامبر که آنان را به اسلام بازگرداند، آیه ۲۵۶ بقره نازل شد و تحمیل دین را نفی کرد و ازاین‌رو پیامبر به تعقیب آنان نپرداخت. بشیر بن ابیرق نیز که از انصار بود مرتد و به مشرکان مکه پناهنده شد و آیه ۱۱۵ نساء درباره او نازل گردید.
[۷۷] سیوطی، عبدالرحمان بن ابی بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۲، ص۲۱۶.


حقوق و تکالیف پناهندگان

[ویرایش]

در حقوق اسلامی برای بیگانگان متعهد حقوقی به نحو عام درنظر گرفته شده که پناهندگان را نیز شامل می‌شود. از بررسی موارد مصرف خمس، زکات ، انفال ، موقوفات و رد مظالم استفاده می‌شود که نسبت به تمامی ساکنان کشور اسلامی از جمله پناهندگان رعایت حداقل معیشت ضرورت دارد و آیه «والاَرضَ وضَعَها لِلاَنام» امکان معیشتی موجود در زمین را برای عموم مردم دانسته است. امنیت اجتماعی و قضایی، کسب ، دانش ، آزادی مذهب و... از جمله حقوقی است که پناهندگان از آن برخوردارند. مسلمانان نباید حقوق پناهندگی را نقض کنند، مگر آن‌که پناهنده مرتکب خلافی شود یا نیرنگی به کار برد.
[۷۹] حلی، جعفر بن حسن، شرایع الاسلام، ج۱، ص۳۱۴.
قرآن می‌فرماید:«سَتَجِدونَ ءاخَرینَ یُریدونَ اَن یَأمَنوکُم و یَأمَنوا قَومَهُم‌ به زودی با جمعیتی روبه رو می‌شوید که می‌خواهند (برای حفظ منافع خود)، هم از ناحیه شما (مسلمانان) در امان باشند و هم از ناحیه قوم ( مشرک ) خودشان». قرآن در برابر این گروه شدت عمل به خرج داده، می‌فرماید: اگر به صلح واقعی روی نیاورند، با آنان همچون دشمنان مشرک خود برخورد کنید: «فَخُذوهُم واقتُلوهُم». نقض امان که خود نوعی نقض عهد به شمار می‌آید در قرآن‌شدیداً نکوهش شده و وفای به عهد از مصادیق ایمان شمرده شده است و به صورت خاص در مورد مشرکانی که پس از پیمان با مسلمانان برخلاف شرایط گام برندارند و کسی را بر ضد مسلمانان تقویت نکنند، نهی شده است.
مسلمانی که به کشوری خارجی پناهنده می‌شود مکلف است از پذیرش هر تعهدی که بر ضرر اسلام و مسلمانان است بپرهیزد، چنان‌که متقابلا موظف است به همه پیمانهایی که‌ به‌طور مشروع می‌بندد وفادار باشد.
[۸۶] فقه سیاسی، ج۳، ص۲۳۵.
[۸۷] حقوق بین الملل خصوصی، ج۱، ص۴۵۹.

فقیهان اقامت و سکونت قانونی مسلمان در دارالکفر را تنها به صورت امان مطرح کرده‌اند.
[۸۹] سلسلة الینابیع الفقهیه، ج۱، ص۹۰.
[۹۰] سلسلة الینابیع الفقهیه، ج۱، ص۲۰۵ - ۲۰۷.
[۹۱] حقوق بین الملل خصوصی، ج۱، ص۱۰۸.
در این صورت او موظف است از هرگونه اقدامی که به ضرر مسلمانان حتی بیگانگان باشد دوری کند
[۹۲] فقه سیاسی، ج۳، ص۲۳۵.
[۹۳] حقوق بین الملل خصوصی، ج۱، ص۴۵۹.
و حق ندارد به جان، حیثیت ، امنیت و اموال بیگانگان کشور میزبان صدمه‌ای بزند و در برابر چنین اعمالی ضامن و موظف به جبران خسارت است و چنانچه چیزی از اموال آنان را با خود به عنوان قرض و عاریه به کشور اسلامی آورد مکلف به بازگرداندن آن خواهد بود
[۹۴] حلی، جعفر بن حسن، شرایع الاسلام، ج۱، ص۳۱۵.
[۹۶] فقه سیاسی اسلام، ص۴۹۸.
، با این حال اگر پناهنده شدن به کشورهای غیر مسلمان و پذیرش تابعیت دولت غیر اسلامی مستلزم نوعی ولایت ، استیلا ، استعلا و حاکمیت آن دولت بر شخص مسلمان باشد، این‌گونه سلطه براساس آیات نفی سبیل ، نفی ولایت کافران، عدم رکون به مشرکان و حدیث معروف نبوی «الاسلام یَعْلو و لا یُعلی علیه»
[۱۰۶] کنزالعمال، ج۱، ص۱۷.
به طور صریح نفی شده است،
[۱۰۷] القواعد الفقهیه، ج۱، ص۲۰۴- ۲۰۵.
چنان‌که محاربی که تبعید شده و بخواهد به مشرکان پناهنده شود، چنانچه مشرکان او را پناه دهند با آنان جنگ و مقاتله می‌شود تا او را خارج کنند.
[۱۰۸] حلی، جعفر بن حسن، شرایع الاسلام، ج۴، ص۱۸۲.
[۱۰۹] نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۱، ص۵۴.
[۱۱۰] النفی والتغریب، ص۴۱۲-۴۱۳.


فهرست منابع

[ویرایش]

بحارالانوار؛ بررسی جنبه‌های مختلف حقوقی مسأله پناهندگی؛ برهان قاطع؛ تاریخ الیعقوبی؛ التبیان فی تفسیر القرآن؛ تفسیر راهنما؛ تفسیر العیاشی؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن‌کثیر؛ جامع البیان عن تأویل آی القرآن؛ الجامع لاحکام القرآن، قرطبی؛ جواهرالکلام فی شرح شرایع‌الاسلام؛ حقوق اقلیت‌ها بر اساس قرارداد ذمه؛ حقوق بین الملل خصوصی؛ دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیه؛ الدرالمنثور فی التفسیر بالمأثور؛ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم؛ روض الجنان و روح الجنان؛ زادالمسیر فی علم التفسیر؛ سلسلة الینابیع الفقهیه؛ السیرة النبویه، ابن‌هشام؛ شاهنامه فردوسی؛ غررالتبیان فی من لم یسم فی القرآن؛ شرایع الاسلام؛ الطبقات الکبری؛ فرهنگ بزرگ سخن؛ فرهنگ زبان فارسی؛ فرهنگ علوم سیاسی، آقابخشی؛ فرهنگ علوم سیاسی، بابایی؛ فرهنگ فارسی؛ فقه سیاسی؛ فقه سیاسی اسلام؛ قاموس کتاب مقدس؛ قصص الانبیاء، ابن کثیر؛ قصص الانبیاء، نجار؛ القواعد‌الفقهیه؛ کتاب مقدس؛ کنزالعمال فی سنن الاقوال والافعال؛ لغت‌نامه؛ مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن؛ المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ نامه مفید؛ النفی‌والتغریب فی مصادر التشریع الاسلامی؛ وسائل الشیعه؛ الهجرة فی القرآن الکریم.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. برهان قاطع، ص۲۶۷ - ۲۶۸.
۲. لغت نامه، ج۴، ص۴۹۹۶.
۳. فرهنگ فارسی، ج۱، ص۸۱۴.
۴. فرهنگ زبان فارسی، ص۱۹۷. «پناه، پناهندگی»
۵. آقابخشی، فرهنگ علوم سیاسی، ص۳۲۸.
۶. آقابخشی، فرهنگ علوم سیاسی، ص۳۶۱.
۷. بابایی، فرهنگ علوم سیاسی، ص۱۳۱.
۸. فرهنگ ‌بزرگ سخن، ج۲، ص۱۴۱۸-۱۴۱۹، «پناهندگی».
۹. کتاب مقدس، اعداد، ۳۵:۱۳ - ۳۵.
۱۰. کتاب مقدس، اعداد، تثنیه، ۱۹:۴- ۱۳.
۱۱. قاموس کتاب مقدس، ص۵۴۱.
۱۲. بابایی، فرهنگ علوم سیاسی، ص۱۳۲ - ۱۳۳.
۱۳. شاهنامه فردوسی، ج۳، ص۵۲۶.
۱۴. لغت نامه، ج۴، ص۴۹۹۶.
۱۵. بررسی جنبه‌های مختلف حقوقی مسأله پناهندگی، ص۱۳ - ۱۸.
۱۶. المفصل، ج۵، ص۴۲۱.
۱۷. المفصل، ج۵، ص۶۳۰.
۱۸. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، ج۶، ص۲۹-۳۳.    
۱۹. تفسیر عیاشی، ج۱، ص۱۸۸ - ۱۸۹.    
۲۰. التبیان، ج۲، ص۵۳۷.    
۲۱. بقره/سوره۲، آیه۱۲۵.    
۲۲. آل عمران/سوره۳، آیه۹۷.    
۲۳. انفال/سوره۸، آیه۷۲.    
۲۴. انفال/سوره۸، آیه۷۴.    
۲۵. توبه/سوره۹، آیه۵۷.    
۲۶. قصص/سوره۲۸، آیه۲۰.    
۲۷. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱۰ - ۱۱.    
۲۸. توبه/سوره۹، آیه۶.    
۲۹. بررسی جنبه‌های مختلف حقوقی مسأله پناهندگی، ص۲۲ - ۲۳.
۳۰. حقوق بین الملل خصوصی، ج۱، ص۱۶۵.
۳۱. حقوق اقلیتها، ص۲۰۳.
۳۲. ولایة الفقیه، ص۷۲۳ به بعد.
۳۳. نامه مفید، ش ۱، ص۱۶۷ - ۱۷۳، «بررسی تطبیقی حقوق پناهندگی در فقه و اسناد بین‌المللی».
۳۴. قصص/سوره۲۸، آیه۲۰-۲۵.    
۳۵. دمشقی، اسماعیل بن کثیر، قصص الانبیاء، ج۲، ص۱۴.    
۳۶. نجار، قصص الانبیاء، ص۱۶۳ - ۱۶۷.
۳۷. الهجرة فی القرآن، ص۲۱۸.
۳۸. نحل/سوره۱۶، آیه۴۱-۴۲.    
۳۹. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۹.    
۴۰. حموی، عبدالملک بن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۳۲۱.
۴۱. دمشقی، اسماعیل بن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۵۹۱.    
۴۲. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۰، ص۷۱.
۴۳. انفال/سوره۸، آیه۲۶.    
۴۴. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۸۲۲.    
۴۵. انفال/سوره۸، آیه۷۲-۷۴.    
۴۶. انفال/سوره۸، آیه۷۴.    
۴۷. بررسی جنبه‌های مختلف حقوقی مسأله پناهندگی، ص۲۵.
۴۸. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، ج۱۳، ص۴۹۱.    
۴۹. حموی، عبدالملک بن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۸۰ -۴۸۲.
۵۰. انفال/سوره۸، آیه۳۰.    
۵۱. حموی، عبدالملک بن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۳۸-۴۴۴.
۵۲. الطبقات، ج۱، ص۱۷۲.
۵۳. غرر التبیان، ص۴۱۹.
۵۴. آلوسی، شهاب الدین، روح المعانی، ج۲۱، ص۲۵۷.
۵۵. الهجرة فی القرآن، ص۳۳۱.
۵۶. بررسی جنبه‌های مختلف حقوقی مسأله پناهندگی، ص‌۲۵.
۵۷. الطبقات، ج۱، ص۱۹۶.
۵۸. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱۰.    
۵۹. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۴۱۰-۴۱۱.    
۶۰. ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۱۶۲.    
۶۱. سیوطی، عبدالرحمان بن ابی بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۸، ص۱۳۲.    
۶۲. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱۱.    
۶۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۴۱۲.    
۶۴. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۲۴۵.    
۶۵. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۴۱۳.    
۶۶. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۸، ص۴۷.
۶۷. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۵۴۴-۵۴۵.    
۶۸. ابن جوزی، عبدالرحمان بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج۶، ص۳۵۶-۳۶۱.
۶۹. احزاب/سوره۳۳، آیه۱۳.    
۷۰. راهنما، ج۷، ص۱۴۵- ۱۴۶.
۷۱. توبه/سوره۹، آیه۵۷.    
۷۲. بقره/سوره۲، آیه۲۵۶.    
۷۳. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، ج۵، ص۴۰۹.    
۷۴. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۶۳۰.    
۷۵. نساء/سوره۴، آیه۱۱۵.    
۷۶. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۶۹.    
۷۷. سیوطی، عبدالرحمان بن ابی بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۲، ص۲۱۶.
۷۸. رّحمن/سوره۵۵، آیه۱۰.    
۷۹. حلی، جعفر بن حسن، شرایع الاسلام، ج۱، ص۳۱۴.
۸۰. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۹۷.    
۸۱. نساء/سوره۴، آیه۹۱.    
۸۲. رعد/سوره۱۳، آیه۲۵.    
۸۳. بقره/سوره۲، آیه۱۷۷.    
۸۴. توبه/سوره۹، آیه۴.    
۸۵. نساء/سوره۴، آیه۱۴۱.    
۸۶. فقه سیاسی، ج۳، ص۲۳۵.
۸۷. حقوق بین الملل خصوصی، ج۱، ص۴۵۹.
۸۸. مائده/سوره۵، آیه۱.    
۸۹. سلسلة الینابیع الفقهیه، ج۱، ص۹۰.
۹۰. سلسلة الینابیع الفقهیه، ج۱، ص۲۰۵ - ۲۰۷.
۹۱. حقوق بین الملل خصوصی، ج۱، ص۱۰۸.
۹۲. فقه سیاسی، ج۳، ص۲۳۵.
۹۳. حقوق بین الملل خصوصی، ج۱، ص۴۵۹.
۹۴. حلی، جعفر بن حسن، شرایع الاسلام، ج۱، ص۳۱۵.
۹۵. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۰۷.    
۹۶. فقه سیاسی اسلام، ص۴۹۸.
۹۷. نساء/سوره۴، آیه۱۴۱.    
۹۸. آل عمران/سوره۳، آیه۲۸.    
۹۹. نساء/سوره۴، آیه۱۴۴.    
۱۰۰. هود/سوره۱۱، آیه۱۱۳.    
۱۰۱. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۳۰۶.    
۱۰۲. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۱، ص۵۰- ۵۷.    
۱۰۳. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۹، ص۴۷.    
۱۰۴. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص‌۳۷۶.    
۱۰۵. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص‌۴۶۰.    
۱۰۶. کنزالعمال، ج۱، ص۱۷.
۱۰۷. القواعد الفقهیه، ج۱، ص۲۰۴- ۲۰۵.
۱۰۸. حلی، جعفر بن حسن، شرایع الاسلام، ج۴، ص۱۸۲.
۱۰۹. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۱، ص۵۴.
۱۱۰. النفی والتغریب، ص۴۱۲-۴۱۳.


منبع

[ویرایش]

مرکز دائرة المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله «پناهندگی ».    


رده‌های این صفحه : پناهندگی




جعبه ابزار