سیدصدرالدین محمد جبل عاملی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



آیت حق، سید صدرالدین محمد جبل عاملی، فرزند سید صالح کبیر موسوی عاملی مکی، از نوادگان دختری شیخ حر عاملی است، از علما بزرگ شیعه، و از فقیهان زبردستی است که در نویسندگی چیره دست بوده.(۱۱۹۲ـ۱۲۶۳ق.)


زادگاه

[ویرایش]

آیت حق، سید صدرالدین محمد جبل عاملی، در حدود سال ۱۱۹۳ق. در روستایی از توابع جبل عامل لبنان، در یک خانواده روحانی و عالم پرور زاده شد.
[۱] روضات الجنات، محمدباقر خوانساری، ج۴، ص۱۲۶.

آسمان پرستاره تشیع، با این مولود، بار دیگر نور باران گردید. در کوتاه‌ترین فرصت، آوازه نبوغ این کودک، جهان اسلام را فراگرفت. او در پنج سالگی از فراگیری علوم مقدماتی فارغ شد.

شجره سید صدرالدین محمد

[ویرایش]

سید محمد بن سید صالح بن سید محمد بن سید ابراهیم سید شرف الدین بن سید زین العابدین بن سید نورالدین بن سید علی نورالدین بن سید حسین بن سید محمد بن سید حسین بن سید علی بن سید محمد بن سید ابی الحسن بن سید تاج الدین عباس بن سید محمد بن سید عبدالله بن سید احمد بن سید حمزة صغیر بن سید سعدالله بن سید حمزة کبیر بن سید محمد ابی السعادات بن سید محمد بن سید عبدالله بن سید محمد بن سید ابی الحسن علی بن سید عبدالله بن سید ابی الحسن محمد المحدث بن سید ابی الطیب الطاهر بن سید حسین القطعی بن سید موسی ابی سبحه ابراهیم المرتضی بن امام موسی الکاظم علیه‌السّلام .
[۲] نقباءالبشر، شیخ آقا بزرگ تهرانی، ج۲، ص۶۶۸.


القاب آل صدر

[ویرایش]

خاندان صدر در لبنان و عراق، از مشاهیر تشیع محسوب می‌شوند، در هر بره‌ای از تاریخ تشیع، دارای عناوین و القاب مختلفی بوده‌اند که عبارتند از:
۱. آل ابی سبحه.
۲. آل حسین القطعی (قطیعی).
۳. آل عبدالله.
۴. آل ابی الحسن.
۵. آل شرف الدین و آل صدر
[۳] نقباءالبشر، شیخ آقا بزرگ تهرانی، ج۲، ص۶۶۹.
[۴] مکارم الآثار، معلم حبیب آبادی، ج۱، ص۸ـ۹.


← نام و القاب سید


نام سید صدرالدین جبل عاملی در کتاب‌های رجالی «محمد» ذکر شده است و صدر یا صدرالدین، از القاب معروف این خاندان است و به این لقب، شهرت یافته‌اند.
[۵] روضات الجنات، ج۴، ص۱۲۶.


اجداد سید محمد صدرالدین

[ویرایش]

۱. آیة الله سید صالح کبیر (۱۱۲۲ـ۱۲۱۷ق.)
آیة الله سید صالح، فرزند سید محمد کبیر، معروف به سید صالح کبیر موسوی عاملی مکی، از نوادگان دختری شیخ حر عاملی است که در سال ۱۱۲۲ق. در قریه «شحور» از توابع جبل عامل متولد گردید. او در سال ۱۲۱۷ق. در سن ۹۵ سالگی در جوار مرقد شریف امام علی بن ابی طالب علیه‌السّلام در نجف اشرف، وفات یافت.
وی از عالمان بزرگ شام و لبنان در عصر خود بود و ریاست مذهبی و مرجعیت علمی حوزه تشیع و پیروان مکتب علوی در لبنان و عراق، به وی منتهی می‌شده است. او علوم مقدماتی را در زادگاه خود، نزد پدرش سید محمد کبیر و دیگران به پایان رساند و آن گاه از محضر برخی از عالمان عصر، حجاز و عراق کسب دانش کرد. وی علاوه بر علوم منقول و معقول حوزوی، آشنایی کاملی نسبت به علوم غریبه داشت و با اسرار و فنون علوم متداول روز نیز آشنا بود.

← قیام علیه بیداد


سید صالح کبیر، به خاطر دفاع از حیثیت و کیان مسلمین و حراست از مرزهای فکری و فرهنگی تشیع، دچار مصائب و سختی‌هایی شد. در سال ۱۱۹۷ق. مورد خشم یکی از عناصر پلید یهود، به نام احمد جزار ـ که از عوامل نفوذی دولت‌های متعصب و جاه طلبی چون عثمانی بود ـ قرار گرفت و همراه با تعداد کثیری از عالمان نامدار لبنان به زندان افتاد و مدت‌ها در زندان به سر بردولی سرانجام سید و همراهان، با توسل به اهل بیت علیهم‌السّلام و با قرائت دعای معروف به «طائر رومی»، از زندان نجات یافت و بدین طریق، ناگزیر از لبنان به عراق مهاجرت کرد. پس از این حادثه، احمد جزار به خانه سید و سایر عالمان هجوم برده، تمام کتاب‌ها و آثار خطی و قلمی ایشان را که بالغ بر چندین هزار جلد می‌شد، از بین برد.
[۶] تاریخ اجتماعی اصفهان، ج۱، ص۲۲۲ـ۲۲۳.
[۷] روضات الجنات، ج۴، ص۱۲۶.


← فرزندان سید صالح کبیر


سید صالح کبیر، دارای پنج فرزند پسر و یک دختر بود. پسران وی عبارتند از:
۱. سید ابوالحسن. ۲. سید محمدعلی. ۳. سید صدرالدین محمد. ۴. سید مهدی. ۵. سید ابوالبرکات هبة الله.
[۸] منتهی الآمال ج۲، ص۴۱.

دختر او، همسر شیخ حسین آل محفوظ عاملی کاظمینی، یکی از عالمان بزرگ و از شاگردان سید محسن اعرجی و سید عبدالله شبر بوده است.
[۹] تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج۱، ص۲۲۴.


← مادر مکرمه سید


مادر مکرمه سید محمد صدرالدین، دختر شیخ علی از نوادگان شیخ حسن، فرزند شهید ثانی بوده است.
[۱۰] روضات الجنات، ج۴، ص۱۲۶.


← هجرت سید صالح از لبنان


احمد جزار ـ که یکی از عوامل سرسپرده دولت عثمانی در جبل عامل بود ـ از گذشته‌های دور، کینه پیروان اهل بیت را در دل داشت. او تصمیم گرفت با قبیله علی صغیر وائلی، نواحی شیعه نشین لبنان، یعنی جبل عامل را تصرف نمایداز این رو با سپاهی مرکب از چرکسی‌ها، مراکشی‌ها و فلسطینی‌ها، از راه صور به نواحی جبل عامل حمله کرد. مردم به مقاومت پرداختند و سرانجام احمد جزارشکست خورد و با خانواده خود، لبنان را به قصد شام ترک کرد اما پس از مدتی به لبنان بازگشت و در سال ۱۱۹۷ق. جبل عامل و نواحی آن را به تصرف خود درآورد و به قتل عام مردم و ویران کردن مناطق شیعیان پرداخت و بسیاری از کتاب‌ها و کتابخانه‌ها را طعمه حریق ساخت به طوری که تا یک هفته سوخت تمام نانوایی‌های جبل عامل از کتاب‌های شیعیان آن دیار بود. وقتی شهر صور را به تصرف خود درآورد، تا سه روز، شهر، اموال و نوامیس مردم مسلمان را در اختیار سپاه خود قرار داد و تعداد بسیاری را قتل عام کرد. وقتی به زادگاه سید صالح کبیر، یعنی قریه «شحور» رسید، از هیچ جنایتی کوتاهی نکردند. مردم نیز به رهبری عالمان گروه‌های مقاومت تشکیل دادند و با مهاجمان به مبارزه پرداختند. مهاجمان، تعداد زیادی از عالمان را به شهادت رساندند و فرزند سید صالح، مرجع تقلید و پیشوای بزرگ عالم شیعه یعنی سید ابوالبرکات را دستگیر کرده و در برابر چشمان پدر به شهادت رساندند. از این رو، سید مجبور شد به همراه خانواده‌اش، زادگاه خویش را به قصد عراق ترک کند و بدین ترتیب، محمد که کودکی پنج ساله بود، در سال ۱۱۹۷ق. به همراه پدر و خانواده اش به عراق مهاجرت کرد.
[۱۱] تکملة امل الامال، ص۴۳.


دوران کودکی

[ویرایش]

خانواده سید محمد صدرالدین سال‌ها در کاظمین و نجف به سر بردند. سید محمد هر چند کودک به نظر می‌آمد و کمتر در محافل علمی عرض اندام می‌نمود، ولی در همین سنین چشمه جوشانی از علم و ادب بود و بیشتر از محضر پدر کسب علم ودانش می‌کرد. سید محمد صدر الدین، در حدود سال ۱۲۰۵ق. یعنی در سن ۱۲ یا ۱۳ سالگی، به درجه اجتهاد رسید و نزد عالمان حوزه نجف، از احترام والایی برخوردار شد.
در این دوران سید بیشتر از سید مهدی بحرالعلوم که از فقهای عصر خود بود، استفاده می‌برد و در درس فقه وی شرکت می‌کرد. سید نزد استاد از ارزش والایی برخوردار بود و استاد به مقام علمی و ادبی او اعتقاد داشت به طوری که استاد، قصیده معروف «درة الفقیة» و دیگر اشعار خود را به این شاگردش می‌داد تا وی آنها را مورد نقد و ارزیابی قرار دهد.
سید صدرالدین در سن ۷ سالگی، بر کتاب «قطرالندی» که در موضوع ادبیات عرب است، شرحی نگاشت و نیز در دوازده سالگی رساله حجیة ظن را تالیف کرد. سید در این زمان، در درس اصول استاد اعظم آن روز حوزه، یعنی وحید بهبهانی شرکت می‌کرد و با استاد خود در ابواب مختلف فقه و اصول بحث و گفت و گو می‌کرد.
صاحب ریاض در سال ۱۲۱۰ق. به سید صدرالدین اجازه روایت داد و در اجازه نامه اش تصریح کرد که سید قبل از بلوغ به درجه اجتهاد نایل آمده اشت.
سید صدرالدین با برخی از علمای اهل سنت در شهرهای بغداد و کاظمین مناظراتی در باب امامت داشت و بارها مخالفین خود را وادار به تسلیم کرد که یکی از آنان، سید صبغة الله، دانشوری از اشاعره اهل سنت بود.

مشایخ اجازه و اساتید سید

[ویرایش]

منابع رجالی، افراد زیر را از مشایخ اجازه سید برشمرده‌اند:
۱. سید صالح کبیر، سید محمد صدرالدین.
۲. سید مهدی بحرالعلوم (متوفای ۱۲۳۱ق.)
۳. سید علی، معروف به صاحب ریاض (متوفای ۱۲۲۸ق.)
۴. سید محسن بن سید حسن اعرجی کاظمی، (متوفای ۱۲۲۸ق.)
۵. شیخ جعفر بن خضر بن کاشف الغطاء نجفی (متوفای ۱۲۲۸ق.)
۶. میرزا مهدی شهرستانی موسوی حائری (متوفای ۱۲۱۸ق.)
۷. شیخ سلیمان بن معتوق عاملی (متوفای ۱۲۲۷ق.)
۸. شیخ حسین عشاری (متوفای ۱۲۱۳ق.)
۹. شیخ موسی بن جعفر کاشف الغطاء (متوفای ۱۲۴۳ق.)
۱۰. وحید بهبهانی (متوفای ۱۲۲۸ق.)
۱۱. سید صبغة الله افندی حیدری صفوی.
[۱۲] تکمله، ص۲۴۳ـ۲۴۴.
[۱۳] نقباءالبشر، ج۲، ص۶۷.
[۱۴] روضات الجنات، ج۴، ص۱۲۷.


شاگردان سید

[ویرایش]

از تعداد شاگردان سید اطلاع دقیقی در دست نیست اما برخی از شاگردان بلندآوازه وی عبارتند از:
۱. شیخ مرتضی انصاری، مؤلف کتاب‌های رسائل و مکاسب.
۲. میرزا محمدهاشم چهارسوقی اصفهانی.
۳. سید محمدباقر موسوی ، مؤلف کتاب روضات الجنات.
۴. سید محمد شفیع، مؤلف کتاب روضة البهیة
۵. شیخ سلیمان بن معتوق عاملی.
۶. سید جواد عاملی، مؤلف کتاب مفتاح الکرامة.
۷. آیة الله سید محمدحسن شیرازی.
[۱۶] نقباءالبشر، ج۲، ص۶۷.
[۱۷] منتهی الآمال، ج۲، ص۴۱۱.
[۱۸] فوائد الرضویه، ص۲۱۵.

۸. سید جعفر بن محمد اشرف طباطبایی.
۹. شیخ محمدحسن نجفی، مؤلف کتاب جواهر الکلام.
۱۰. سید محمدحسن بن محمدتقی موسوی اصفهانی.
۱۱. شیخ حسن بن شیخ جعفر نجفی.
۱۲. حاج میرزا زین العابدین موسوی چهارسوقی.
۱۳. سید عیسی بن محمدعلی عاملی (برادرزاده سید).
۱۴. شریف العلماء مازندرانی.
۱۵. سید ابوالحسن هاید بن سید محمدعلی (برادر زاده سید).
[۱۹] تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج۱، ص۲۲۹ و ۲۴۲.
[۲۰] اختران تابناک یا کشف الکواکب، ص۲۶۷.


سفرهای سید صدرالدین

[ویرایش]

علامه سید محمد صدرالدین عاملی، پس از سه دهه و اندی خوشه چینی از خرمن عالمان حوزه کهن نجف اشرف می‌رفت که به عنوان جوان‌ترین مرجع دینی در عرصه فقاهت و سیاست قد برافرازد که ناجوانمردانه در معرض تهدید و سوء قصد مخالفان حوزه و مرجعیت شیعی قرار گرفت به طوری که بارها مورد هجوم ناجوانمردانه واقع شد. از این رو، سید ناگزیر شد حوزه علمیه نجف را به قصد زیارت حرم هشتمین ستاره امامت ترک کند. از این رو، با خانواده اش وداع کرد و رهسپار خراسان شد.
سید در یکی از ماه‌های سال ۱۲۲۸ق. به مشهد رضوی مشرف شد. سید در جوار تربت جدش، به سرودن قصیده رائیه‌ای که معروف به «الرحله» است، مشغول شد و وقایع هجرت امام از مدینه تا مرو و داستان شهادت وی را به نظم درآورد. این قصیده در ۱۶۰ مصرع و به زبان عربی سروده شده است.
سید پس از وصول به کعبه مقصود، به سوی سرزمین تفتیده و کویری یزد حرکت کرد و می‌خواست از آن مسیر هر چه زودتر خود را به حوزه اصفهان و خویشاوندانش که در آنجا مقیم بودند، برساند. سید برای رفع خستگی، چند صباحی در یزد اقامت گزید. عالمان یزد به دیدار سید شتافتند و از وی تقاضا کردند تا در یزد اقامت کند. سید مدتی در این شهر ماندگار شد و با یکی از دختران پاکدامن این شهر ازدواج کرد.
سرانجام پس از مدتی، سید وارد اصفهان گردید و مورد استقبال بزرگان و مردم دین دوست و هنرمند شهر قرار گرفت و آنان از علامه سید محمد صدرالدین خواستند که در این شهر بماند.
علامه صدرالدین نیز ماندن در حوزه علمیه اصفهان را برای زندگی و تربیت طلاب انتخاب نمود و پس از چندی خانواده وی نیز از نجف وارد اصفهان شدند. آیة الله سید محمدباقر شفتی که از علمای نامدار شهر محسوب می‌شد، منزلی در محله چهارسوق و یا بیدآباد اصفهان برای علامه سید صدرالدین خرید و حاج رسول بادکوبه‌ای ـ که از مهاجرین آن دیار بود ـ با همکاری مردم محله، مسجدی در جوار منزل سید بنا کرد تا وی در آن به اقامه جماعت بپردازد. این مسجد، اکنون به نام مسجد نور حاج رسولی‌ها معروف است، آیة الله صدرالدین تا حدود هفتاد سالگی ـ یعنی تا سال ۱۲۶۲ق. ـ در اصفهان مشغول تدریس، تحقیق و خدمت بود.

منزلت علمی سید از منظر بزرگان

[ویرایش]


← سید محمدباقر موسوی


سید محمدباقر موسوی درباره سید صدرالدین چنین نوشته است:
«سید صدرالدین عاملی، از افاضل علمای وقت در فقه، اصول، حدیث، ادبیات، عروض و شعر بود. در تقریر و نحوه نگارش، زبردست بوددارای سرشت پاک و بصیرت کاملی بود شاعری شیرین بیان بود. از ایشان، آثار بسیار ارزشمندی مانده که آثار وی علو مقام و مرتبت علمی بلند ایشان را می‌رسانددر علوم روایی و حدیثی مهارت کامل داشت و در علم رجال، صاحب بصیرت بوددر فقه، ید طولایی داشت و در علوم عربی نیز سرآمد روزگار بود که نگارنده را یارای وصف او نیست
[۲۲] روضات الجنات، ج۴، ص۱۲۶.
».

← آیة الله سید حسن صدر


آیة الله سید حسن صدر جبل عاملی چنین نوشته است:
«سید صدرالدین عاملی، عالمی کامل و عامل بود که هرگز گرد هوای نفس نگشت و از ملامت سرزنش کنندگان نهراسید آمر به معروف و ناهی از منکر بود. خود اقامه حدود می‌کرداز زاهدان وارسته و گسسته از دنیا بود به طوری که از حلال دنیا به کمتر از آن اکتفا نمود میراثی غیر از کتاب باقی نگذاشت. سید نه زمین داشت، نه منزل و نه باغی در حالی که عیال زیادی داشت. وضعیت معیشت و زندگی سید در نجف و اصفهان تغییر نکرد نه از حیث خوراک و نه لباس.

← شیخ محمد حرزالدین


شیخ محمد حرزالدین چنین نگاشته است:
«سید والامقام به ایران هجرت نمود و مدت مدیدی در اصفهان ماندگار شد. وی در اصفهان تدریس می‌کرد و بزرگان در حلقه درس وی شرکت می‌کردند. او از جاه و منزلت بالایی برخوردار بود. بزرگانی از ایشان نقل حدیث نمودنددر حالی به نجف بازگشت که از فقها، علما و محققان محسوب می‌شد و احاطه کامل در حدیث و کلام داشت. او ادیب و شاعر زبردستی بود. ایشان قصائدی در وصف امیرمؤمنان علیه‌السّلام سرودند
[۲۴] معارف الرجال، ج۲، ص۳۲۸ و ۳۲۹.
».

← میرزا محمدعلی مدرس تبریزی


میرزا محمدعلی مدرس تبریزی درباره سید چنین نوشته است:
«آیة الله سید صدرالدین از اکابر فقهای شیعه و علمای امامیه می‌باشد که در فقه و اصول و حدیث و رجال و فنون ادب و عروض و دیگر علوم متداوله، از افاضل علمای وقت خود بودعلاوه بر مراتب علمیه، قریحه شعری صافی هم داشت در ایام صغر، غالبا در حوزه درس سید مهدی بحرالعلوم حاضر می‌شد..
[۲۵] ریحانةالادب، ج۳ ص۴۲۹.
».

← شیخ عباس قمی


شیخ عباس قمی، سید را چنین توصیف می‌کند:
«علامه صدرالدین عاملی از فقهای بزرگ و از علمای سترک و افضل از متاخرین بوددر استنباط و استخراج، بی نظیر بوداز نوادر قرن و یادگار سلف صالح بودند و از حیث حسب و نسب، در اعلا درجه بزرگی قرار داشتند
[۲۶] منتهی الآمال، ج۲، ص۴۱۰.


← سید محسن امین


سید محسن امین این گونه نوشته است:
«وی در نجف به تحصیل علوم پرداخت و در کاظمین از محضر استاد شیخ جعفر کبیر استفاده کرد و به دامادی ایشان افتخار یافت در محضر صاحب مفتاح الکرامه و شیخ سلیمان بن معتوق عاملی و سید محسن اعرجی نقل حدیث نمود و از آنان اجازه روایت گرفت. مشایخ اجازه ایشان از حیث سند به ده نفر بیشتر می‌رسید که از آن جمله از پدرش و از جدش و از شیخ محمدحسن حر عاملی، صاحب وسائل، نقل روایت می‌کرد. سید در پیشگاه علما و فضلا و ارباب دانش (امامیه و عامه)، عزیز و محترم بود».

ویژگی‌های علمی سید

[ویرایش]


← مؤلف تکملة


مؤلف تکملة امل الآمل می‌نویسد:
«شیخ جابر کاظمی که از ستارگان ادب و شعر محسوب می‌شود، درباره عظمت علمی سید صدر گفته است: سید صدرالدین، در باب منزلت شعر و ادب، بالاتر از سید رضی (مؤلف نهج البلاغه) بوده است».
[۲۸] روضات الجنات، ج۴، ص۱۲۷.


← سید احمد بن سید حیدر حسینی


سید احمد بن سید حیدر حسینی از عالمان کاظمین گفته است:
«سید صدرالدین، در روزگاری که همراه خانواده خود در بغداد حضور داشت، در درس یکی از علمای بزرگ اهل سنت به نام سید صبغة الله حاضر می‌شد و درباره امامت و... مناظراتی با وی داشت به طوری که استاد اهل سنت، از مناظره با سید عاجز گردید. از این رو، عرصه را بر سید تنگ کردند و بارها وی را مورد سوء قصد و اهانت قرار دادند تا او ناگزیر شد صحنه را ترک گوید.»

← شیخ صادق اعسم


شیخ صادق بن محسن اعسم نجفی گفته است:
«هرگاه سید صدرالدین بر شیخ محمدحسن، صاحب جواهر و شیخ حسن، فرزند شیخ جعفر کاشف الغطاء در نجف وارد می‌شد، آنان با تمام قامت جلوی پای سید بر می‌خاستند و جلو او دو زانو، مثل شاگرد، می‌نشستند و حال آن که آن دو از استادان درجه اول حوزه علمیه نجف اشرف محسوب می‌شدند.
در کتاب تکمله چنین آمده است:
روزی شاگردان صاحب جواهر، دور استاد خود حلقه زده بودند که آیة الله سید صدرالدین جبل عاملی وارد شد همین که شیخ، سیمای نورانی سید را ملاحظه کرد، از جا بلند شد و به استقبال وی شتاف تشانه‌های بستر سید را گرفته، در جایگاه خود نشاند و خود نیز مانند شاگردان در برابر سید زانو زد. در خلال گفت و گوهای علمی، سخن از اختلاف آرای فقها به میان آمد که سید رشته کلام را به دست گرفت تا رسید به طبقات فقها و آن چنان موضوع مورد بحث را تبین کرد که شنوندگان متحیر شدند و بعد صاحب جوابی فرمود: «عجیب جواهر گهر باری از کام سید فرو افتاد سبحان الله سبحان الله از این ذهن جوال و فکر سیال. به خدا سوگند این سید از عجائب روزگار است بایسته است فقهای ما خود را برای خوشه چینی از خرمن دانش سید آماده سازند».

شاگردان سید

[ویرایش]

بدون تردید سید در نجف و کربلا هم تدریس داشته است و شاگردان نامداری را تربیت کرده است اما اغلب تدریس وی در حوزه علمیه اصفهان بوده است. برخی از شاگردان سید عبارتند از:
۱. شیخ مرتضی انصاری.
۲. سید محمدباقر شفتی، معروف به حجة الاسلام شفتی اصفهانی.
۳. سید محمدباقر موسوی، مؤلف روضات الجنات.
۴. سید محمد شفیع، برادر مؤلف روضات الجنات.
۵. آقا میرزا محمدباقر چهارسوقی اصفهانی.
۶. سید جعفر، فرزند محمد اشرف طباطبایی.
۷. شیخ محمدحسن نجفی، فرزند صاحب جواهر الکلام.
۸. سید محمدحسن، فرزند سید محمدتقی موسوی اصفهانی.
۹. شیخ حسن، فرزند شیخ جعفر نجفی.
[۳۰] تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج۱، ص۲۳۹.


بازگشت به نجف

[ویرایش]

سید در یکی از شب‌ها، در عالم خواب، به حضور امام علی بن ابی طالب علیه‌السّلام رسید. حضرت خطاب به سید فرمود:
«یا صدر، انت فی ضیافتی فی النجف فرزندم در همین نزدیکی‌ها بر سر تربتم میهمان من خواهی بود.»
سید دریافت که هجرت از این جهان نزدیک شده است و باید آماده رفتن باشداز این رو تصمیم گرفت تا هر چه زودتر با اصفهان و حوزویان این شهر وداع گفته، خود را به سرزمین نجف برساند. از این جهت، در اواخر شوال ۱۲۶۳ ق. اصفهان را ترک کرد و به شهر کاظمین رفت و چند ماهی در جوار مرقد مبارک اجداد خود اقامت گزید و بعد به کربلا و سرانجام به نجف اشرف رفت.
سید در نجف، در منزل برادرش، سید ابوالحسن ساکن شد و پس از یک سال و چند ماه، سرانجام در ۱۴ محرم الحرام ۱۲۶۳ق. به جهان ابدی شتافت.

ویژگی‌های اخلاقی سید

[ویرایش]

سید محمد صدرالدین در ساده زیستی، تقوا و حسن معاشرت، کم نظیر بود. شیخ عبدالعالی اصفهانی نجفی، چنین نقل کرده است:
«شبی از شب‌های ماه مبارک رمضان، در حرم امیر مؤمنان بودم که آیة الله صدر وارد شد پس از اتمام ادعیه و زیارات مخصوص، پشت ضریح مقدس قرار گرفت شروع کرد به قرائت دعای سحری که راوی آن ابوحمزه ثمالی است تا رسید به این جمله: «الهی لاتودبنی بعقوبتک» این جمله را آن قدر تکرار کرد که از حال رفت و بی هوش گردید و زائرین و خادمان وی را از حرم به بیرون منتقل کردند.»
سید معمولا قبل از اذان وارد حرم می‌شود و بسیار اشک می‌ریخت بارها شنیده شده که درحال راز و نیاز، این بیت را زمزمه می‌کرد:
رضاک رضاک لا جنات عدن• • • و هل عدن تطیب بلا رضاک
خدای من! ارباب من! من تنها رضایت تو را می‌خواهم نه بهشت عدن را. آیا بر فرض ورود به بهشت، عدن، بی روی تو، چه ارزشی می‌تواند داشته باشد.

کرامات سید

[ویرایش]

سید در حوزه اصفهان علاوه بر تدریس و مرجعیت، بر کرسی قضاوت نیز تکیه زده بود و حکم خدا را نسبت به مجرمین اجرا می‌کرد. اصفهان با آمدن سید آرامش و سکون یافته بودبه طوری که کسی از خلاف کاران و سارقان، جرئت انجام عمل خلافی را نداشتند زیرا سید اجرای حدود می‌کرد و متخلف را به جزای اعمالش می‌رساند به طوری که متخلفان از خادم وی هم می‌ترسیدند.
یکی از کرامات سید این است که یک بار در اصفهان مجلس عزاداری برای امام حسین علیه‌السّلام برقرار شد که سید و جماعتی از اعیان و اشراف نیز در آن مجلس حضور داشتنددر همین وقت، یکی از شاهزادگان جوان وارد شد در حالی که ریشش را تراشیده بود. سید نگاهی به صورت او انداخته، گفت:
«حلق اللحیة من شعار المجوس و صار من عمل اهل الخلاف تراشیدن ریش، از نشانه‌های مجوسیان است و الگویی برای اهل خلاف شده است».
مجلس در سکوت محض فرو رفته بود و نفس‌ها در سینه حبس شده بود کسی در برابر سیدجرات سخن گفتن و دفاع از عمل خلاف شاهزاده را نداشت محفل در بن بست عجیبی گرفتار شده بود. سید با خود می‌گفت: مجلسی که برای عزاداری امام شهدا منعقد شده، می‌ترسم که سقف بر سر همه فرو ریزد ناگاه صاحب مجلس از واعظ تقاضا کرد تا منبر برود. تمام وجود سید را خشم فرا گرفته بود. وقتی واعظ بر فراز منبر قرار گرفت، سید از جا بلند شد و از مجلس بیرون رفت و ناگهان سقف فرو افتاد و جمعی مجروح و مصدوم شدند.
[۳۳] منتهی الآمال، ج۲، ص۴۱۲.


آثار صدرالدین

[ویرایش]

صدرالدین از فقیهان زبردستی است که در نویسندگی چیره دست بوده است. آثار سید عبارتند از:
۱. شرح قطرالندی فی النحو شیخ ابوعبدالله انصاری.
۲. رسالة فی حجیة الظن.
۳. تعلیقة علی منتهی المقال.
۴. قرة العین فی النحو.
۵. منظومة فی الرضاع.
۶. حاشیه بر کتاب تسهیل ابن مالک.
۷. حواشی بر کتاب منتهی الآمال من کلام مغنی اللبیب شیخ احمد معروف به حلبی.
۸. اسرة العترة (فقه استدلالی).
۹. القسطاس المستقیم.
۱۰. المستطرفات (فقه).
۱۱. رسالة فی مسائل ذی الراسین.
۱۲. رساله‌ای در احوال محمد بن ابی عمیر.
۱۳. رسالة فی شرح مقبوله عمر بن حنظله.
۱۴. قوت لا یموت (رساله عملیه فارسی).
۱۵. و المجال فی الرجال.
۱۶. تعلیقة علی نقد الرجال سید مصطفی تفریشی.
۱۷. قصائد و اشعار عربی.

شب وصال

[ویرایش]

مؤلف کتاب روضات الجنات که شاگرد و از دوستان علامه سید صدرالدین بود، می‌نویسد:
«سید محبت عجیبی نسبت به من و تالیفاتم داشت به گونه‌ای که برخی از نوشته‌های مرا مطالعه و بررسی می‌کرد. او همواره از خداوند می‌خواست که شهادت نصیبش شود و در حرم حضرت علی علیه‌السّلام به خاک سپرده شود.»
او همچنین از قول نوه آیة الله صدر ـ سید محمد فرزند سید ابوالحسن چنین نقل می‌کند: «شب آخر حیات جدم، در محضر وی بودم. او لحظه‌ای غافل از ذکر حضرت حق نبود. پاسی از شب گذشته بود و جمعی از خویشاوندان اطراف وی حلقه زده بودیم که ناگاه آقا فرمود: بروید بخوابید. همه رفتند فقط من ماندم مشغول مطالعه کتابی شدم. آقا فرمود: چه می‌خوانی؟ گفتم: شرح ابن ناظم بر الفیه ابن مالک را. گفت: کدام قسمت را؟ عرض کردم: بحث «الف و لام» را. گفت: ابن مالک می‌گوید:
«ال حرف تعریف او اللام فقط
کالطرس ذی الحظ الملیح و النفط» ولی من می‌گویم:
«ال هی للتعریف لا اللام فقط• • • کالطرس...»
آن گاه تفاوت این دو بیت را از من پرسید و بعد متوجه شدم که آقا می‌خواهد بگوید که لحظه‌ای مرا تنها بگذارید. از این رو، از اتاق خارج شدم و در گوشه‌ای نشسته، مشغول نگارش تفاوت‌های دو بیت مذکور شدم که ناگهان صدای حزینی به گوشم رسید. گوش دادم صدای آقا بود که می‌گفت: لا اله الا الله، محمد رسول الله.... فهمیدم که لحظات وداع و سکرات مرگ آیت حق، سید صدرالدین است با سرعت به پدرم خبر دادم و با هم وارد اتاق سید شدیم. آقا، رو به سمت قبله نموده بود و منتظر جان دادن به صاحب جان بود و بعد در یک چشم بر هم زدن، سید صدرالدین، برای همیشه جهان را وداع گفت. پاسی از شب بود که درب حیاط کوبیده شد. رفتم درب را باز کنم دیدم مرد بزرگواری پشت در ایستاده است. برای اولین باری بود که وی را زیارت کردم. او گفت: سید صدرالدین به دیدار حق شتافت و از این ویرانه زندان پر گشود. گفتم: آری. گفت: در یکی از حجره‌های صحن شریف مرتضوی، نزدیک باب الفرج، قبری آماده است تعجب کردم و دیگر آن مرد را ندیدم! »
سرانجام آیة الله سید صدرالدین، نابغه قرن در شب ۱۴ محرم الحرام ۱۲۶۳ق. به جهان ابدی سفر کرد و فردای آن روز، تشییع بزرگی صورت گرفت و بر پیکر سید، شیخ محمدعلی، فرزند شیخ جعفر کاشف الغطاء نماز گزارد و در زاویه غربی صحن امام علی علیه‌السّلام معروف به باب السلطان، به خاک سپرده شد.

فرزندان سید

[ویرایش]

علامه سید صدرالدین عاملی، همسرانی اختیار نموده و صاحب فرزندان زیادی بود. اولین همسر وی، دختر استاد بزرگوارش شیخ اکبر کاشف الغطاء بود که در نجف تشکیل خانواده داد و از این بانو، صاحب یک فرزند پسر و چهار دختر شد که عبارتند از:
۱. آیة الله سید محمدعلی معروف به آقا مجتهد.
۲. همسر ملا محمدصالح جویباری.
۳. همسر حاج شیخ محمدباقر نجفی.
۴. همسر آقا میرزا محمدهاشم چهارسوقی.
۵. همسر میرزا محمدتقی حسین آبادی.
دومین همسر وی، دختر سید ابوالحسن خوشمزه اصفهانی بود. همسر سوم سید، اهل یزد بود.
دیگر فرزندان سید عبارتند از:
۱. سید اسماعیل
۲. سید ابوالحسن
۳. سید حسین.
۴. سید ابوجعفر.
۵. همسر شیخ عبدالهادی قاضی.
۶. همسر شیخ محمدشریف دزفولی.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. روضات الجنات، محمدباقر خوانساری، ج۴، ص۱۲۶.
۲. نقباءالبشر، شیخ آقا بزرگ تهرانی، ج۲، ص۶۶۸.
۳. نقباءالبشر، شیخ آقا بزرگ تهرانی، ج۲، ص۶۶۹.
۴. مکارم الآثار، معلم حبیب آبادی، ج۱، ص۸ـ۹.
۵. روضات الجنات، ج۴، ص۱۲۶.
۶. تاریخ اجتماعی اصفهان، ج۱، ص۲۲۲ـ۲۲۳.
۷. روضات الجنات، ج۴، ص۱۲۶.
۸. منتهی الآمال ج۲، ص۴۱.
۹. تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج۱، ص۲۲۴.
۱۰. روضات الجنات، ج۴، ص۱۲۶.
۱۱. تکملة امل الامال، ص۴۳.
۱۲. تکمله، ص۲۴۳ـ۲۴۴.
۱۳. نقباءالبشر، ج۲، ص۶۷.
۱۴. روضات الجنات، ج۴، ص۱۲۷.
۱۵. اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج۹، ص۳۷۲.    
۱۶. نقباءالبشر، ج۲، ص۶۷.
۱۷. منتهی الآمال، ج۲، ص۴۱۱.
۱۸. فوائد الرضویه، ص۲۱۵.
۱۹. تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج۱، ص۲۲۹ و ۲۴۲.
۲۰. اختران تابناک یا کشف الکواکب، ص۲۶۷.
۲۱. تکملة امل الامل، سید حسن صدر، ص۲۳۷.    
۲۲. روضات الجنات، ج۴، ص۱۲۶.
۲۳. تکملة امل الآمل، سید حسن الصدر، ص۲۴۰.    
۲۴. معارف الرجال، ج۲، ص۳۲۸ و ۳۲۹.
۲۵. ریحانةالادب، ج۳ ص۴۲۹.
۲۶. منتهی الآمال، ج۲، ص۴۱۰.
۲۷. اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج۹، ص۳۷۲.    
۲۸. روضات الجنات، ج۴، ص۱۲۷.
۲۹. تکمله امل الآمل، سید حسن الصدر، ص۲۳۶و۲۳۷.    
۳۰. تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج۱، ص۲۳۹.
۳۱. تکملة امل الآمل، سید حسن الصدر، ص۲۴۰.    
۳۲. تکملة امل الآمل، سید حسن الصدر، ص۲۳۹۲۴۰.    
۳۳. منتهی الآمال، ج۲، ص۴۱۲.
۳۴. تکملة امل الآمل، سید حسن الصدر، ص۲۳۹۲۴۰.    


منبع

[ویرایش]

سایت فرهیختگان تمدن شیعه، برگرفته از مقاله«سید محمد صدرالدین».    



جعبه ابزار