توحید (اخلاق)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



توحید از واژگانی است که در آیات و روایات بسیار به آن اشاره شده است که به معنای علم و اقرار به یکتایی خدای تعالی است که برای دستیابی به مراتب توحید، عوامل و زمینه‌های مختلفی وجود دارد که در این مقاله به آن اشاره می‌شود و همچنین نشان می‌دهد هر کسی که ایمان به یگانگی خدا دارد چه آثاری بر آن مرتبط و چه موانعی آن را تهدید می‌کند.

فهرست مندرجات

۱ - معانی لغوی و اصطلاحی
۲ - توحید در قرآن
۳ - توحید در روایات
۴ - دلائل
       ۴.۱ - نظم
       ۴.۲ - کمال مطلق
۵ - مراتب
       ۵.۱ - توحید در وجوب وجود
       ۵.۲ - توحید در خالقیت
       ۵.۳ - توحید در ربوبیت تکوینی
       ۵.۴ - توحید در ربوبیت تشریعی
       ۵.۵ - توحید در الوهیت و معبودیت
       ۵.۶ - توحید در عبادت
       ۵.۷ - توحید در استعانت
       ۵.۸ - توحید در خوف
       ۵.۹ - توحید در رجاء
       ۵.۱۰ - توحید در محبت
       ۵.۱۱ - توحید در وجود استقلالی خدا
۶ - عوامل و زمینه ها
       ۶.۱ - خوف از عذاب الهی
       ۶.۲ - تعقل
       ۶.۳ - فضل خدا
       ۶.۴ - کیفر
۷ - آثار
       ۷.۱ - آرامش
       ۷.۲ - اجابت دعا
       ۷.۳ - ثمربخشی اعمال
       ۷.۴ - سعادت انسان
       ۷.۵ - عطایای خدا
       ۷.۶ - مصونیت از شیطان
       ۷.۷ - سبقت در خیر
۸ - موانع
       ۸.۱ - تکبر و غرور
       ۸.۲ - تقلید کورکورانه
       ۸.۳ - جهل
       ۸.۴ - محیط شرک
       ۸.۵ - هوای‌ نفس
۹ - پانویس
۱۰ - منبع

معانی لغوی و اصطلاحی

[ویرایش]

توحید در اصل «وَحّدَ» است و دارای دو استعمال می‌باشد؛ یکی آن که، اسم استعمال می‌شود به معنی یکی و یک‌ نفر است و استعمال دوم اینکه وصف باشد یعنی یکتا و بی‌همتا و این استعمال به‌ ذات باری تعالی اطلاق می‌شود و یا به معنای کسی که شریکی در خلقت ندارد و به معنای عبادت خداوند یکتا است که ضد شرک است
[۴] رضا، مهیار، فرهنگ ابجدی عربی- فارسی، تهران، اسلامی، ۱۳۷۶، ص۲۷۲.
و یا ایمان به خدایی که شریکی ندارد.
[۵] فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، قم، انتشارات هجرت، ۱۴۱۰، چاپ دوم، ج۳، ص۲۸۶.

توحید در اصطلاح به معنای، علم و اقرار به یکتایی خدای تعالی و شریک نداشتن در صفات اوست و به عنوان یک اصل اعتقادی به معنای یگانه دانستن و یکتا شمردن خدا است.

توحید در قرآن

[ویرایش]

در قرآن کریم کلمه «توحید» و مشتقات آن؛ مثل «وَحّدَ»، «یُوَحِدُ»، «موَحّد» اصلاً به کار نرفته است، اگر سراسر قرآن را بررسی کنید، حتی یک مورد کلمه «توحید» یافت نمی‌شود و نیز مشتقات آن هم در قرآن نیامده است، بلکه آن اصلی که قرآن به عنوان اساسی‌ترین اصل معرفی می‌کند با عبارات زیر ذکر شده است:
۱- قل هو الله احد: بگو او خدای یکتاست
۲- انما الهکم الهٌ واحد: به راستی که تنها معبود شما، ‌معبود یکتاست
۳- اعبدو الله مالکم من اله غیره: خدا را عبادت کنید، غیر از خدا معبودی برای شما نیست.
۴- لا اله الا الله: هیچ معبودی جز خدا نیست.
۵- لا اله الا هو: هیچ معبودی جز او نیست.
آنچه که قرآن به عنوان نخستین اصل مطرح می‌کند این است که باید معتقد باشیم، «خدایی جز اله واحد نیست» و باید جز «الله» را پرستش نکنیم؛ «الهکم اله واحد» و «لقد بعثنا فی کل امه رسولاً ان اعبدو الله واجتبوا الطاغوت» و به یقین، در هر امتی رسولی را مبعوث کردیم، تا خدا را عبادت کنید و از طاغوت اجتناب کنید. این سرلوحه دعوت انبیاء است؛ پرستش الله و اجتناب از طاغوت.

توحید در روایات

[ویرایش]

از ائمه اطهار (علیهم‌السّلام) با تعابیر مختلف نقل شده که سعادت دنیا و آخرت، ‌مرهون توحید است. از جمله اینکه «کلمة لا اله الا الله» بهای بهشت است.
امام رضا (علیه‌السّلام) در روایتی می‌فرماید: «اول مرتبه از عبادت خدا، شناخت اوست و ریشه شناختن خدا، یگانه دانستن اوست.»

دلائل

[ویرایش]

برای اثبات توحید دلایلی در ذیل ذکر می شود.

← نظم


بهترین و ساده‌ترین دلیل توحید، وجود نظم و هماهنگی عجیب بین موجودات است. هماهنگی در میان اجزاء یک ساختمان، مقاله‌های یک کتاب، سطرهای یک نامه بهترین دلیل آن است که سازنده و نویسنده یکی است. توازن و تناسب در فرینش بهترین و ساده‌ترین دلیل یکتایی اوست. ضعف‌ها با قدرت‌ها، حمله‌ها با دفاع‌ها، خشونت‌ها با عاطفه‌ها، چنان بهم آمیخته که انسان را گیج می‌کند و در جمع یک نظام هماهنگی را به وجود آورده است.

← کمال مطلق


خداوند کمال مطلق است و هیچ حد و مرز و‌ اندازه‌ای در او راه ندارد، آفریدگاری که ازلی و ابدی است، پروردگاری که زمان و مکان مخلوق اوست، جز یکی نمی‌تواند باشد. اگر به معنا نامحدود و نامتناهی بودن خداوند توجه کنیم می‌فهمیم که نامحدود جز یکی نمی‌تواند باشد؛ زیرا تعداد موجب محدودیت و متناهی بودن است.

مراتب

[ویرایش]

توحید مراتبی دارد که در ذیل به آن اشاره می‌شود.

← توحید در وجوب وجود


نخستین مرتبه از مراتب توحید، توحید در وجوب وجود است، به این معنا که موجودی جز «الله» وجودی از خود ندارد. یعنی تنها او است که وجودش ذاتاً ضروری است و سایر موجودات، وجودشان از او است.

← توحید در خالقیت


دومین مرتبه از مراتب توحید، توحید در خالقیت است؛ یعنی آفریننده‌ای جز الله نیست که نتیجه طبیعی مرتبه قبلی توحید است. آیات زیادی از قرآن کریم دلالت بر این مرتبه از مراتب توحید دارد.

← توحید در ربوبیت تکوینی


توحید در ربوبیت تکوینی یعنی بعد از اینکه پذیرفتیم آفریننده جهان یکی است، آیا غیر از خدا کسی دست‌اندر کار تدبیر جهان است که بدون اراده او در تدبیر جهان مؤثر باشد؟ اگر کسی قائل به این باشد که جهان را «الله» آفریده ولی بعد از آفرینش، اراده جهان به دست کسی دیگر است... این همان شرک در ربوبیت یا تدبیر است. در این مرحله، موحّد کسی است که معتقد باشد همانگونه که جهان در آفرینش نیازی به غیر «الله» ندارد، تدبیر و اداره و ربوبیت تکوینی جهان هم منحصر به اوست.

← توحید در ربوبیت تشریعی


توحید در ربوبیت تشریعی این مرتبه از توحید به این معنا است که حالا که آفریننده ما خداست، اختیار وجود ما به دست اوست و تدبیر زندگی ما هم استقلالاً از اوست. معتقد باشیم به اینکه جز او حق فرمان دادن و قانون وضع کردن برای ما ندارد. هر کس دیگری بخواهد به دیگری دستور بدهد، باید به اجازة «الله» باشد، هر قانون باید به پشتوانه امضا و اجازه الهی رسمیت پیدا کند. این، توحید در «ربوبیت تشریعی» است. شواهدی از آیات قرآن بر این مطلب دلالت دارد.

← توحید در الوهیت و معبودیت


توحید در الوهیت و معبودیت یعنی کسی جز «الله» سزاوار پرستش نیست. این هم، نتیجه طبیعی همان اعتقادات قلبی است، وقتی هستی ما از «الله» ‌است اختیار وجود ما به دست اوست، تاثیر استقلالی در جهان از اوست، حق فرمان دادن و قانون وضع کردن هم منحصر به اوست، دیگر جای پرستش برای کسی دیگر باقی نمی‌ماند. چون پرستیدن، در واقع اظهار بندگی کردن و خود را بی چون و چرا در اختیار کسی قرار دادن است و اظهار اینکه من مال تو هستم، یعنی: بندگی همین را افاده می‌کند، چنین امری نسبت به کسی سزاوار است که او واقعاً مالک باشد.
[۲۲] فرّخی، اسماعیل، توحید در اخلاق، قم، انتشارات پارسایان، ‌۱۳۷۷، چاپ اول، ص۵۰.


← توحید در عبادت


توحید در عبادت یعنی اینکه انسان در مقام عمل، کسی جز «الله» را نپرستد و در مقابل غیر او سر تسلیم فرود نیاورد، «ایاک نعبد»
برخی از آیاتی که بر این مطلب دلالت دارند عبارتند از:

← توحید در استعانت


توحید در استعانت، این مرتبه از مراتب توحید به این معنا است که عملآً انسان از کس دیگری جز «الله» کمک نخواهد. وقتی ما مؤثر حقیقی را «الله» شمردیم، ‌معنایش این است که جز به اراده او، سود و زیان به ما نمی‌رسد، آن وقت از چه کسی کمک خواهیم گرفت؟ «ایاک نعبد و ایاک نستعین»
بسیاری از آیات قرآن کریم بعد از امر به پرستش خدا، امر به توکل بر خدا کرده است.

← توحید در خوف


توحید درخوف، این مرتبه یعنی انسان جز از «الله» نترسد؛ وقتی مؤثر حقیقی اوست دیگر از که بترسیم؟ کس دیگر کاره‌ای نیست، قدرتی ندارد تا من از او بترسم، هر تاثیری از اوست، دیگران، ابزارند و مجرای کارند. موحد کامل کسی است که جز از «الله» نترسد.
آیات زیادی در قرآن وجود دارد که حول محور توحید در خوف بحث می‌کند

← توحید در رجاء


توحید در رجاء به این معنا است که امیدی جز «الله» نداشته باشیم. و این نتیجه اعتقاد به «ربوبیت تکوینی» است، اگر واقعاً معتقدیم که مؤثر حقیقی در جهان خداست، امید به چه کسی داشته باشیم؟ کسی دیگر که اصالتاً کاره‌ای نیست، پس امیدها باید منحصراً به او باشد.

← توحید در محبت


کسی که معتقد باشد که همه کمال‌ها و جمال‌ها اصالتاً از خداست، محبت او هم اصالتاً به خدا تعلق می‌گیرد، دیگر کمال‌ها و جمال‌ها عاریه‌ای است، ما محبتی به هر کسی داشته باشیم بواسطه آن است که کمالی یا جمالی دارد، وقتی دانستیم که این کمال‌ها و جمال‌ها عاریه‌ای است و آن کسی که کمال ذاتی و جمال ذاتی دارد فقط «الله» است، نباید جز او را اصالتاً دوست داشت.
موحد کامل کسی است که دل تنها در گرو محبت خدا دارد و اگر کسی دیگری را دوست دارد؛ در شعاع محبت خدا و به خاطر خدا باشد.

← توحید در وجود استقلالی خدا


بالاخره توحید می‌رسد به جائی که انسان عیناً مشاهده می‌کند که کل هستی و تمامی شئون هستی نیازمند به «الله» است بلکه جز نیاز، چیزی نیست اگر معرفت انسان و ایمانش کاملتر شود به حدی می‌رسد که این حقیقت را «مشهود» می‌کند و می‌یابد.
[۳۴] فرخی، اسماعیل، توحید در اخلاق، ص۱۱۵.


عوامل و زمینه ها

[ویرایش]

برای دستیابی به مراتب توحید، عوامل و زمینه‌های مختلفی وجود دارد که در اینجا چند نمونه ذکر می‌شود:

← خوف از عذاب الهی


خوف از عذاب الهی یکی از عوامل دستیابی به مراتب توحید است؛ «بگو آیا غیر خدا را ولی خود انتخاب کنم؟ خدایی که آفریننده آسمانها و زمین است؛ اوست که روزی می‌دهد و از کسی روزی نمی‌گیرد. بگو من مامورم که نخستین مسلمان باشم، و (خداوند به من دستور داده که) از مشرکان نباش. بگو: من (نیز) اگر نافرمانی پروردگارم کنم، از عذاب روزی بزرگ ( روز رستاخیز) می‌ترسم»
حضرت موسی (علیه‌السّلام) در این آیه بیان می‌دارد که بگو من یقین دارم و می‌ترسم که اگر امر خدا را ترک و او را معصیت کنم یا غیر او را ولی خود قرار داده، پرستش کنم، در آن روز بزرگ و هولناک که دلها را به طپش می‌افکند، یعنی روز قیامت، گرفتار عذاب خدا شوم.

← تعقل


یکی از موارد ایجاد زمینه‌ی ایمان به یگانگی خداوند، تعقل است «(هنگامیکه ابراهیم را حاضر کردند) گفتند: آیا تو با خدایان ما این کار را کرده‌ای؟ گفت: بلکه این کار را بزرگشان کرده است؛ از آن‌ها بپرسید اگر سخن می‌گویند. آن‌ها به وجدان خویش بازگشتند؛ (به خود) گفتند: حقا که شما ستمگرید»
این آیات اشاره دارد که حضرت ابراهیم (علیه‌السّلام) با دعوت به تعقل، بت‌پرستان را تکان داد، وجدان خفته آن‌ها را بیدار کرد و همچون طوفانی که خاکستر‌های فراوان را از روی شعله‌های آتش برگیرد و چنانکه قرآن می‌گوید: به وجدان و فطرتشان بازگشتند و به خود گفتند حقا که ظالم و ستمگرید.

← فضل خدا


یکی از موهبت‌ها خدا رسیدن به مقام یکتاپرستی است. «من از آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروی کردم. برای ما شایسته نبود چیزی را همتای خدا قرار دهیم؛ این از فضل خدا بر ما و بر مردم است؛ ولی بیشتر مردم شکرگزاری نمی‌کنند.»
آری یکی از موهبت‌ها و فضل خدا بر خاندان نبوت این است که مقام یکتاپرستی را به آنها عطا فرموده است و آن‌ها در مقابل این موهبت و نعمت سپاسگذاری می‌کنند. خداوند مهربان توفیق این موهبت و نعمت را برای مابقی مردم عطا فرموده ولی اکثر آنان از این موقعیت برخوردار نمی‌شوند.
[۴۰] نجفی خمینی، محمدجواد، تفسیر آسان، تهران، انتشارات اسلامی، ۱۳۸۸، چاپ اول، ج۸، ص۱۱۶.


← کیفر


«(ای پیامبر) برای آنان مثالی بزن، آن دو مرد، که برای یکی از آنها در باغ از انواع انگورها قرار دادیم و گرداگرد آن دو (باغ) را با درختان نخل پوشاندیم، هر دو باغ میوه آورده بود، این باغ، درآمد فراوانی داشت، به همین جهت به دوستش چنین گفت: من از نظر ثروت از تو برتر و از نظر نفرات نیرومندترم. در حالیکه نسبت به خود ستمکار بود در باغ خویش گام نهاد و گفت: من گمان نمی‌کنم هرگز این باغ نابود شود. و باور نمی‌کنم قیامت برپا گردد... به هر حال عذاب الهی فرا رسید و تمام میوه‌های آن نابود شد و او به خاطر هزینه‌هایی که در آن صرف کرده بود، پیوسته دست‌های خود را به هم می‌مالید و می‌گفت: ‌ای کاش کسی را همتای پروردگارم قرار نداده بودم و...»

آثار

[ویرایش]

با توجه به منابع دینی آثار متعددی را می‌توان برای این صفت ذکر کرد که در اینجا چند نمونه آورده می‌شود:

← آرامش


یکی از آثار پر بار اعتقاد به خداوند تعالی آرامش در زندگی است. «و دل‌هایشان را محکم ساختیم در آن موقع که قیام کردند و گفتند: پروردگار ما، پروردگار آسمانها و زمین است؛ هرگز غیر از او معبودی را نمی‌خوانیم...» کلمه ربط به معنای محکم بستن است و «ربط بر دل‌ها» کنایه از سلب اضطراب و قلق از آنهاست.

← اجابت دعا


اجابت دعا یکی دیگر از برکات ایمان به خدا است. «و ذو النّون (یونس) را (به یاد آور) در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت و چنین می‌پنداشت که ما بر او تنگ خواهیم گرفت؛ (اما موقعی که در کام نهنگ فرو رفت) در آن ظلمت‌ها صدا زد: (خداوندا) جز تو معبودی نیست، منزهی تو! من از ستمکاران بودم. اما دعای او به اجابت رساندیم و از آن‌ اندوه نجاتش بخشیدیم، و اینگونه مؤمنان را نجات می‌دهیم.» این یک برنامه اختصاصی برای یونس نبود بلکه هر کس از مؤمنان از تقصیر خویش، عذر به درگاه خدا آورد و از ذات پاکش مدد و رحمت طلبد، دعایش را مستجاب و‌ اندوهش را برطرف خواهیم کرد.

← ثمربخشی اعمال


نتیجه دادن اعمال خوب نیازمند ایمان به خدا است. «این، هدایت خداست که هر کس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمایی می‌کند، و اگر آنها مشرک شوند، اعمال (نیکی) که انجام داده‌اند، نابود می‌گردد (و نتیجه‌ای از آن نمی‌گیرند).
شرک عامل محو و باطل شدن کارهاست. در سنت الهی، تبعیض نیست. حتی اگر پیامبران شرک ورزند، تنبیه می‌شوند و این اقرار به یکتایی خداوند است که به اعمال ثمره می‌دهد.
[۴۸] قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۸۳، چاپ یازدهم، ج۳، ص۳۰۴.


← سعادت انسان


سعادت انسان در گرو پرستش خدا است. «ما نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ او به آنان گفت: ‌ای قوم من! (تنها) خدای یگانه را پرستش کنید، که معبودی جز او برای شما نیست.
از این آیه به خوبی استفاده می‌شود که بت پرستی مهم‌ترین خار بر سر راه سعادت همه انسان‌ها بوده است و این باغبان‌های توحید (پیامبران الهی) برای تربیت انواع گل‌ها و درختان پرثمر در سرزمین جوامع انسانی قبل از هر چیزی دامن به کمر می‌زند تا با داس تعلیمات سازنده خود این خارهای مزاحم را ریشه کن سازند.
[۵۰] نجفی خمینی، محمدجواد، تفسیر آسان، ج۵، ص۲۳۷.


← عطایای خدا


عطایای ویژه الهی مخصوص افراد با ایمان است. «هنگامی‌ که از آنان و آنچه غیر خدا می‌پرستیدند کناره‌گیری کرد، ما اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم؛ و هر یک را پیامبری (بزرگ) قرار دادیم. و از رحمت خود به آنان عطا کردیم؛ و برای آنها نام نیک و مقام برجسته‌ای (در میان همه امت‌ها) قرار دادیم.»
هنگامی که ابراهیم از بت‌پرستان کناره‌گیری کرد و بسوی ارض مقدس رفت، فرزندی چون اسحاق و فرزند‌ زاده‌ای چون یعقوب به او بخشیده شد و سوز هجران و فراق خویشاوندان را با بخشیدن فرزندان، تسکین داد و آنها را نیز زیور نبوت بیاراست و خداوند آنها را در میان مردم مورد احترام قرار داد و نام نیکوی آنها، زبانزد خاص و عام گردید. پیروان همه ادیان، ابراهیم و ذریه او را دوست می‌دارند و ثناخوان آنها هستند و آنها را تابع دین خود می‌دانند.

← مصونیت از شیطان


شیطان تسلطی بر مومنین ندارد. «چرا که او، بر کسانی‌ که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند، تسلطی ندارد»
تسلط شیطان بر مردمانی است که او را دوست داشته و به تحریک او به خدای خود شریک آورده‌اند و شیطان را دوست می‌دارند و اطاعت او می‌کنند و وسوسه او را قبول می‌کنند.

← سبقت در خیر


ایمان به خدا سرآغاز سبقت در خیرات و اعمال صالح است. «و آنها که به پروردگارشان شرک نمی‌ورزند، و آن‌ها که نهایت کوشش را در انجام طاعات به خرج می‌دهند.... چنین کسانی در خیرات سرعت می‌کنند و از دیگران پیشی می‌گیرند.» از صفات مؤمنین است که تنها به خدا ایمان دارند و برای او شریک نمی‌گیرند و به رسولان او و به روز جزا هم ایمان دارند، و به همین جهت عمل صالح انجام می‌دهند و در خیرات و اعمال صالح سرعت نموده، و به سوی آن سبقت می‌جویند، یعنی از دیگران پیشی می‌گیرند.

موانع

[ویرایش]

در آیات و روایات موانعی را در راه رسیدن به توحید و اعتقاد به یگانگی خداوند ذکر کرده اند که عبارتند از:

← تکبر و غرور


تکبر و غرور یکی از موانع رسیدن به توحید می‌باشد: «ما نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ او به آنها گفت: ‌ای قوم من! خدای یکتا را بپرستید.... جمعیت اشرافی (مغرور) از قوم نوح که کافر بودند گفتند: این مرد جز بشری همچون شما نیست، که می‌خواهد بر شما برتری جوید، اگر خدا می‌خواست (پیامبری بفرستد) فرشتگانی نازل می‌کرد؛ ما چنین چیزی را هرگز در نیاکان خود نشنیده‌ایم.»

← تقلید کورکورانه


تقلید کورکورانه یکی دیگر از موانع رسیدن به توحید است: «گفتند آیا به سراغ ما آمده‌ای که تنها خدای یگانه را بپرستیم، و آنچه را پدران ما می‌پرستیدند، رها کنیم؟. ..» همانطور که آیه بیان می‌کند سطح افکار آنان به قدری پایین بود که از پرستش خدای یگانه وحشت داشتند و پراکندگی و تعدد خدایان را برای خود، مایه افتخار می‌پنداشتند.

← جهل


جهل امهات شروع خطای بشر است: «آن‌ها غیر از خداوند، چیزهایی را می‌پرستند که او هیچگونه دلیلی بر آن نازل نکرده است و چیزهایی که علم و آگاهی به آن ندارند...» یکی از روشن‌ترین دلائل بطلان شرک و بت پرستی این است که هیچگونه دلیل عقلی و نقلی بر جواز این عمل دلالت نمی‌کند. آنها معبودهایی را می‌پرستند که علم و دانشی به حقانیت آنها ندارند یعنی نه از طریق دستور الهی و نه از طریق دلیل عقلی هیچ حجت و برهانی برای کار خود مطلقا ندارند.

← محیط شرک


محیط شرک‌آلود تاثیر بسیاری در عقاید شخصی دارد: «و بنی اسرائیل را (سالم) از دریا عبور دادیم؛ (ناگاه) در راه خود به گروهی رسیدند که اطراف بت‌هایشان، با تواضع و خضوع، گرد آمده بودند. (در این هنگام بنی اسرائیل) به موسی گفتند: تو هم برای ما معبودی قرار ده همانگونه که آنها معبودانی دارند. گفت: شما جمعیتی جاهل و نادان هستید.» شک نیست که بنی اسرائیل قبل از مشاهده این گروه بت‌پرستان زمینه فکری مساعدی بر اثر زندگی مداوم در میان مصریان بت‌پرست برای این موضوع داشتند ولی مشاهده این صحنه گویا جرقه‌ای شد که زمینه‌های قبلی خود را نشان دهند اما در هر حال این جریان نشان می‌دهد که انسان تا چه‌اندازه، تحت تاثیر محیط قرار دارد.

← هوای‌ نفس


(موسی به سامری گفت: تو چرا این کار را کردی؟ گفت: من چیزی دیدم که آنها ندیدند؛ من قسمتی از آثار رسول ( فرستاده خدا) را گرفتم و سپس آن را افکندم و اینچنین (هوای) نفس من این کار را در نظرم جلوه داد» برای برطرف کردن انحراف ابتدا باید ریشه انحراف را بررسی کرد (فبما خطبک سامری) باید با منحرفان و مفسدان فرهنگی برخورد کرد. طراحان انحراف از جهل مردم استفاده می‌کنند و حتی از مقدسات نیز سوء استفاده می‌کنند. اگر هنر با هوای نفس همراه باشد، بالاترین خطرهاست.
[۶۵] قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج۷، ص۳۸۵-۳۸۴.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. قرشی، سید علی‌اکبر، قاموس قرآن، تهران، انتشارات دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱، چاپ ششم، ج۱، ص۳۴.    
۲. راغب، اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، دمشق بیروت، انتشارات دارالعلم الدار الشامیه، ۱۴۱۲، چاپ اول، ج۱، ص۸۵۸    .
۳. طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، تهران، کتابفروشی مرتضوی، ۱۳۷۵، چاپ سوم، ج۳، ص۱۵۸    .
۴. رضا، مهیار، فرهنگ ابجدی عربی- فارسی، تهران، اسلامی، ۱۳۷۶، ص۲۷۲.
۵. فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، قم، انتشارات هجرت، ۱۴۱۰، چاپ دوم، ج۳، ص۲۸۶.
۶. هاشمی رفسنجانی، برگزیده فرهنگ قرآن، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۷، چاپ اول، ص۹۳    .
۷. مصباح یزدی، محمدتقی، معارف قرآن، ص۵۸    .
۸. اخلاص/سوره۱۱۲، آیه۱.    
۹. کهف/سوره۱۸، آیه۱۱۰.    
۱۰. اعراف/سوره۷، آیه۵۹.    
۱۱. صافات/سوره۳۷، آیه۳۵.    
۱۲. بقره/سوره۲، آیه۱۶۳.    
۱۳. نحل/سوره۱۶، آیه۳۶.    
۱۴. مصباح یزدی، محمدتقی، معارف قرآن، ص۵۸    .
۱۵. صدوق، التوحید، قم المقدسه، مؤسسه النشر الاسلامی، التابعه لجماعه المدرسین، ۱۴۱۶، چاپ ششم، ص۲۱، ح ۱۳    .
۱۶. صدوق، التوحید، قم المقدسه، مؤسسه النشر الاسلامی، التابعه لجماعه المدرسین، ۱۴۱۶، چاپ ششم، ص۳۴، ح ۲    .
۱۷. مصباح یزدی، محمدتقی، معارف قرآن، ص۵۸    .
۱۸. زمر/سوره۳۹، آیه۶۲.    
۱۹. روم/سوره۳۰، آیه۴۰.    
۲۰. نساء/سوره۴، آیه۵۹.    
۲۱. مائده/سوره۵، آیه۴۴.    
۲۲. فرّخی، اسماعیل، توحید در اخلاق، قم، انتشارات پارسایان، ‌۱۳۷۷، چاپ اول، ص۵۰.
۲۳. فاتحه/سوره۱، آیه۵.    
۲۴. اسراء/سوره۱۷، آیه۲۳.    
۲۵. حج/سوره۲۲، آیه۷۷.    
۲۶. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۲۳.    
۲۷. فاتحه/سوره۱، آیه۵.    
۲۸. هود/سوره۱۱، آیه۱۲۳.    
۲۹. توبه/سوره۹، آیه۱۲۹.    
۳۰. مصباح یزدی، محمدتقی، معارف قرآن، ص۶۰    .
۳۱. آل عمران/سوره۳، آیه۱۷۵.    
۳۲. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۹.    
۳۳. مصباح یزدی، محمدتقی، معارف قرآن، ص۵۱    .
۳۴. فرخی، اسماعیل، توحید در اخلاق، ص۱۱۵.
۳۵. انعام/سوره۶، آیه۱۴-۱۵.    
۳۶. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی نفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲، چاپ سوم، ج۸، ص۲۹    .
۳۷. انبیاء/سوره۲۱، آیه۶۴-۶۲.    
۳۸. مکارم شیرازی، ناصر، نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴، ‌چاپ اول، ج۱۳، ص۴۳۹-۴۴۰    .
۳۹. یوسف/سوره۱۲، آیه۳۸.    
۴۰. نجفی خمینی، محمدجواد، تفسیر آسان، تهران، انتشارات اسلامی، ۱۳۸۸، چاپ اول، ج۸، ص۱۱۶.
۴۱. کهف/سوره۱۸، آیه۳۲.    
۴۲. کهف/سوره۱۸، آیه۴۵.    
۴۳. کهف/سوره۱۸، آیه۱۴.    
۴۴. طباطبایی، محمدحسین، المیزان، قم، دفتر انتشارات اسلامی، جامعه مدرسین، ۱۴۱۷، چاپ پنجم، ج۱۳، ص۳۴۸    .
۴۵. انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۷-۸۸.    
۴۶. مکارم شیرازی، ‌ناصر، نمونه، ج۱۳، ص۴۸۷    .
۴۷. انعام/سوره۶، آیه۸۸.    
۴۸. قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۸۳، چاپ یازدهم، ج۳، ص۳۰۴.
۴۹. اعراف/سوره۷، آیه۵۹    
۵۰. نجفی خمینی، محمدجواد، تفسیر آسان، ج۵، ص۲۳۷.
۵۱. مریم/سوره۱۹، آیه۴۸-۴۹-۵۰.    
۵۲. طبرسی، فضل بن حسن، ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۱۷۵    .
۵۳. نحل/سوره۱۶، آیه۹۹.    
۵۴. کاشانی، ملا فتح‌الله، منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ‌تهران، کتابفروشی محمد حسن معلمی، ۱۳۳۶، ج۵، ص۲۲۴    .
۵۵. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۶۱-۶۰-۵۹.    
۵۶. طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۵۵    .
۵۷. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۲۴-۲۳.    
۵۸. اعراف/سوره۷، آیه۷۰.    
۵۹. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۶، ص۲۳۰    .
۶۰. حج/سوره۲۲، آیه۷۱.    
۶۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۶۸    .
۶۲. اعراف/سوره۷، آیه۱۳۸.    
۶۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۶، ص۳۳۵    .
۶۴. طه/سوره۲۰، آیه۹۵-۹۶.    
۶۵. قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج۷، ص۳۸۵-۳۸۴.


منبع

[ویرایش]

سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «توحید (اخلاق)»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۹/۰۹/۱۵    






جعبه ابزار